15/12/2022
وضعیت تورکتباران افغانستان در
طی کمتراز یک و نیم قرن پسین :
تحمیل فشار های اجتماعی و
فرهنگی سیتماتیک بالای آنها
قسمت دوم :
در مدت ۲۲۶ سال از پادشاهی احمدشاه درانی (ابدالی) تا ختم پادشاهی ظاهر شاه ، ملیت های غیر پشتون ساکن در کشور به ویژه تورکتباران کشور چنان توهین ، تحقیر و سرکوب شدند که روحأ هویت ملی خود را از دست داده وحتی تحت تأثیر شرایط اختناق فاشیستی آنزمان قرار گرفته در محضر عام نمیتوانستند هویت خود را آشکار کنند و با پنهان کردن ملیت خود آزادانه به زبان مادری خود صحبت کرده نمی توانستند .
حتی در زمان تسلط احزاب چپ گرای وابسته به شوروی وقت در افغانستان نیز بالعموم قدرت به دست پشتون ها سپرده شده بود که بعداز نور محمد تره کی ، حفیظ الله امین شدید ترین برنامه های فاشیستی خود را عملی نمود ، و به تعقیب آن روس ها به شکل علنی و اجباری قدرت حاکمه را از ببرک کارمل به داکتر نجیب الله احمد زی انتقال داد که داکتر نجیب الله احمد زی نظر به دریایتی که داشت وضعیت سیاسی را از حالت افراط گرایی چپی نجات داده قسمأ اعتدال سیاسی را در جامعه برقرار نمود.
ولی داکتر نجیب الله احمد زی نیز نظر به حس فاشیستی که داشت در آخر حکمروایی خود زمانیکه حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان و شورای نظار مشترکأ کابل را تحت محاصرهء خود قرار داده از رهبران جهادی مستقر در پاکستان خواستند که هرچه عاجل حکومت خود را اعلان نموده زمام امور را در افغانستان بدست بگیرند که این پروسه زمانی را در بر گرفت ، درین وقفه طبق خیانت داکتر نجیب الله احمدزی نیرو های حزب اسلامی نسبت محاصره بودن دروازه های ورودی شهر کابل ، بشکل غیر مسلح داخل کابل شده با توزیع سلاح های گوناگون توسط دستیاران فاشیست داکتر نجیب الله به آنها ، جنگ های داخلی تباه کن در کابل شعله ور ساخته شد که بدبختی مردم کشور به ویژه مردم کابل عملأ آغاز گردید و این عمل فاشیستی داکتر نجیب الله احمد زی و یاران او هرگز قابل بخشش نخواهد بود .
بعداز فروپاشی حکومت داکتر نجیب الله ، در سال های ۱۳۷۱ الی ۱۳۷۶ ش بالاثر سازماندهی و مدیریت استخبارات نظامی پاکستان ، چنان جنگ های ذات البینی تنظیم ها ، جنگ های قومی ، جنگ های مذهبی ، جنگ های نژادی و جنگ های منطقوی در افغانستان شعله ور ساخته شد که تمام زیربنأ های اساسی افغانستان و داشته های اداری ، مدنی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور از بنیاد نابود ساخته شده حتی وسایط نظامی و ماشین آلات صنعتی به مثابه آهن کهنه به پاکستان انتقال و فروخته شد ، که در نتیجه افغانستان به یک مخروبه تبدیل شده بر علاوهء وارد شدن خسارت هنگفت و غیر قابل جبران مادی و مالی ، صدها هزار تن جوانان غیور ما جان های شیرین خود را قربانی اربابان مزدور ، ظالم و منفعت جوی خود نموده و به تعداد ده ها هزار مرد و زن ، پیر و جوان و اطفال معصوم کشور معلول و معیوب شدند .
در سال ۱۳۸۰ ش که بنابر یک تصمیم مغرضانه در کنفرانس شهر بن کشور آلمان یک دولت مزدور متشکل از تکنوکرات های وابسته به غربی ها و سران تنظیم های جهادی بریاست حامد کرزی توظیف گردیده و در خفا با تأئید نمایندگان با صلاحیت تاجک تباران شامل درین کنفرانس ، تصمیم اتخاذ گردید که منبعد نیز مرکزیت قدرت دولتی در افغانستان بدست پشتون تباران افغانی قرار داشته باشد ، به دلیل اینکه کدر های پشتون ها که تحصیل کرده و تربیه شده گان کشور های غربی اند و بیشتر از دیگران بهترین شرکای مناسب برای خارجی ها بوده میتوانند .
