دارالوکاله سهراب قاضی زاده Suhrab Qazizadah Law Office

دارالوکاله سهراب قاضی زاده Suhrab Qazizadah Law Office وکیل مدافع

ماده (۱۴۱۳): شخص مضارب در واقع امین است بناء رأس المال در دست او حکم امانت را دارد و از نگاه اینکه در سرمایۀ مذکور حق تص...
06/23/2026

ماده (۱۴۱۳): شخص مضارب در واقع امین است بناء رأس المال در دست او حکم امانت را دارد و از نگاه اینکه در سرمایۀ مذکور حق تصرف را دارد پس وکیل رب المال است و هرگاه ربحی کمائی کند، در آن شریک می باشد.
ماده (۱۴۱۴): شخص مضارب در عقد مضاربت مطلقه به مجرد عقد مضاربت راجع به چیز های که از لوازم و مقتضیات این عقد شمرده می شوند، مأذون بالعمل بوده می تواند کار خود را عملاً آغاز کند.
چنانچه به منظور ربح و بدست آوردن فایده، بیع شراء برایش مجاز دانسته می شود لاکن اگر مالی را به غبن فاحش خریداری کند به خودش تعلق می گیرد و داخل مضاربت نمی گردد.
ثانیاً: برایش جایز است که به پول نقد یا نسیه کم یا زیاد، چیزی را به فروش برساند، البته برایش اجازه است که در حدود عرف و عادات جاری میان اهل تجارت، برای جانب مقابلش مهلت نیز بدهد در غیر آن حق ندارد اموال را تا مدت طولانی که عرف تجار آنرا قبول نمی کند، به فروش برساند (یعنی مهلت خلاف مقتضای عادات است)
سوم: برایش مجاز است که حواله را به عوض ثمن مالی که فروخته است قبول کند ( و پول را به جای مشتری از محال علیه اخذ کند.
چهارم: جایز است که شخص دیگری را به بیع و شراء وکیل بگیرید.
پنجم: برایش جایز است که مال مضاربت را طوری امانت، ابضاع ( سرمایه تجارتی دادن)، گرو و اجاره بدهد و یا در مقابل آن چیزی را گرو بگیرد و یا بخشی از آنرا در مقابل اجاره کاری پرداخت کند.
ششم: می تواند به منظور داد و ستد به شهر دیگر برود.
ماده (۱۴۱۵) : شخص مضارب بر عقد مضاربت مطلقه به مجرد عقد مضاربت چنین اجازه ندارد که مال مضاربت را با مال خودش خلط نماید، همچنان مال مذکور را به مضاربت داده نمی تواند. لاکن اگر مضارب در شهری باشد که تجار عادتأ مال خود را در مضاربت مطلقه با مال مضاربت خلط می نمودند در این صورت مضارب حق خلط آنرا دارد و در این امر مأذون می باشد.
ماده (۱۴۱۶) : هرگاه صاحب مال در مضاربت مطلقه امور مضاربت را به نظر مضارب تفویض کند و بگوید که طبق نظر خود رفتار کن در این صورت مضارب ماذون است تا مال مضاربت را با مال خود خلط نماید و نیز میتواند در هر حال مال مذکور را به دیگری به مضاربت بدهد، لاکن در این صورت اجازه ندارد مال مضاربت را هبه یا قرض بدهد و یا آنرا در دین شامل سازد که دین مذکور اضافه از سرمایه است بلکه اجرای امور متذکره موقوف و منوت به اذن صریح صاحب مال است.
ماده (۱۴۱۷) : هرگاه مضارب مال مضاربت را به مال خویش خلط نماید، ربح حاصل بر اساس مقدار سرمایه قابل تقسیم است. یعنی ربح سرمایه خود را خود مالک می گردد و آنرا اخذ می نماید، و ربح مال مضاربت میان مضارب و صاحب سرمایه بر اساس شرطی که گذاشته شده است تقسیم می شود.
