Ataee ارتباط دریچه سی

18/08/2024

خطاب به شخصیت های‌ مدافع حقوق
ملیت های محروم، محکوم، مظلوم و تحت استبداد !

ای انسان هایی که به خاطر تآمین حقوق انسانی ملت تان و برآورده شدن آرمان های وجدانی تان، قلب تان در تپش است !

ای کسانی که شب و روز از وضعیت جاری ملت و میهن تان ایماناً و وجداناً رنج می برید !

ای شخصیت هایی که حد اقل مطابق توان و سهم خویش، آرزو و آرمان خدمت گذاری به ملت و میهن خویش را دارید !

بلی !
واقعاً درد آور است وضعیت جاری در کشور کاملاً نا هنجار و مایهء نگرانی شخصیت های با احساس انسانی و با درک ملی و میهنی همچون شما بوده، با گذشت هرروز با مسلط مجدد گروه ارتجاعی بد نام طالب در کشور وضعیت اجتماعی، سیاسی-نظامی، اقتصادی، روزبروز کاملاً بحرانی و وخیم تر از گشته تراوش می یابد.

برای همه گان روشن و هویداست در اثر یک معامله ننگین تاریخ زمینه تسلط مجدد نیروهای مزدور با همکاری حلقات معلومالحال چون کرزی، حواریون غنی و یک تعداد تکه داران قومی که نقش برجسته ای در این خیانت ملی را مرتکب شده اند - نتیجه این جنایت هولناک در طی سه سال اخیر، صد ها انسان مظلوم و بی گناه اعم از اطفال، جوانان، زنان و مردان بی دفاع، به کام مرگ کشانیده شده و با تخریب تمام داشته های مادی و معنوی زندگی مردم افغانستان با گذشت هر روز بدتر از دیروز با فقر فلاکت و تنگدستی دامنگیر مردم ما گردیده، وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم با گذشت هر روز به زیر صفر تقرب مینماید.

در چنین یک وضعیت ناثا از عقب ابر های سیاه و تاریک طلوع نمود تا راهگشای باشد برای نیروه های ملی مردمی برای نجات وطن از منجلاب ایجاد شده توسط گروه ها و حکومات غیر مردمی و فرمایشی که در طی بیشتر از دو سده همه گان وابسته به استعمار بریتانیا و سوسیال امپریالیسم روس و بعضاً گروه های ارتجاعی وهابیت دیوبندی که آن نیز تغذیه و فربه شدهء امپریالیسم انگلیس در شبهه قاره هند در طی دو قرن اخیر بوده تماماً در خدمت قدرت های بیرونی، برعکس در داخل کشور قصابان ملت و مسببین ویرانی داشته های مادی ‌معنوی اقوام مختلف خصوصاً تورکان در طی بیشتر از دو سده اخیر بوده اند، این وضعیت زمینه رشد تکامل طبعی جامعه را به کندی و انحراف سوق داده تا در ۲۰۲۱ مجدداً زمینه حضور و تسلط گروه بد نام تاریخ طالب را مهیا نمود.

کشور و مردم ما در اثر یک معامله ننگین تاریخ توسط منزجر ترین گروه سفاک و جاهل تاریخ بشریت به نام اسلام و شریعت بیشتر از ۳۰ میلیون انسان را در سرزمین علم عرفان گروکان گرفته و جامعه جهانی با بی شرمانگی کامل نظار و هفته وار صد ها میلیون دالر را با عناوین مختلف در دست رس این گروه وابسته به استخبارات بیرونی قرار می‌دهند تا با دست باز توانای ظلم و استبداد عبدالرحمن خان و پلان های شوم بقایای این غداران بد نام تاریخ را مرحله به مرحله تطبیق نمایند.

در چنین یک شرایط که کشور و مردم توسط نیروی جاهل مزدور طالب گروکان گرفته شده اند، بزرگ‌ترین مسئولیت بدوش مبارزین واقعی که از عمق چنین محرومیت ها، محکومیت ها، مظلومیت ها و استبداد های طبقاتی با درک وخامت بحران سربلند نموده در مقابله با این فرعون های زمان روزنهء امید و طلوع مجدد نور را به ارمغان می آورند .

«ناثا» در یک چنین وضعیت توسط فرزندان واقعی این خطه بارور که زمانی مرکز علم فرهنگ، نقطه تلاقی خاور باختر و مرکز رنسانس شرق از آن یاد شده است با علم برداران آزادی دموکراسی برای رهایی از یوغ استبداد چندین دهه با یک تازه اندیشی برنامه محور توسط فرزندان با درک و آینده نگر شما به میان آمد.

حال این وظیفه شما شخصیت های مردمی ملی است که با عضویت در این جریان نو پا انقلابی برای رهایی وطن و ملت - تعهد انسانی خود را در قبال مادر وطن ادا نموده، یک جغرافیا آباد مستقل و خودکفا از خود برای نسل های بعدی بجا بگذاریم.

این خطابهء‌ دوستانه یک فراخوان عمومی ملی و میهنی برای جوانان، تحصیلکردگان، منورین، متفکرین، اندیشمندان و نمایندگان سایر اقشار مختلف ملیت های بزرگ تورکتبار و بقیه اقوام افغانستان است که درین عرصه خاموش و بی تفاوت ننشسته برای بیرون رفت از وضعیت فلاکت بار کنونی با رجوع در محوریت برنامه‌ نجات بخش «ناثا» با یک اراده قوی جواب دندان شکن به متجاوزین خارجی و مزدوران داخلی شان داده، وطن وملت را از لجنزار متعفین ایجاد گردیده، توسط شما فرزندان واقعی و جانبازان این سرزمین دردمند نجات باید داد.