بنأ در مدت زمان بیشتر از بیست سال حکومت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی در افغانستان ، طبق محتویات سری توافقنامهء شهر بن آلمان ، سران کشور های غربی به سردمداری ایالات متحدهء آمریکا به شکل متداوم افراد تربیه شدهء شبکه های استخباراتی خویش (همچون حمداالله محب ، جنیف اتمر و غیره و غیره) را بخاطر همکاری فاشیستی با حکومت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی اعزام نمودند که آنها با هماهنگی ویژهء متقابل شدن ، به شکل سیستماتیک پلان های فاشیستی خود را در جامعه تطبیق نموده سایر ملیت های ساکن در کشور را متضرر ، متلاشی و متواری مینمودند.
چنانچه درین دو دههء دموکراسی قلابی ، سران و بزرگان سایر اقوام ساکن در کشور تسلیم ، کشته ، ترور ، خانه نشین ، تبعید , دوسیه یی و بدنام ساخته شده از صحنهء سیاسی و اریکهء قدرت دور ساخته شدند .
تأثیرات اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی دوران دموکراسی قلابی حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی را بالای مردم جامعه به ویژه بالای تورکتباران ساکن در کشور قسمأ به بررسی میگیریم :
در سال ۱۳۷۱ ش یک تحرک نسبتأ خود جوش در مقابل اعمال فاشیستی داکتر نجیب الله احمدزی رئیس جمهور وقت زیر عنوان جنبش ملی و اسلامی افغانستان تحت قیادت عبدالرشید دوستم یک افسر سرشناس اردوی کشور به همکاری سایر قوماندانان اردو و جهادی آغاز گردید که در مدت زمان اندک از طرف اکثریت تورکتباران ولایات شمالی ، شمال شرقی و شمال غربی کشور مورد حمایت قرار گرفته و هزاران جوان تورکتبار کشور در طی ده سال جنگ های خانمانسور داخلی با تنظیم های جهادی و گروه طالبان جهت حمایت از جنبش ملی و اسلامی افغانستان به مثابهء بانی حقوق حقهء تورکتباران کشور ، جان های شیرین خود را از دست دادند .
در زمان دو دهه دموکراسی قلابی حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی که چندین انتخابات نمایشی جهت تعیین پارلمان کشور و ریاست جمهوری برگزار گردید به شکل متداوم از رای و حمایهء اقوام تورکتبار کشور ، عمومأ سوء استفاده های سیاسی صورت گرفته با نیرنگ های گوناگون هرگز هیچ نوع حقوق سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی برایشان داده نشد.
جنبش ملی و اسلامی افغانستان که با سرنوشت ملیت های تورکتبار کشور گره خورده بود ، از ابتدای ایجاد خود منشأ نظامی داشته و هیچگاهی به حیث یک حزب سیاسی منسجم و دارای آیدئولوژی علمأ تدوین شدهء ملی عرض اندام کرده نتوانست که دلیل عمدهء آنرا میتوان چنین ارزیابی نمود :
الف : حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان از ابتدأ بر اساس طرح یک اساسنامه و برنامهء مشخص سیاسی با آیدئولوژی معین ایجاد نشده و جذب اعضای حزب نیز بر اساس یک آرمان و آیدئولوژی مشخص و اساسنامهء فبلأ تدوین شده صورت نگرفت و تا هنوز یک کتاب مشخص ثبت اعضای حزب که به شکل اساسی آن کود نمبر خورده باشد وجود ندارد.
لهذا افراد و اشخاص متعدد با مفکوره و آیدئولوژی متفاوت بخاطر منافع شخصی خود به اطراف عبدالرشید دوستم تجمع نموده و با استفاده از نام حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان ، هر کس به نحوه خود از نام حزب جنبش و ملیت های تورکتبار افغانستان بهره گیری اجتماعی سیاسی و اقتصادی نمود.