ماده (۱۴۱۸) : مالی را که مضارب علاوه به سرمایه به اجازه مالک نسیه میگردد، میان هر دو به شرکت وجوه مشترک دانسته می شود.
ماده(۱۴۱۹) : هرگاه مضارب بر عمل مضاربت به محلی برود که غیر از شهری می باشد که وی در آن بوده است، در این صورت مصرف خود را به اندازه معمول در عرف، از مال مضاربت گرفته می تواند.
ماده (۱۴۲۰) : هر وقتی که صاحب مال شرطی بگذارد و بر مضاربت قیدی وارد کند، مضارب بر رعایت آن مکلف شناخته می شود.
ماده (۱۴۲۱) : هرگاه مضارب از حدود اذن خارج شود و با شرط تعیین شده در وقت عقد مخالفت کند، غاصب گفته می شود و در این حالت مفاد و خساره که توسط داد و ستد وی به دست می آید، همه به خودش مربوط می شود و اگرمال مضاربت در این حالت تلف شود، مضارب موصوف ضامن می باشد.
ماده (۱۴۲۲) : هرگاه مضارب با مالک در حالی که او را نهی می کند، مخالفت ورزد چنانچه برایش بگوید که مال مضاربت را به فلانی محل مبر و به نسیه آنرا مفروش ولی مضارب مال مضاربت را به آن محل برد و مال تلف شد و یا آنرا به نسیه فروخت و قیمت آن هلاک و نابود شد، مضارب در هر دو صورت ضامن می باشد.
ماده(۱۶۲۳) : هرگاه مالک یا رب المال مضاربت را به وقت معین توقیت نماید، با گذشتن وقت مذکور مضاربت فسخ می گردد.
ماده (۱۴۲۴) : هرگاه صاحب مال، مضارب را عزل کند، بر او لازم است تا عزل را بر مضارب اعلام بدارد و تصرفات مضارب تا زمانی که از موضوع معزول شدنش آگاه می شود معتبر پنداشته می شوند. ولی مجاز نیست که بعد از وقوف بر عزل، در پول نقدی که به اختیار وی قرار دارد تصرف کند لاکن هرگاه در اختیار مضارب اموالی غیر نقد موجود بود، می تواند اموال مذکور را بفروشد و آنرا به نقد بدل نماید.
ماده (۱۴۲۵) : مضارب در مقابل کارش مستحق ربح شناخته می شود قیمت کار به اساس عقد معلوم می گردد پس ها مقداریکه از ربح در عقد مضاربت برای مضارب تخصیص داده شود نظر به همان شرط سهم خود را دریافت می‌کند.
ماده (۱۴۲۶) : صاحب سرمایه به اساس سرمایه اش ربح مستحق می گردد، پس در مضاربت فاسده تمام ربح به وی تعلق می گیرد و مضاربت حیثیت اجیری را دارد که مستحق اجری مثل شناخته می شود ولی اجرت از مقدار یکه در عقد شرط گذاشته شده تجاوز کرده نمی تواند و اگر ربح موجود نباشد، مستحق اجر مثل شناخته نمی شود.
ماده (۱۴۲۷) : هرگاه مقداری از مال مضاربت تلف شود، نخست از ربح حساب گردیده و به سرمایه سرایت نمی کند پس اگر از مقدار و ربح تجاوز کند و به سرمایه سرایت نماید، مضارب ضامن پنداشته نمی شود خواه مضاربت صحیحه باشد یا مضاربت فاسده.
ماده (۱۴۲۸): در هر حال ضرر و خساره به صاحب مال تعلق دارد و اگر شرط بگذارد که ضرر و خساره میان هر دو (رب المال و مضرب ) مشترک باشد ، این شرط اعتبار ندارد.
ماده (۱۴۲۹) : هرگاه رب المال ( صاحب مال) بمیرد و یا به جنون مطبق ( خطرناک) مصاب شود مضاربت فسخ می گردد.
ماده (۱۴۳۰) : هرگاه مضارب در حال بی خبری و ناگهانی بمیرد، ضمان در ترکه او لازم می گردد و به ماده (۸۰۱ و ۱۳۵۵) مراجعه شود.
مجله الاحکام العدلیه.
دارالوکاله سهراب قاضی زاده
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