زنده باد آزادی ، عدالت و مساوات

۱۸ جولای / ۲۰۲۴

لاهه / ب/ عطائی

03/04/2023

شجاعت افغان ها را از زبان این جوان بشنوید

25/03/2023

ثمره زحمت امروزت را فردا میبینی، شاخه های درختان را اصلاح میکنید تا در تابستان پر بار تر میوه بدهد، تلاش در زمینه آموزش نیز نتیجه اش در اخیر امتحانات نمایان میگردد.
اشخاصیکه امروز خود را به فکر آینده بهتر از دست می‌دهند نادان ترین جاهل ترین کودن ترین انسانهای روی زمین اند آنان نه امروز دارند و نه فردای پس ارزش امروزت را بدان شاید تو فردا دیگر نباشی🙏
ع

زبان فارسی توسط امپراتوران تورک به ایران امروزی، فارس و آذربایجان دیروزی به مرور زمان وسعت پیدا نموده.در این مورد مورخ ب...
05/03/2023

زبان فارسی توسط امپراتوران تورک به ایران امروزی، فارس و آذربایجان دیروزی به مرور زمان وسعت پیدا نموده.
در این مورد مورخ بزرگ ایران چنین به صراحت اعتراف نموده ...
با تشکر از جناب آقای دکتر سخا پیرامون تحقیق تاریخ تورکان قبل از اسلام و بعد از آن در جغرافیای افغانستان کنونی ایران و هند.

29/01/2023

پیام تسلیت فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به مناسبت در گذشت زنده یاد استاد عبدالروف عطائی از شخصیت های روشن ضمیر ولایت فاریاب؛

با کمال تألم و تأثر اطلاع یافتیم که، نام نامی دیگر و یک تن از شخصیت های فکور، قلم بدست ،اندیشور استاد عطائی که عمر عزیزش را تا دم مرگ برای تربیه نسل آینده در مکاتب شرین تگاب، چلگزی،غوره، المار ،گرزیوان و ابومسلم ولایت فاریاب گذشتانده و بعد به صفت مدیر کپراتیف های زراعتی و ریس شرکت پخته در ولایت فاریاب ایفای وظیفه نموده مصدر خدمت برای کشور و مردم خود بوده است. که همه با نام ایشان آشنا هستند، شادروان استاد عبدالروف عطائی همچنان بعضاً مقالات و مطالب انتقادی از او در جریده فاریاب به نشر رسیده است، ایشان شام روز سه شنبه مورخ ۲۵ جنوری ۲۰۲۳ جهان فانی را وداع گفته به عالم جاویدان سفر نمود.
انا لله و انا الیه راجعون
زنده یاد استاد عطائی، شخصیتی فهیم، قابل احترام جامعه و یکی از مردان جسور و با همت فاریاب بود،
بدینوسیله این مصیبت بزرگ را به خانواده نجیب شان، دوستان و اقارب آن مرحومی عرض تسلیت گفته، برای آن عزیز سفر علو درجات از بارگاه ایزد متعال مسئلت دارم.

الحکم لله

14/01/2023

ابتدا نادیده‌ می‌گیرندت، بعد به تو می‌خندند، سپس با تو می‌جنگند و در نهایت...
تو پیروز می‌شوی.
«گاندی»

در کدام مرحله هستیم؟

13/01/2023

مادر

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سرداشتن

در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

برتو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !

فریدون مشیری

Wishing a peaceful 2023 to all ✨به آرزوی سال صلح آمیز برای همه گان✨
01/01/2023

Wishing a peaceful 2023 to all ✨
به آرزوی سال صلح آمیز برای همه گان✨

17/12/2022

وضعیت تورکتباران افغانستان در
طی کمتراز یک و نیم قرن پسین :

‌ تحمیل فشار های اجتماعی و
فرهنگی سیتماتیک بالای آنها

قسمت سوم :

در جستجوی راه حل :

در افغانستان به نسبت داشته های طبیعی و موقعیت جغرافیایی استراتیژیک آن آمریکا و انگلیس با پا در میانی پاکستان و کشور های حوزهء خلیج فارس ، در طی بیشتر از چهل سال ، پلان های متعددی را تجربه نموده در نهایت بلایی را بالای مردم افغانستان گماشتند که هر لحظه این هیولا ها در قیافهء آدم ، جامعهء مصیبت دیدهء افغانستان را به ماقبل قرون وسطی یی سوق میدهند که حتی کشور های معتدل جهان هم جلو آنها را گرفته نمی‌توانند ، چونکه آمریکا با دارودستهء جنایت کار خود آنها را سخت حمایت نموده به شکل مستقیم و غیر مستقیم مبالغ هنگفتی را جهت تقویهء آنها ، برایشان می فرستد ولی ظاهرأ آنها را تحت تحریم های کاذب قرار میدهد تا که در نظر عامه خود را بیگناه جلوه دهد .

در پاراگراف آخر قسمت دوم این مقاله چنین نگاشته شده است که :
(لهذا وضعیت فرهنگی ، اجتماعی ، مدنی ، اقتصادی و سیاسی کشور ، روز بروز به وخامت بیشتر کشانیده شده و جامعه به بحران های گوناگون بیشتر از پیش غرق ساخته میشود ، ولی با تأسف که هیچ مرجع ملی و بین المللی به مشاهده نمی رسد تا این مردم و میهن به خاک و خون کشانیده شده را ازین حالت رو به قهقرأ نجات دهد.) .