ب : در رأس رهبری این حزب شخص عبدالرشید دوستم قرار داشت که موصوف یک فرد بارز نظامی بوده ولی از علمیت لازم سیاسی و دیپلماسی برخوردار نبود ، بنأ همیشه با اعضای حزب و منسوبین خود برخورد نظامی نموده به کس دیگری حق استقلالیت و خود ارادیت را نداده و هیچ گاهی هم برخورد سیاسی و دیپلماسی نداشت و انتقاد و انتقاد از خود را هرگز نمی پذیرفت ، از همین سبب اکثریت اطرافیان خود را آرزده ساخته و از دست میداد و یک تعداد معدود بلی گوی در اطرافش باقی میماند و بس .
پ : افراد و اشخاصیکه به محوریت حزب جنبش تجمع میکردند ، اکثرأ افراد عضوء احزاب چپ گرأ سابق و یا افراد نظامی تنظیم های جهادی قبلی بودند و آنها به نسبت نبود برنامهء عمل مشخص حزب جنبش ، فعالیت های خود را بر حسب سوابق سیاسی-نظامی قبلی خود تنظیم نموده و باعث عدم رشد سیاسی و ارتقای حزب جنبش میگردید .
ت : یک تعداد جوانان تحصیل کردهء تورکتبار که در حلقهء حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان تنظیم گردیده و از آن طریق به پست های مهم دولتی معرفی میشدند ، به نسبت نداشتن یک آیدئولوژی آرمانگرأ ملی و نبود اداره و کنترول سیاسی از طریق مرکزیت حزب جنبش ، آنها قربانی اهداف سیاسی دشمنان ملیت خویش شده به اساس هماهنگی و مدیریت سازمان های مافیایی و فاشیستی حاکم در قدرت دولتی ، از طرف یکی از شبکه های استخباراتی کشور های غربی جذب و استخدام شده و در مقابل منافع مادی خویش ، اهداف ملی و میهنی خود را به باد فراموشی سپرده و قربانی حرص منفعت جویی خود گردیده به سرمایه اندوزی و معشیت فامیلی و خانوادگی خود پرداختند.
افراد و اشخاص فوق الذکر به اساس تأمین منافع مادی شان از طریق روابط استخباراتی فوق الذکر و یا توسط دارودستهء ارگ ریاست جمهوری , نتنها منافع ملی و میهنی خود را به باد فراموشی می سپردند بلکه بر علیه رهبری حزب جنبش نیز استادگی نموده و با انتقادات حق و یا ناحق خویش منجر به چند پارچه گی حزب جنبش شده و به اساس روابط محیطی و قومی خویش عدهء از مردمان تورکتبار را به عقب خود کشانیده بیشتر از پیش باعث متفرق شدن ملیت خود در جامعه و صدمه زدن به حزب جنبش و بنیاد تورکتباران کشور شدند .
در طی همین بیست سال دموکراسی تقلبی ، باوجود اینکه
زبان اوزبیکی منحیث زبان سوم کشور در مناطق اوزبیک نشین درج قانون اساسی کشور شده و با کشته دادن ده ها هزار جوان برومند ، بیداری لازم نصیب ملیت های تورکتبار کشور گردید ، ولی به نسبت عدم موجودیت همدیگر پذیری در بین شخصیت های چیزفهم تورکتبار کشور و کشانیدن مردم به اساس پیوند های قومی ، محیطی و محلی به عقب خود شان و سوء استفاده از نفوذ مردمی خود در عرصهء سیاسی ، باعث گردید تا یک وحدت ملی منسجم و مرکزیت واحد رهبری ایجاد نگردید.
حلقه های مافیایی و فاشیستی ارک ریاست جمهوری با استفاده ازین حالت نابسامان ، از تک تک این شخصیت های خودخواه و منفعت جو بهره گیری سیاسی نموده ، حقوق حقهء ملیت های تورکتبار کاملأ زیر پا شده و مردم مظلوم و محروم ما بیشتر از پیش به محرومیت های تباه کن دیگر کشانیده شدند .