در بیان شروط مضاربت !ماده (۱۴۰۸): اهلیت مالک سرمایه برای تو‌کیل (وکیل گرفتن ) و اهلیت مضارب برای وکالت شرط است.ماده (۱۴۰...
06/23/2026

در بیان شروط مضاربت !
ماده (۱۴۰۸): اهلیت مالک سرمایه برای تو‌کیل (وکیل گرفتن ) و اهلیت مضارب برای وکالت شرط است.
ماده (۱۴۰۹): شرط سرمایه این است که مالی باشد که قابلیت سرمایه شدن برای شرکت را داشته باشد.
(فصل سوم باب شرط عقد ملاحظه شود).
پس مجاز نیست که عقار و اموال منقول و دینی که بر ذمه اشخاص می باشد سرمایه مضاربت قرار گیرد لاکن اگر مالک سرمایه اموالی از نوع عروض (غیر نقود) را به شخصی مضارب اعطاء کرد و برایش گفت این اموال را به فروش برسان و به پول آن مضاربت کن و شخصی مضارب نیر این موضوع را پذیرفته و مال را قبض کرد، و سپس آنرا به فروش رسانیده و پول آنرا به حیث رأس المال در جهت داد و ستد مورد استفاده قرار داد، در این صورت مضاربت میان ایشان بدین ترتیب درست می باشد. همچنان اگر بگوید دینی را که بر ذمۀ فلان شخص قرار دارد و این قدر مبلغ است قبض کن و به آن مضاربت نما و جانب مقابل قبول نمود، در این صورت نیز مضاربت صحت دارد.
ماده (۱۴۱۰) : تسلیم نمودن سرمایه به شخص مضارب شرط می باشد.
ماده (۱۴۱۱): در عقد مضاربت نیز مثل شرکت عقد شرط است که باید سرمایه معلوم و حصه هر یکی از عاقدین در ربح به طور جزء شایع چون نصف و ثلث معین باشد و اگر از شرکت به طوری مطلق تعبیر شود مثلاً بگوید: ربح میان ما مشترک باشد، چنین قولی به شرکت مساوات یا مناصفه تعبیر می گردد و ربح به طور بالمناصفه میان صاحب مال و مضارب قابل تقسیم است.
ماده (۱۴۱۲) : هر گاه شرطی از این شروطی مذکور در باب مضاربت معدوم گردد، مثلاً سهمیه ربح عاقدین جزء شایع نباشد بلکه ربح یکی چن قرش معین گردد، در این صورت مضاربت فاسد می شود.
کتاب مجلة الاحکام العدلیه
دارالوکاله سهراب قاضی زاده
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

مشتمل بر سه فصل است.فصل اول:در بیان تعریف مضاربت و اقسام آن: ماده (۱۴۰۴ ) : مضاربت یک نوع شرکت است به این ترتیب که سرمای...
06/23/2026

مشتمل بر سه فصل است.
فصل اول:
در بیان تعریف مضاربت و اقسام آن: ماده (۱۴۰۴ ) : مضاربت یک نوع شرکت است به این ترتیب که سرمایه از یک طرف و کوشش و عمل از طرف دیگر است که اصطلاحاً صاحب سرمایه را رب المال و عامل را مضارب گویند.
ماده (۱۴۰۵): رکن مضاربت عبارت از ایجاب و قبول است.
مثلاً: اگر صاحب سرمایه برای مضارب بگوید همین سرمایه را به طور مضاربت بگیرد و مجاهدت و یا عمل کن به این شرط که ربح میان ما منصفه یا بر اثاث دوثلث و یک ثلث قابل تقسیم می باشد و یا قولی دیگری را بگوید که معنی مضاربت را افاده کند مثل اینکه بگوید این دراهم را بگیر و آنرا سرمایه بگردان وربح میان ما شما به این تناسب مشترک باشد و مضارب آنرا قبول کند، در این صورت مضاربت انعقاد می یابد.
ماده (۱۴۰۶) مضاربت دو قسم است : مضاربت مطلق و مضاربت مقید.
ماده (۱۴۰۷) مضاربت مطلقه آنست که به کدام زمان و مکان معین و نوع و تجارت خاص و نیز تعیین بایع مشتری مقید نمی باشد. و اگر به یکی از قیودات متذکره مقید گردانیده شود، مضاربت مقیده پنداشته گفته می شود.
مجلة الاحکام العدلیه
دارالوکاله سهراب قاضی زاده
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

قرارداد مضاربه چیست ؟در این نوع معامله دو نفر در یک کار شریک می‌شوند؛ یکی مالک و دیگری ضارب؛ پول لازم برای کار توسط یکی ...
06/23/2026

قرارداد مضاربه چیست ؟

در این نوع معامله دو نفر در یک کار شریک می‌شوند؛ یکی مالک و دیگری ضارب؛ پول لازم برای کار توسط یکی تامین می‌شود و کار هم توسط دیگری انجام می‌شود.
افراد باید یک تعهد و قراردادی برای تقسیم سود بین خودشان ببندند و به نسبت پول و کار، سود را تقسیم کنند، در این امر می‌توان از یک وکیل یا مشاور حقوقی کمک گرفت. مضاربت عقدی است که در آن یکی از متعاملین سرمایه را تامین می‌کند با شرط اینکه طرف دیگر با آن تجارت کند. دو طرف در سود آن شریک هستند. همچنین صاحب سرمایه مالک و فرد کارکننده ضارب نامیده می‌شود “. یکی دیگر از مواردی که مطرح شده‌ است، این است که می‌توان در معامله نوع تجارت را مشخص نکرد. در چنین صورتی فرد عامل می‌تواند هر نوع تجارتی را با توجه به عرف و دین انجام دهد. به طور مثال می‌توان قرارداد مضاربه بورس یا قرارداد مضاربه بانکی انجام داد و سود را بین طرفیت تقسیم کرد.