مطلب فوق بدین معنی است که هیچ مرجع ملی و بین المللی هرگز نمی‌تواند به تنهایی خود ، افغانستان را ازین وضعیت موجوده نجات دهد ، چون که بحران های موجودهء افغانستان به یک مسئلهء بغرنج جهانی تبدیل شده و مسابقهء شدید جهانی ، جهت تسلط بر افغانستان مملو از مواد خام صنعتی و نقطهء استراتیژیک در منطقه ، جریان داشته و هر یک از کشور های مقتدر جهان میخواهند همراه با کشور های اقمار خود افغانستان را تحت مستعمرهء خود گرفته و به نفع خویش ببلعند .

این مفکورهء حرص اشغالگری چه به شیوهء استعمار‌کهن (اشغال مستقیم) و چه به شیوهء استعمار جدید (اشغال غیر مستقیم) در طی بیشتر از یک قرن پسین عملأ چندین بار تجربه شد که : سه بار حمله های خونین بریتانیای کهن در سال های ۱۸۳۹ م ، ۱۸۷۸ م و ۱۹۱۹ م ، با اقدام بالفعل اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال ۱۹۷۹ م و هجوم رسمی ایالات متحدهء امریکا همراه با شرکای جهانی اش در سال ۲۰۰۱ م که به بهانهء مبارزه با تروریسم داخل خاک افغانستان شدند .

در حالیکه این مفکوره های منفی اشغال در سطح جهان در مورد افغانستان کاملأ مردود و کار بی نتیجه بوده و خواهد بود ، زیرا که به نسبت موقعیت جغرافیایی این مرزوبوم تاریخی همیشه در مقابل هجوم بیگانه ها بیشتر از مردم افغانستان ، سایر کشور های ذینفع منطقه و جهان در مقابل آن کشور متعرض مردم افغانستان را حمایه نموده و در نهایت منجر به ناکامی کشور متعرض گردیده است .

اگر بازهم ایالات متحدهء آمریکا با شرکأ جهانی خود بخواهد که تجربهء خود را مجددأ توسط گروه طالبان تکرار نماید ، و یا پدراتیف روسیه بخواهد که تجربهء شوروی وقت را مجددأ عملی نماید و یا جمهوری خلق چین خواسته باشد که تجربهء‌ انگلیس ، اتحاد شوروی و ایالات متحدهء آمریکا را جدیدأ به شیوهء اقتصادی مدرن خود تجربه کند ، همگی آنها در اشتباه خواهند بود.

فلهذا حل بحران هایی که در طی نیم قرن پسین به جامعهء سنتی افغانستان توسط کشور های همسایه ، منطقه و جهان خلق گردیده است ، مستلزم تصمیم مشترک و صادقانهء تمام کشور های خورد و بزرگ جهان است که از حرص مستعمرهء افغانستان به تنهایی خود به شیوه های متعدد آن صرف نظر نموده ، راه های رسمی استفاده از مواد خام صنعتی این کشور استراتیژیک را مشترکأ به نفع خود ، افغانستان و سایر کشور های ذیعلاقه جستجو و عملی نمایند .

بدین منظور ایجاب‌ مینماید تا یک اجماع بین المللی در سطح جهان صورت گرفته و تمام کشور های ذیعلاقه به افغانستان ، صادقانه‌ تلاش نمایند تا ازین بحران چهل سالهء تباه کن ، هم خود ، هم جهان و هم مردم مظلوم و مصیبت دیدهء افغانستان را نجات دهند .

این کار زمانی مسیر میگردد که نخست از همه افغانستان صاحب یک دولت قانونی غیر وابسته به دیگران شده و از آدرس یک دولت رسمی و مستقل با جهان داخل تعامل گردد .

ازینکه افغانستان یک کشور کثیرالملیت بوده و مهم تر از همه تشکیل یک حکومت قانونمند مردمی ضرورت جدی پنداشته میشود تا بتواند مسایل داخلی و منازعات ملی خود را حل و فصل نموده و با جامعهء جهانی یک رابطهء قانونمند را مطابق تمام قوانین بین المللی و کنوانسیون سازمان ملل متحد برقرار نموده بتواند .

حکومتی که در افغانستان تشکیل میگردد در قدم نخست باید اختلافات و منازعات قومی و مسایل ملی خود مردم افغانستان را که در طول سالیان متمادی توسط کشور های همسایه ، منطقه و جهان در سلول سلول بدن این مردم سنتی تزریق گردیده است ، حل و فصل نماید تا در قدم بعدی بتواند از موقف یک کشور قانونمند با جامعهء جهانی داخل تعامل شده بتواند .

این نوع حکومت مورد ضرورت در افغانستان ، جهت حل منازعات چند صد سالهء داخلی و برقرار نمودن تعاملات مناسب با جامعهء جهانی ذیلأ مطرح و پیشنهاد میگردد :

الف : تشکیل یک دولت مستحکم پارلمانی مستلزم شرایط ویژهء افغانستان است ، زیرا که یک کشور کهن و کثیرالملیت بوده و هر یک از ملیت های ساکن در افغانستان از خود قدامت کهن تاریخی و افتخارات فرهنگی درخشان داشته و نباید یک قوم نسبت قوم دیگری برتری داشته باشد .

درین نوع دولت ، پارلمان کشور بشمول قوای قضائیه در طی انتخابات عمومی سراسری آزاد و مستقل در کشور تعین میگردد .

زیرا با ایجاد یک حکومت ریاستی ، قومی که در رأس دولت قرار میداشته باشد ، صلاحیت مطلق العنان حاکمیت را بالای اقوام دیگر کسب نموده و این نوع حکومت ها در طول سالیان متمادی نتیجهء مطلوب نداشته بلکه جامعه را بیشتر از پیش به بحران های گوناگون کشانیده است .

ب : ایجاد چند حکومت مستقل ایالتی که توسط یک حکومت
مرکزی اداره گردیده حکومت های ایالتی در سیاست داخلی خود مستقل بوده و در سیاست خارجی تابع حکومت مرکزی بوده باشد .