ازینکه کشور های غربی در رأس ایالات منحدهء آمریکا نظر به اهداف استراتیژیک خود در مورد افغانستان ، از حکومت های دست نشاندهء خود در کابل (حکومت تکنوکرات ها) ، بهرهگیری لازم کرده نتوانستند ، بنأ افغانستان را بار دیگر به طرف قرون وسطی یی سوق داده با سقوط دادن حکومت جمهوری نامنهاد اشرف غنی ، مجددأ طبق توافقنامهء دوحه گروه طالبان را به سر اقتدار رسانیدند .
با متلاشی شدن حکومت جمهوری نامنهاد اشرف غنی احمدزی و با فرار او به طرف إمارات متحدهء عربی ، گروه طالبان در افغانستان مسلط گردیده و تمام اراکین دولتی و اپوزیسیون آن بشمول بزرگان و سایر کدر های تورکتبار افغانستان پا به فرار گذاشته در کشور های همسایه ، منطقه و جهان متوطن شدند
قسمیکه ملاحظه میگردد مردم جامعه بشمول ملیت های تورکتبار کشور زیر تسلط گروه طالبان تنها گذاشته شده و تمام بزرگان و کدر های جامعه ، در کشور های دور و نزدیک دیگر به معیشیت فامیلی و خانوادگی خود مصروف گردیدند.
کشور های غربی تحت قیادت ایالات متحدهء آمریکا به خاطر تأمین و حفظ منافع شان در افغانستان عملأ از گروه طالبان حمایه نموده و هر هفته بیشتر از چهل میلیون دالر در یک بانک خصوصی بنام (بانک بین المللی افغانستان) در کابل انتقال داده شده و شفافیت لازم وجود ندارد که این مبلغ مشخصأ از طرف کدام مرجع پرداخته شده و توسط کی و چگونه به مصرف میرسد
فعلأ که در سطح جهان تمام کشور های مختلف دنیا وضعیت مردم افغانستان را زیر سلطهء طالبان تحت نظر دارند ، هر یک از آنها مکررأ به شکل دیپلماسی حمایت خود را از مردم افغانستان ، حقوق زنان و حقوق بشری آنها اعلام می دارند ولی هیچ کدام از آنها تا کنون هرگز یک قدم هم اقدام عملی را از خود نشان نداده آند ، بدین ملحوظ با گذشت زمان قیودات سخت گیرانهء طالبان بالای مردم کشور ، هر روز بیشتر از پیش شدید تر میگردد.
ازینکه گروه طالبان در سال های قبل ، در خاک پاکستان توسط شبکهء استخبارات نظامی پاکستان تحت مدیریت استخبارات انگلیس با عقیدهء افراطگرایی اسلامی و روحیهء فاشیستی تربیه شده بودند ، بنأ به مجرد تسلط شان در افغانستان قانون اساسی و سایر قوانین دوران جمهوریت را ملغی اعلان نموده مقررات سخت گیرانه و افراطی خود را در جامعهء به خون تپیدهء افغانستان جاری نمودند .
هر روز با گذشت زمان قوانین سخت گیرانهء گروه طالبان در قسمت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم در مکاتب ، سهم گیری زنان در کار های دولتی و امورات مدنی و اجتماعی و فعالیت های مستقلانهء رسانه های نوشتاری ، شنیداری و دبداری بشمول آزادی مطبوعات ، وضعیت سخت گیرانه تری را بخود میگیرد .
همچنان گروه طالبان به ادامهء مفکورهء عبدالرحمن خانی و اجرأت محمدگل خان مومندی بالای ملیت های غیر پشتون کشور به ویژه ملیت های تورکتبار کشور انواع ظلم ها را روا داشته و آنها را تحت فشار های گوناگون قرار داده به بهانه های مختلف مردم عوام را مجبور به ترک خانه ها و زمین هایشان نموده در جای آنها مردمان ناقلین را جابحا مینمایند .
لهذا وضعیت فرهنگی ، اجتماعی ، مدنی ، اقتصادی و سیاسی کشور ، روز بروز به وخامت بیشتر کشانیده شده و جامعه به بحران های گوناگون بیشتر از پیش غرق ساخته میشود ، ولی با تأسف که هیچ مرجع ملی و بین المللی به مشاهده نمی رسد تا این مردم و میهن به خاک و خون کشانیده شده را ازین حالت رو به قهقرأ نجات دهد .
ادامه دارد ،
باعرض حرمت