نکات قرارداد مضاربه از لحاظ شرعی:

یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشته باشید، این است که امکان حرام شدن این معامله شرعی وجود دارد.
یعنی اگر کمی بی‌دقتی شود معامله مضاربه سر از ربا در خواهد آورد. این معامله برای افرادی مفید است که دارای سرمایه کافی هستند. اما به دلایلی نمی‌خواهند کار کنند. در این صورت باید با یک نفر معامله کنند و به اصطلاح معروف بازاریان به شکل “کار از یکی و سرمایه از یکی” عمل کنند. اما باید مواظب بود که این قرارداد به ربا آلوده نشود.

سود حاصل از مضاربه به چه صورت است؟
سودی که از این قرارداد به دست می‌آید، شامل منافعی است که از خرید و فروش جنس به دست می‌آید. پس سودی که از این کار به دست می‌آید، باید ناشی از یک تجارت خاص باشد و حتما منفعتی در آن وجود داشته باشد.
در ابتدای معامله باید سهم هر طرف مشخص باشد و همانطور که در بخش‌های قبلی گفته شد، این سهم به صورت یک دوم، یک سوم و یک چهارم باشد. البته ممکن است این مقدار به صورت درصدی هم باشد. مثلا یکی از طرفیت 35% و دیگری 65% از سود را ببرد.

سرمایه الزاما باید به صورت نقدی باشد:

طرفین معامله باید در نظر داشته باشند که سرمایه کار باید به صورت نقدی باشد.
طور مثال نمی‌توان یک وسیله یا دستگاه را در اختیار یک فرد قرار داد و بعد از او سود حاصل از کار را طلب کرد. در این مورد باید یادآوری کنیم که وجه نقد می‌تواند پول رایج هر کشوری باشد.
عدم استفاده از طلب و بدهی
هیچ وقت نمی‌توان طلب و بدهی را به عنوان سرمایه‌ قرار داد. همچنین نمی‌توان چک مدت‌دار یا چیزی شبیه به آن دریافت کرد و مبلغ سرمایه را برعهده گرفت.
پل ارتباطی با ما

0747904909
0773530035
0786838583

🏫آدرس دفتر :مقابل ولایت کابل آریانا مارکیت.
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl

۷۵ضرب‌المثل حقوقي کشورهای متفاوت.1_ قانون سه روز پیرتر از دنیاست. (استونیايي)2_قلم و جوهر بهترین شهودند. (پرتغالي)3_ قضا...
06/23/2026

۷۵ضرب‌المثل حقوقي کشورهای متفاوت.

1_ قانون سه روز پیرتر از دنیاست. (استونیايي)

2_قلم و جوهر بهترین شهودند. (پرتغالي)

3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد. (آلماني)

4_ حقیقت، دختر زمان است. (ایتالیايي)

5_قانون غالبا دندان خود را نشان می‌دهد ولی گاز نمی‌گیرد. (انگلیسی)

6_حقیقت سنگین است، لذا عده‌ای معدود حاضرند آن را حمل کنند. (عبری)

7_حقیقت را می‌توان خم کرد، ولی نمی‌توان آن‌ را شکست. (ایتالیایی)

8_ حرف حق شمشیری است، برنده. (فارسی)

9_قاضی که بی‌گناهی را محکوم سازد، وجدان خود را محکوم کرده است. (سوئدی)

10_حقیقت غالبا در یک استخر زشت پنهان است. (چینی)

11_ قانون چاه بی انتهاست، هر که گرفتارش شد کارش ساخته است. (چینی)

12_قاضی خوب همسایه بد است. (آمریکايی)

13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز. (استونی)

14_قانون مانند تار عنکبوت است، سوسک از آن رد می شود ولی مگس گرفتار می‌گردد. (چک)

15_قانون همه را می لیسد. (اسکاتلندی)