درین نوع دولت ، حکومت مرکزی درطی انتخابات عمومی در سراسر‌ کشور انتخاب شده و حکومت های ایالتی در انتخابات خود ایالت های جداگانه از طرف مردم همان ایالت تعین میگردد .

پ : ایجاد چند حکومت ایالتی مستقل و خود اراده که هر ایالت در سیاست داخلی و سیاست خارجی خود مستقل بوده و مطابق قوانین بین‌المللی و کنوانسیون های ملل متحد روابط ذات البینی خود را تنظیم نمایند .

درین نوع حکومت ها ، حکومت های ایالتی در طی انتخابات آزاد و مستقل جداگانه توسط خود مردم همان ایالت انتخاب گردیده سیاست های داخلی و خارجی خود را با در نظر داشت منافع ملی ایالت خویش ، در چوکات قوانین بین المللی و کنوانسیون های سازمان ملل متحد تنظیم مینماید.

انتخاب یکی از وریانت های فوق الذکر جهت اداره و کنترول افغانستان ، مستلزم یک همه پرسی عمومی یا رفراندوم است که به صورت شفاف و عادلانه‌ تحت نظر یک کمیسیون مستقل بین المللی و بی طرف برگزار میگردد ، البته در این کمیسیون شخصیت های ذیدخل در مسایل افغانستان در نیم قرن پسین اشتراک نمیداشته باشد .

برای عملی شدن هر یک از سه وریانت فوق الذکر که در نتیجهء رفراندوم مورد تأئید مردم افغانستان قرار میگیرد ، ایجاب مینماید که در قدم نخست یک حکومت انتقالی برای یک مدت معین تشکیل میگردد که با تدوین قانون اساسی ، قانون انتخابات و سایر قوانین مورد ضرورت عاجل ، زمینهء ایجاد حکومت مورد تأئید مردم را در رفراندوم مساعد سازد ، مشروط بر اینکه رئیس و اعضای حکومت انتقالی مدکور در انتخابات تشکیل حکومت مورد پسند مردم افغانستان حق کاندید را نداشته باشد .

رئیس و اعضای حکومت انتقالی توسط جامعهء جهانی در طی یک اجماع بین المللی باید تعین گردد ، مشروط بر اینکه شخصیت های شامل درین حکومت ، در جنگ های چهل و چهار سالهء پسین افغانستان ذیدخل نبوده و دست شان به خون مردم افغانستان آلوده نباشد.
ختم
باعرض حرمت
شورای هماهنگی جهش ملی
۲۶ ماه قوس سال ۱۴۰۱ ش

15/12/2022

وضعیت تورکتباران افغانستان در
طی کمتراز یک و نیم قرن پسین :

‌ تحمیل فشار های اجتماعی و
فرهنگی سیتماتیک بالای آنها

قسمت دوم :
در مدت ۲۲۶ سال از پادشاهی احمدشاه درانی (ابدالی) تا ختم پادشاهی ظاهر شاه ، ملیت های غیر پشتون ساکن در کشور به ویژه تورکتباران کشور چنان توهین ، تحقیر و سرکوب شدند که روحأ هویت ملی خود را از دست داده‌ وحتی تحت تأثیر شرایط اختناق فاشیستی آنزمان قرار گرفته در محضر عام نمیتوانستند هویت خود را آشکار کنند و با پنهان کردن ملیت خود آزادانه به زبان مادری خود صحبت کرده نمی توانستند .

حتی در زمان تسلط احزاب چپ گرای وابسته به شوروی وقت در افغانستان نیز بالعموم قدرت به دست پشتون ها سپرده شده بود که بعداز نور محمد تره کی ، حفیظ الله امین شدید ترین برنامه های فاشیستی خود را عملی نمود ، و به تعقیب آن روس ها به شکل علنی و اجباری قدرت حاکمه را از ببرک کارمل به داکتر نجیب الله احمد زی انتقال داد که داکتر نجیب الله احمد زی نظر به دریایتی که داشت وضعیت سیاسی را از حالت افراط گرایی چپی نجات داده قسمأ اعتدال سیاسی را در جامعه برقرار نمود.

ولی داکتر نجیب الله احمد زی نیز نظر به حس فاشیستی که داشت در آخر حکمروایی خود زمانیکه حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان و شورای نظار مشترکأ کابل را تحت محاصرهء خود قرار داده از رهبران جهادی مستقر در پاکستان خواستند که هرچه عاجل حکومت خود را اعلان نموده زمام امور را در افغانستان بدست بگیرند که این پروسه زمانی را در بر گرفت ، درین وقفه طبق خیانت داکتر نجیب الله احمدزی نیرو های حزب اسلامی نسبت محاصره بودن دروازه های ورودی شهر کابل ، بشکل غیر مسلح داخل کابل شده با توزیع سلاح های گوناگون توسط دستیاران فاشیست داکتر نجیب الله به آنها ، جنگ های داخلی تباه کن در کابل شعله ور ساخته شد که بدبختی مردم کشور به ویژه مردم کابل عملأ آغاز گردید و این عمل فاشیستی داکتر نجیب الله احمد زی و یاران او هرگز قابل بخشش نخواهد بود .