16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت می‌کند. (انگلیسی)

17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند. (اسپانیايی)

18_حق شناسی بار سنگینی است. (اسکاتلندی)

19_حق بالاتر از قانون است. (روسی)

20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند، قانون نیست. (انگلیسی)

21_حقیقت در ته چاه نهفته است. (فرانسوی)

22_حقیقت گرزی است که فرود می‌اید و همه را می‌کشد. (فرانسوی)

23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است. (المانی)

24_حقیقت، بهتر از طلاست. (انگلیسی)

25_حقیقت، مهر خداست. (عبری)

26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان می کند. (ایتالیایی)

27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود می‌ترساند. (المانی)

۲۸ـ اگر نمی خواهی سرت کلاه برود، قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. (چینی)

۲۹ـ انکه تهمت می‌زند هزار بار می‌کشد ولی قاتل فقط یک بار می‌کشد. (چینی)

۳۰ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می‌شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می‌شود. (عبری)

۳۱ـ از شوخی قاضی فقط خودش می‌خندد و همنشینش. (ایتالیایی)

۳۲ـ بی عدالتی بها ندارد. (استونی)

۳۳ـ بی عدالتی دایه پزشک است. (المانی)

۳۴ـ تمام براهین دادگاهی قابل قبول‌اند. (ترانسوال)

۳۵ـ تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود. (فارسی)

۳۶ـ اگر در جوانی سوزنی بدزدی در پیری پول خواهی دزدید. (چینی)

۳۷ـ اگر وکیل دادگستری را با اردنگی پایین پله ها اندازید تا پایان عمر به شما خواهد چسبید. (انگلیسی)

۳۸ـ تمام قوانین عادلانه نیست. (اسکاتلندی)

۳۹ـ آفتابه دزدها را به دار می‌آویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم. (المانی)

۴۰ـ اگر میخواهی قاضی خوبی باشی باید به حرف های همه گوش بدهی. (برزیلی)

۴۱ـ جهنم و محکمه عدالت همیشه باز هستند. (المانی)

۴۲ـ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه. (فرانسوی)

۴۳ـ ازدواج زودش اشتباه است و دیرش اشتباهی بزرگتر. (فرانسوی)

۴۴ـ آنکه می‌دزدد به دار آویخته نمی‌شود بلکه آنکه گرفتار می‌گردد به دار آویخته می‌شود. (چک)

۴۵ـ چو بد کردی مشو ایمن ز آفات ...... که واجب شد طبیعت را مکافات. (فارسی)

۴۶ـ حق با زور است. (انگلیسی)

47_ هر جا که جامعه باشد، حقوق هم است. (لاتینی)

48_ اگر میخواهی بر اسرار مردی واقف شوی، فقط از همسایگانش سوال کن. (چینی)

۴۹ـ انسان نباید با چکش اهنین در خانه قاضی را بزند. (المانی)

50_تمام اختلافات از « آری » و « نه » بر میخیزد. (فرانسوی)

۵۱ـ برایی آنکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو. (انگلیسی)

۵۲ـ خدا می خواست ادمیان را تنبیه کند و قضاوت را به جانشان انداخت. (روسی)

۵۳ـ «اشتباه» می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ولی «حقیقت» در یک دروازه گیر می‌کند. (اتازونی)

54_عدالت همیشه گرسنه است. (بلغارستانی)

55_ دل انسان آهن است و قوانین کشور کوره. (چینی)

56_دزد مرتکب فقط یک جنایت شده، و آنکه مالش به سرقت رفته مرتکب صد جنایت. (زیرا به دیگران تهمت دزدی می‌زند). (ارمنی)

57_شوهر قانون است برای همسرش. (روسی)

58_دزد به دزد می‌زند خدا خنده‌اش می‌گیرد. (فارسی)

59_دزد، بازار را آشفته می خواهد. (فارسی)

60_شمشیر عدالت غلاف ندارد. (فرانسوی)

61_صدای جلنگ جلنگ پول غالبا صدای عدالت را از بین می برد. (یوگسلاوی)

62_دزد از خانه مفلس خجل اید بیرون. (فارسی)

63_عدالت از آنچه در قانون نوشته شده معلوم می شود. (چینی)

64_فقط پزشکان می توانند آدم بکشند و از کیفر در امان باشند. (اسلواکی)

65_عدالت بی عدالتی می شود وقتی که بر سر یک نفر دو ضربه وارد کنی در حالی که مستحق فقط یک ضربه است. (بلژیک)