بعداز فروپاشی حکومت داکتر نجیب الله ، در سال های ۱۳۷۱ الی ۱۳۷۶ ش بالاثر سازماندهی و مدیریت استخبارات نظامی پاکستان ، چنان جنگ های ذات البینی تنظیم ها ، جنگ های قومی ، جنگ های مذهبی ، جنگ های نژادی و جنگ های منطقوی در افغانستان شعله ور ساخته شد که تمام زیربنأ های اساسی افغانستان و داشته های اداری ، مدنی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور از بنیاد نابود ساخته شده حتی وسایط نظامی و ماشین آلات صنعتی به مثابه آهن کهنه به پاکستان انتقال و فروخته شد ، که در نتیجه افغانستان به یک مخروبه تبدیل شده بر علاوهء وارد شدن خسارت هنگفت و غیر قابل جبران مادی و مالی ، صدها هزار تن جوانان غیور ما جان های شیرین خود را قربانی اربابان مزدور ، ظالم و منفعت جوی خود نموده و به تعداد ده ها هزار مرد و زن ، پیر و جوان و اطفال معصوم کشور معلول و معیوب شدند .

در سال ۱۳۸۰ ش که بنابر ‌یک تصمیم مغرضانه در کنفرانس شهر بن کشور آلمان یک دولت مزدور متشکل از تکنوکرات های وابسته به غربی ها و سران تنظیم های جهادی بریاست حامد کرزی توظیف گردیده و در خفا با تأئید نمایندگان با صلاحیت تاجک تباران شامل درین کنفرانس ، تصمیم اتخاذ گردید که منبعد نیز مرکزیت قدرت دولتی در افغانستان بدست پشتون تباران افغانی قرار داشته باشد ، به دلیل اینکه کدر های پشتون ها که تحصیل کرده و تربیه شده گان کشور های غربی اند و بیشتر از دیگران بهترین شرکای مناسب برای خارجی ها بوده میتوانند .

بنأ در مدت زمان بیشتر از بیست سال حکومت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی در افغانستان ، طبق محتویات سری توافقنامهء شهر بن آلمان ، سران کشور های غربی به سردمداری ایالات متحدهء آمریکا به شکل متداوم افراد تربیه شدهء شبکه های استخباراتی خویش (همچون حمداالله محب ، جنیف اتمر و غیره و غیره) را بخاطر همکاری فاشیستی با حکومت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی اعزام نمودند که آنها با هماهنگی ویژهء متقابل شدن ، به شکل سیستماتیک پلان های فاشیستی خود را در جامعه تطبیق نموده سایر ملیت های ساکن در کشور را متضرر ، متلاشی و متواری مینمودند.

چنانچه درین دو دههء دموکراسی قلابی ، سران و بزرگان سایر اقوام ساکن در کشور تسلیم ، کشته ، ترور ، خانه نشین ، تبعید , دوسیه یی و بدنام ساخته شده از صحنهء سیاسی و اریکهء قدرت دور ساخته شدند .

تأثیرات اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی دوران دموکراسی قلابی حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی را بالای مردم جامعه به ویژه بالای تورکتباران ساکن در کشور قسمأ به بررسی میگیریم :

در سال ۱۳۷۱ ش یک تحرک نسبتأ خود جوش در مقابل اعمال فاشیستی داکتر نجیب الله احمدزی رئیس جمهور وقت زیر عنوان جنبش ملی و اسلامی افغانستان تحت قیادت عبدالرشید دوستم یک افسر سرشناس اردوی کشور به همکاری سایر قوماندانان اردو و جهادی آغاز گردید که در مدت زمان اندک از طرف اکثریت تورکتباران ولایات شمالی ، شمال شرقی و شمال غربی کشور مورد حمایت قرار گرفته و هزاران جوان تورکتبار کشور در طی ده سال جنگ های خانمانسور داخلی با تنظیم های جهادی و گروه طالبان جهت حمایت از جنبش ملی و اسلامی افغانستان به مثابهء بانی حقوق حقهء تورکتباران کشور ، جان های شیرین خود را از دست دادند .

در زمان دو دهه دموکراسی قلابی حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی که چندین انتخابات نمایشی جهت تعیین پارلمان کشور و ریاست جمهوری برگزار گردید به شکل متداوم از رای و حمایهء اقوام تورکتبار کشور ، عمومأ سوء استفاده های سیاسی صورت گرفته با نیرنگ های گوناگون هرگز هیچ نوع حقوق سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی برایشان داده نشد.

جنبش ملی و اسلامی افغانستان که با سرنوشت ملیت های تورکتبار کشور گره خورده بود ، از ابتدای ایجاد خود منشأ نظامی داشته و هیچگاهی به حیث یک حزب سیاسی منسجم و دارای آیدئولوژی علمأ تدوین شدهء ملی عرض اندام کرده نتوانست که دلیل عمدهء آنرا میتوان چنین ارزیابی نمود :

الف : حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان از ابتدأ بر اساس طرح یک اساسنامه و برنامهء مشخص سیاسی با آیدئولوژی معین ایجاد نشده و جذب اعضای حزب نیز بر اساس یک آرمان و آیدئولوژی مشخص و اساسنامهء فبلأ تدوین شده صورت نگرفت و تا هنوز یک کتاب مشخص ثبت اعضای حزب که به شکل اساسی آن کود نمبر خورده باشد وجود ندارد.

لهذا افراد و اشخاص متعدد با مفکوره و آیدئولوژی متفاوت بخاطر منافع شخصی خود به اطراف عبدالرشید دوستم تجمع نموده و با استفاده از نام حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان ، هر کس به نحوه خود از نام حزب جنبش و ملیت های تورکتبار افغانستان بهره گیری اجتماعی سیاسی و اقتصادی نمود.

ب : در رأس رهبری این حزب شخص عبدالرشید دوستم قرار داشت که موصوف یک فرد بارز نظامی بوده ولی از علمیت لازم سیاسی و دیپلماسی برخوردار نبود ، بنأ همیشه با اعضای حزب و منسوبین خود برخورد نظامی نموده به کس دیگری حق استقلالیت و خود ارادیت‌ را نداده و هیچ گاهی هم برخورد سیاسی و دیپلماسی نداشت و انتقاد و انتقاد از خود را هرگز نمی پذیرفت ، از همین سبب اکثریت اطرافیان خود را آ‌رزده ساخته و از دست می‌داد و یک تعداد معدود بلی گوی در اطرافش باقی می‌ماند و بس .

پ : افراد و اشخاصیکه به محوریت حزب جنبش تجمع می‌کردند ، اکثرأ افراد عضوء احزاب چپ گرأ سابق و یا افراد نظامی تنظیم های جهادی قبلی بودند و آنها به نسبت نبود برنامهء عمل مشخص حزب جنبش ، فعالیت های خود را بر حسب سوابق سیاسی-نظامی قبلی خود تنظیم نموده و باعث عدم رشد سیاسی و ارتقای حزب جنبش میگردید .

ت : یک تعداد جوانان تحصیل کردهء تورکتبار که در حلقهء حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان تنظیم گردیده و از آن طریق به پست های مهم دولتی معرفی میشدند ، به نسبت نداشتن یک آیدئولوژی آرمانگرأ ملی و نبود اداره و کنترول سیاسی از طریق مرکزیت حزب جنبش ، آنها قربانی اهداف سیاسی دشمنان ملیت خویش شده به اساس هماهنگی و مدیریت سازمان های مافیایی و فاشیستی حاکم در قدرت دولتی ، از طرف یکی از شبکه های استخباراتی کشور های غربی جذب و استخدام شده و در مقابل منافع مادی خویش ، اهداف ملی و میهنی خود را به باد فراموشی سپرده و قربانی حرص منفعت جویی خود گردیده به سرمایه اندوزی و معشیت فامیلی و خانوادگی خود پرداختند.

افراد و اشخاص فوق الذکر به اساس تأمین منافع مادی شان از طریق روابط استخباراتی فوق الذکر و یا توسط دارودستهء ارگ ریاست جمهوری , نتنها منافع ملی و میهنی خود را به باد فراموشی می سپردند بلکه بر علیه رهبری حزب جنبش نیز استادگی نموده و با انتقادات حق و یا ناحق خویش منجر به چند پارچه گی حزب جنبش شده و به اساس روابط محیطی و قومی خویش عدهء از مردمان تورکتبار را به عقب خود کشانیده بیشتر از پیش باعث متفرق شدن ملیت خود در جامعه و صدمه زدن به حزب جنبش و بنیاد تورکتباران کشور شدند .

در طی همین بیست سال دموکراسی تقلبی ، باوجود اینکه
زبان اوزبیکی منحیث زبان سوم کشور در مناطق اوزبیک نشین درج قانون اساسی کشور شده و با کشته دادن ده ها هزار جوان برومند ، بیداری لازم نصیب ملیت های تورکتبار کشور گردید ، ولی به نسبت عدم موجودیت همدیگر پذیری در بین شخصیت های چیزفهم تورکتبار کشور و کشانیدن مردم به اساس پیوند های قومی ، محیطی و محلی به عقب خود شان و سوء استفاده از نفوذ مردمی خود در عرصهء سیاسی ، باعث گردید تا یک وحدت ملی منسجم و مرکزیت واحد رهبری ایجاد نگردید.

حلقه های مافیایی و فاشیستی ارک ریاست جمهوری با استفاده ازین حالت نابسامان ، از تک تک این شخصیت های خودخواه و منفعت جو بهره گیری سیاسی نموده ، حقوق حقهء ملیت های تورکتبار کاملأ زیر پا شده و مردم مظلوم و محروم ما بیشتر از پیش به محرومیت های تباه کن دیگر کشانیده شدند .

ازینکه کشور های غربی در رأس ایالات منحدهء آمریکا نظر به اهداف استراتیژیک خود در مورد افغانستان ، از حکومت های دست نشاندهء خود در کابل (حکومت تکنوکرات ها) ، بهره‌گیری لازم کرده نتوانستند ، بنأ افغانستان را بار دیگر به طرف قرون وسطی یی سوق داده با سقوط دادن حکومت جمهوری نامنهاد اشرف غنی ، مجددأ طبق توافقنامهء دوحه گروه طالبان را به سر اقتدار رسانیدند .

با متلاشی شدن حکومت جمهوری نامنهاد اشرف غنی احمدزی و با فرار او به طرف إمارات متحدهء عربی ، گروه طالبان در افغانستان مسلط گردیده و تمام اراکین دولتی و اپوزیسیون آن بشمول بزرگان و سایر کدر های تورکتبار افغانستان پا به فرار گذاشته در کشور های همسایه ، منطقه و جهان متوطن شدند

قسمیکه ملاحظه می‌گردد مردم جامعه بشمول ملیت های تورکتبار کشور زیر تسلط گروه طالبان تنها گذاشته شده و تمام بزرگان و کدر های جامعه ، در کشور های دور و نزدیک دیگر به معیشیت فامیلی و خانوادگی خود مصروف گردیدند.

کشور های غربی تحت قیادت ایالات متحدهء آمریکا به خاطر تأمین و حفظ منافع شان در افغانستان عملأ از گروه طالبان حمایه نموده و هر هفته بیشتر از چهل میلیون دالر در یک بانک خصوصی بنام (بانک بین المللی افغانستان) در کابل انتقال داده شده و شفافیت لازم وجود ندارد که این مبلغ مشخصأ از طرف کدام مرجع پرداخته شده و توسط کی و چگونه به مصرف می‌رسد

فعلأ که در سطح جهان تمام کشور های مختلف دنیا وضعیت مردم افغانستان را زیر سلطهء طالبان تحت نظر دارند ، هر یک از آنها مکررأ به شکل دیپلماسی حمایت خود را از مردم افغانستان ، حقوق زنان و حقوق بشری آنها اعلام می دارند ولی هیچ کدام از آنها تا کنون هرگز یک قدم هم اقدام عملی را از خود نشان نداده آند ، بدین ملحوظ با گذشت زمان قیودات سخت گیرانهء طالبان بالای مردم کشور ، هر روز بیشتر از پیش شدید تر میگردد.