66_دزد ناشی به کاهدان می زند. (فارسی)

67_دزد راه باش، دزد سفره مباش. (آذربایجانی)

68_عرف و عادت مادری است که همه باید از او اطاعت کنند. (برونئي)

69_وقتی که رفیق، قاضی شود باید فاتحه قانون را خواند. (ایتالیایی)

70_دزدان بزرگ افتابه دزد را به دار می آویزند. (چک)

71_عدالت بهتر از عبادت است. (عبری)

72_دادگستری خیلی زیاد، غالبا ستم خیلی زیاد است. (فرانسوی)

73_عدالت کور است و کسی را نمی بیند. (انگلیسی)

74_دزد خوب نگهبان خوب می شود. (نگروئی)

75_روباه نباید موقع محاکمه مرغ قاضی دادگاه باشد. (چینی)

روبرداشت
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

قاضی_یا_معلمشخصی آشنا از معلمی پرسید ؟شما خو قاضی بودين :چرا قضاوت را رها كردين و معلم شدين ؟!معلم  جواب داد:چون وقتی به...
06/23/2026

قاضی_یا_معلم

شخصی آشنا از معلمی پرسید ؟
شما خو قاضی بودين :
چرا قضاوت را رها كردين و معلم شدين ؟!

معلم جواب داد:
چون وقتی به مراجعين و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق ميشدم
ميديدم اکثراء كسانی هستند كه يا آموزش نديده اند و يا دیدگاه درستی ندارند.

بخودم گفتم :
بجاي پرداختن به شاخ و برگ ،
بايد به اصلاح ریشه بپردازیم

و ما به معلم دانا و توانمند
بیش از قاضی عادل نیازمندیم
(روبرداشت)
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl

تخارج از خروج گرفته شده و در اصطلاح علم میراث عبارت از اینکه : از جمله وارثان میت یکی با اخذ شئ معینی از متروکه از سهیم ...
06/23/2026

تخارج از خروج گرفته شده و در اصطلاح علم میراث عبارت از اینکه : از جمله وارثان میت یکی با اخذ شئ معینی از متروکه از سهیم شدن در متروکهٔ متباقی خارج گردد. انجام چنین عمل در صورت رضایت تمام ورثه میت جایز می‌باشد.لذا در صورتیکه یکی از ورثه یا اخذ یک شئ از متروکه با ورثه دیگر صلح نماید سهم وارث مذکور از تصحیح مسئله طرح گردیده، متروکه متباقی برسهام متباقی تصحیح تقسیم می گردد.
چنانچه دراین مسئله :
اصل مسئله با زوج از (۶)
--------------------------------------------------------------------------
زوج ام عم

۳ ۲ ۱

لذا در صورتیکه زوج با اخذ چیزی از متروکه صلح کند متروکه متباقی بر سهام (۲) و عم (۱) که (۳) سهام می شود تقسیم گردیده سهم زوج از بین برداشته می شود.
همچنان در مسئله :
مسئله ۸×۴=۳۲
--------------------------------------------------------------------------
زوجه ۴ ابن
۱ ۷
۴ ۲۸ سهم هر ابن (۷)
و در صورتیکه یکی از پسران با اخذ چیزی از متروکه با ورثه دیگر صلح کند سهم وی (۷) از بین برداشته شده متباقی متروکه به (۲۵) سهام تقسیم شده از آنجمله (۴) سهم برای زوجه و (۲۱) سهم برای سه پسر داده می شود.
دارالوکاله سهراب قاضی زاده
https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl

قاعده اولالاَمُورُ بمقاصدها:امور بر اساس مقاصد و اهداف آن استاصل این قاعده حدیث نبوی شریف است که آنرا امام بخاری در صحیح...
06/22/2026