ازینکه گروه طالبان در سال های قبل ، در خاک پاکستان توسط شبکهء استخبارات نظامی پاکستان تحت مدیریت استخبارات انگلیس با عقیدهء افراط‌گرایی اسلامی و روحیهء فاشیستی تربیه شده بودند ، بنأ به مجرد تسلط شان در افغانستان قانون اساسی و سایر قوانین دوران جمهوریت را ملغی اعلان نموده مقررات سخت گیرانه و افراطی خود را در جامعهء به خون تپیدهء افغانستان جاری نمودند .

هر روز با گذشت زمان قوانین سخت گیرانهء گروه طالبان در قسمت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم در مکاتب ، سهم گیری زنان در کار های دولتی و امورات مدنی و اجتماعی و فعالیت های مستقلانهء رسانه های نوشتاری ، شنیداری و دبداری بشمول آزادی مطبوعات ، وضعیت سخت گیرانه تری را بخود میگیرد .

همچنان گروه طالبان به ادامهء مفکورهء عبدالرحمن خانی و اجرأت محمدگل خان مومندی بالای ملیت های غیر پشتون کشور به ویژه ملیت های تورکتبار کشور انواع ظلم ها را روا داشته و آنها را تحت فشار های گوناگون قرار داده به بهانه های مختلف مردم عوام را مجبور به ترک خانه ها و زمین هایشان نموده در جای آنها مردمان ناقلین را جابحا مینمایند .

لهذا وضعیت فرهنگی ، اجتماعی ، مدنی ، اقتصادی و سیاسی کشور ، روز بروز به وخامت بیشتر کشانیده شده و جامعه به بحران های گوناگون بیشتر از پیش غرق ساخته میشود ، ولی با تأسف که هیچ مرجع ملی و بین المللی به مشاهده نمی رسد تا این مردم و میهن به خاک و خون کشانیده شده را ازین حالت رو به قهقرأ نجات دهد .
ادامه دارد ،

باعرض حرمت

13/12/2022

وضعیت تورکتبارن افغانستان در
طی کمتراز یک و نیم قرن پسین :

‌ تحمیل فشار های اجتماعی و
فرهنگی سیتماتیک بالای آنها

در زمان اقتدار نادر افشار شخصی بنام احمدخان ابدالی در اردوگاه او به حیث غلام بچه ایفای وظیفه مینمود .

بعداز وفات نادر افشار در سال ۱۱۲۶ ش درباریان نادر افشار روی ملحوظاتی ، در لنگی احمد خان ابدالی خوشهء گندم را گذاشته در حالیکه هنوز به سن بلوغیت نرسیده بود به حیث پادشاه به او بعیت نمودند که بعداز اقتدار و فنوحات احمد شاه ابدالی (درانی) پادشاهی سلسله شاهانی ادامه یافت که بیشتر از یک و نیم قرن این سلسله شاهان مزدور خاندانی که بالعموم در خدمت بیگانگان بوده و به خاطر حفظ قدرت و منافع شخصی خود و خوشخدمتی به استعمارگران آنوقت ، به برادر کشی ها و کاکاکشی ها پرداخته و در طول پادشاهی شان مردم خود را گوشت دم تیغ و قربانی خود و باداران شان نمودند که مردم آنوقت جزء بدبختی ، سیه روزی و جان باختن از هیچ نوع رفاه اجتماعی و زندگی انسانی برخوردار نبودند و نشدند .

بعداز برادر کشی ها وجنگ های طویل المدت ذات البینی اولادهء امیر دوست محمد خان ، در سال ۱۲۵۸ ش به حمایهء مستقیم انگلیس ها ، امیر عبدالرحمن خان فرزند سوم محمد افضل خان و نوهء امیر دوست محمد خان به تخت پادشاهی افغانستان نشست .

چون انگلیس ها از مطیع بودن و خوشخدمتی سلسله شاهان فوق الذکر و همچنان از شجاعت ، هویت ، مدنیت پروری ، توانایی و سوابق تاریخی سایر اقوام ساکن در افغانستان شناخت کامل و آگاهی دقیق داشتند بنأ بالای امیر عبدالرحمن خان شرط گذاشتند که اقوام غیر پشتون ساکن در افغانستان به ویژه تورکتباران و هزاره ها را شدیدأ تحت فشار قرار داده سرکوپ ، نابود و متواری بسازد .

لهذا امیر عبدالرحمن خان جلاد طبق هدایت انگلیس ها با نسل کشی هزاره ها در مناطق مرکزی کشور که در حدود %67 قوم هزارهء ما را قتل عام نموده از آنها کله مناره ساخت .

همچنان بالای سایر اقوام ساکن در کشور به ویژه تورکتباران افغانستان نیز در مناطق شمال ، شمال شرق و شمال غرب کشور از هیچ نوع ظلم و استبداد دریغ نورزیده با بندی نمودن ، کشتن و تبعید اشخاص سرشناس آنها ، سایر مردمان عوام را سرزنش ، سرکوپ ، قتل و متواری نمود که این نسل کشی ها و قوم ستیزی های امیر عبدالرحمن خان تا زمان وفات آن یعنی سال ۱۲۸۰ ش به شدت دوام داشت که در نتیجه سایر اقوام کشور به ویژه تورکتباران با فرهنگ و تمدن پرور را سخت صدمه زده تا سال های سال ‌پراگنده ، متواری و متضرر ساخته و زمان پادشاهی پسر او امیر حبیب الله خان نیز به عیاشی و خوشگذرانی گذشت .