قاعده اول
الاَمُورُ بمقاصدها:
امور بر اساس مقاصد و اهداف آن است
اصل این قاعده حدیث نبوی شریف است که آنرا امام بخاری در صحیح خوداز عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت نموده وی بالای منبر فرمودند از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنیدم که فرمودند: ( انما الا عمال باالنيات وانما لكل امرئ مانوی فمن كانت هجرته الى الله ورسوله فهجرته الى الله ورسوله ومن كانت هجرته الى دنيا يصيبها أو امرأة ينكحها فهجرته الى ما هاجر اليه) جز این نیست که صحت و خرابی اعمال موقوف برنیتها است و برای هر شخص است آنچه که قصد نموده پس کسیکه هجرتش بخاطر رضاء الله ورسول او باشد هجرتش بخاطر الله ورسول محسوب میشود کسیکه هجرتش بخاطر دنیا و بدست آوردن متاع آن و یا بخاطر ازدواج کردن زنی باشد پس هجرتش بخاطر همان عملی محسوب میشود که از خاطر آن هجرت نموده است
مقصود ازین قاعده این است که احکام شرعی در امور مردمی و معاملات شان بر اساس قصدها و نیاتشان اجرا می گردد گاه انسان کاری را به قصد معین انجام میدهد بناء روی همان عمل کم معین مرتب میشود گاه نفس همان عمل را به قصد دیگر انجام میدهد و بر عملش حکم دیگر مرتب میشود ۱۱: تطبیقات این قاعده :الف گیرینده ای لقطه چیزی (گمشده را امین اعتبار کرده میشود بر وی هیچ ضمانت و تاوانی نیست وقتیکه لقطه در دستش بدون تعدی و تجاوز و یا کوتاهی هلاک ،شود در صورتی که مقصدش ازین کار حفاظت و واپسی به صاحبش باشد اما در صورتی که قصدوی درین کار قبضه و ملکیت باشد غاصب اعتبار کرده میشود و در صورت تلف شدن و هلاکت ضامن خواهد بود
و لو این کار بدون تعدی و یا کوتاهی هم صورت گرفته باشد
زیرا وی غاصب بوده و غاصب مطلقاً به هلاکت مغصوب غصب شده ضامن خواهد بود ازین خاطر در ماده ۷۶۹ از مجله ای احکام آمده است از جمله تطبیقات این قاعده و فروع آن منعقد شدن بیع با لفظ فعل مضارع به قصد حال بدون استقبال است مانند این قول بائع أبیعک فرسی (بکذا من این اسپ را با این مقدار به شما فروختم مخاطب بگوید (قبلت) پذیرفتم اگر مقصود در فعل مضارع اینجا استقبال باشد بیع منعقد نمی شود.
:ج اگر صیاد شبکه و جال خود را نصب نموده نشر کند و بدان پرنده آویزان بماند در صورتی که مقصود (صیاد ازین جال خشک ،شدن و یا اصلاح باشد سپس پرنده ای که در حال گیر مانده و آویزان شده از کسی است که دستش بدان سبقت جسته است و اگر نصب شدن (جال) بخاطر شکار باشد شکار از صاحب آن است اگر غیر وی انرا بگیرد غاصب خواهد بود و احکام غصب بر وی تطبیق میگردد
:۱۲ وصف فعل به حَل و حُرمت مبنی برقصد فاعل است
چنانکه حکم فعل در احکام دنیوی براساس قصد صاحبش یعنی انجام دهندهاش تغیر مییابد همچنان حکمش از ناحیه موصوف بودنش به حل و حرمت براساس قصد فاعل و انجام دهنده اش تغیر مییابد مانند نکاح که مستحب و سنتی از سننهای اسلام است مگر در صورت که قصد صاحبش ضرر رسانیدن و یا ظلم و ستم بدان باشد حرام است
نگه داشتن همسر و مراجعهاش در اثناء عدت به قصد دوام یافتن زنا شوهری و ،استمرار و قایم شدن حقوق آن نسبت به این امساک نزد الله تعالى محبوب تر از رها کردن وی است اما در صورتی که این امساک) نگهداری به قصد ضرر
رسانیدن همسر وطویل ساختن عده ای وی باشد حرام است الله متعال فرموده (وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا مُسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذَالِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَه)ُ . بقره ۲۳۱
به
و هر گاه زنان را طلاق دادید بایستی تا نزدیک پایان زمان عده یا آنها را سازگاری در خانه نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و روا نیست آنان را به آزار آنها ستم کنید و هر کس چنین کند همانا برخود ظلم کرده .است
نگه داشته‌برعده مفهوم آیت این است زمانی که همسرانتان را طلاق دادید و پایان نزدیک شد پس به آنان به مراجعه نمودن بدون قصد به دوام زوجیت و قایم شدن حقوق آنها ضرر نه رسانید یکی ازین دو امر را اختیار کنید یا نگه داشتن به نیکی بدون قصد ضرر ،رسانی و یا رها کردن به نیکی یعنی ترک کردن آن تا ختم عده بدون مراجعه ومن يفعل (ذالک) یعنی کسیکه چنین کاری را انجام داد و این نگهداری منجر به ضرر شد فقد ظلم نفسه محققا که بر نفس خود ستم کرده است چون نفس خود را به ،عذاب و عقاب الاهى بواسطهای ظلم پیش نموده است زجاج گفته یعنی نفس خود را در معرض عذاب پیش نموده است زیرا مرتکب شدن منهیات الاهی در حقیقت پیش شدن به عذاب الاهیاست

:۱۳ نیت خالی در احکام دنیوی هیچ حکمی ندارد
آنچه اینجا قابل ملاحظه است و از مفهوم این قاعده دانسته میشود این است که نیت خالی یا قصد مجرد که بدان هیچ فعل ظاهری و یا خارجی مقترن نباشد بالای آن هیچ حکمی از احکام دنیوی مرتب نمیشود طور مثال کسیکه نیت
طلاق همسرش را داشته باشد طلاق واقع نمیشود
:۱۴ ثواب برنیت ،حسنه توأم با عدم مشروعیت فعل
نیت نیک یا قصد نیک در تحصیل ثواب علی رغم عدم مشروعیت فعل تأثیر دارد طور مثال شخصی کاری را به گمان انکه قربت است یا جواز شرعی دارد و او
را انجام داد یعنی باقصد.
(نیک اما بعدا خلاف گمانش واضح گردد روی قصدش ثواب داده میشود اما نه
از روی فعلش مانند نماز گزاری که به قصد ،نماز ،نماز گذارد و گمان برد که طهارت دارد در حالی که طهارت نداشته یا مثل آنکه برشخصی مرتد نماز جنازه بگذارد به این عقیده که وی مسلمان است او را بر اساس این قصدش ثواب داده نه از روی فعل یا آنکه غذای را برای شخصی گرسنه به قصد نیکی پیش می تا مبادا بمیرد و یا آنکه بتواند هلاکت را از وی دور سازد بعدها آشکار شود که این غذاء مسموم وزهراگین بوده بدون اینکه پیش کنندهای آن غذاء را بداند در صورتی که خورنده هلاک شود شخص پیش کننده بر اساس قصد ثواب داده قصد ثواب داده میشود اما نه به پیش کردن غذاء وبر عاقله ای این شخص واجب است دیت را پرداخت کنند
چون او را قاتل خطاء پنداشته می شود.
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

در بیان هبه مریض :ماده (۸۷۷) : اگر شخص لاوارث در حین مرض موت تمام اموال خود را به دیگر هبه نماید و‌موهوب له آن را تسلیم ...
06/22/2026

در بیان هبه مریض :
ماده (۸۷۷) : اگر شخص لاوارث در حین مرض موت تمام اموال خود را به دیگر هبه نماید و‌موهوب له آن را تسلیم شود صحیح است و بعد از وفات واهب امین بیت المال حق مداخله به این ترکه را ندارد.
ماده (۸۷۸) : اگر زن و شوهر هنگام موت خویش تمامی اموال شأن را در حالی که وارث دیگری نداشته باشند به همدیگر هبه کنند این امر صحت داشته و بعد از وفات واهب امین بیت المال حق مداخله در ترکه ندارد.
ماده (۸۷۹) : هرگاه شخصی هنگامی مرض موتش چیزی را به یکی از ورثه خویش هبه نمود و بعد از وفات او باقی ورثه آن را جایز نشمرده اند این هبه صحیح نمی شود اما اگر هبه به غیر از ورثه صورت گرفت و تسلیم به عمل آمد این هبه در حالی صحیح است که ثلث مال آن موافق تمام موهوب باشد اگر موافق نبود و ورثه اجازه نداد جایز نیست بلکه به مقدار موافق ( اندازه ثلث مال) صحیح شود و موهوب له مکلف به استرداد باقی آن می گردد.
ماده (۸۸۰) : شخصی که متروکه اش مستغرق به دیون بود و اموال خود را برای وارث یا غیر وارث هبه و تسلیم نمود و سپس وفات یافت، قرض داران حق الغاء هبه و ادخال اموال متوفی را در قسمت اصحاب دیوان دارند.

دارالوکاله سهراب قاضی زاده Suhrab Qazizadah Law Office
وارد لینک تلگرام دارالوکاله سهراب قاضی زاده شوید.https://t.me/+qaGp2ny1NoM4YTRl@

Address

Share Naw
San Francisco, CA
94016

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دارالوکاله سهراب قاضی زاده Suhrab Qazizadah Law Office posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share