خلاصه بعداز سپری شدن چهار دهه به همین منوال ، امیر امان الله خان پسر امیر حبیب الله خان و نوهء امیر عبدالرحمن خان به کمک عدهء از شخصیت های آزادی طلب و مشروطه خواه ، اعلان استقلال نسبی افغانستان را از انگلیس ها نموده و به تخت پادشاهی رسید .

امان الله خان نیز پالیسی پدرکلان خود امیر عبدالرحمن خان را به شیوهء مدرن تر آن ادامه داده ، در طی یک فرمان خاص در سال 1306 ش « نظامنامهء ناقلین بسمت قطغن» را صادر نمود که به اساس این فرمان مردمان کوچی و سایر فامیل های داوطلب را از کابل ، مشرقی و جنوبی کشور به صفحات شمال افغانستان انتقال داده با توزیع سند ملکیت زمین های حاصل خیز آن مناطق ، آنها را در مناطق سرسیر و حاصلخیز متوطن ساخته بالمقابل مردمان اصیل آن مناطق را پراکنده ، مهاجر و متواری ساختند .

در وقت زمامداری نادر خان و ظاهر شاه نیز شخصی بنام محمد گل خان مومند که در سقوط دادن حکومت امیرحبیب الله کلکانی و به قدرت رسانیدن نادر خان سهم بارز داشت ، ادامه دهندهء سیستماتیک عقیدهء فاشیستی و تحمیل اعمال ستم ملی عبدالرحمن خانی در افغانستان بود که با احراز کرسی های مختلف مثل وزارت ، نائب الحکومه گی و رئیس تنظیمیه گی در مقاطع مختلف زمانی ، شدید ترین ستم ملی را بالای ملیت های تاجک ، هزاره و اوزبیک ساکن در افغانستان روا داشت .

به ویژه در زمانی که محمد گل خان مومند در پست رئیس تتطیمیهء زون شمال در مزار شریف ایفای وظیفه مینمود ، برنامه های فاشیستی امیر عبدالرحمن خان و فرمان جابجایی ناقلین شاه امان الله خان را در ولایات شمالی ، شمال شرقی و شمال غربی کشور به پیمانهء وسیع پیاده و عملی نمود .

شمه یی از خیانت ها و جنایت های بزرگ محمد گل خان مومند را در حق ملیت های ساکن در شمال کشور به ویژه در حق ملیت دارای تاریخ کهن و علم پرور اوزبیک ها می شماریم :

ا- محمد گل خان مومند به گماشته گان خود وظیفه داد که در شهر های مربوط ولایات شمالی ، شمال شرقی و شمال غربی کشور کوچه به کوچه بگردند ، از خانه ها کتاب هایی که به زبان اوزبیکی نوشته و یا چاپی گردیده است در مقابل یک قیمت ناچیز از دست زن ها ، اطفال و مردم عوام خریداری نموده و جمع آوری نمایند که به اساس همین برنامهء شوم و فاشیستی خود در ظرف چند سال به هزار ها جلد کتاب های دست نویس و چاپ شدهء باارزش ادبی ، فرهنگی ، تاریخی و علمی را جمع آوری نموده حسودانه و ظالمانه به آتش کشید .

۲ - محمد گل خان مومند به ادامهء تطبیق (نظامنامهء ناقلین) شاه امان الله خان به هزار ها خانوار را از کوچی های مناطق جنوبی و مشرقی کشور ، به ولایات بغلان ، سمنگان ، کندز ، تخار ، بدخشان ، مزار شریف ، جورجان ، سرپل ، فاریاب و بادغیس انتقال داده با توزیع زمین های شامل ملکیت ساکنین بومی آن ولایات برایشان و دادن سند ملکیت به ناقلین ، بزرگترین جفا را در حق مردمان بومی این ولایات روا داشت .

شکایت مردمان بومی و ساکنان اصلی ولایات فوق الذکر را مبنی بر تصاحب زمین قباله یی شان توسط ناقلین هیچ مرحعی نمی شنید ، حتی تعداد زیادی از مالکین زمین های غضب شده توسط ناقلین تا دربار ظاهر شاه خود را رسانیدند ولی هرگز کسی به دادشان نرسید .

قرار گواهی ساکنان بومی مناطق متضرر ، یک تعداد از ناقلین قوم اسحق زی در یک قریهء اوزبیک نشین بنام بغاوی مربوط مرکز ولایت سرپل زمین های قباله یی مردمان آن قریه را بزور غضب نموده آنها را از خانه و بالای زمین های شان راندند و نیمی از زمین هایی قریهء مذکور را تصاحب نمودند که اراضی غضب شده از طرف حکومت آنزمان رسمأ بنام بغاوی افغانیه ثبت دفاتر املاک گردید.

زمانی که در موسم کشت و کار ، صاحبان اصلی زمین های متذکره با جفت گاو های قلبه یی شان بالای زمین های خود رفته بودند تا زمین های خویش کشت نمایند ، بزرگان اسحق زی ها با تفاهم مقامات بالایی حکومتی هفت نفر از اوزبیک هایی را که بخاطر کشت و کار ، بالای زمین های خود آمده بودند ، توسط افراد مسلح شان دست و پای آنها را بسته نموده به خرمن جاه انتقال داده و با انداختن پطرول بالای شان زنده سوختاندند تا شعله های آتش آنها به آسمان بلند شود تا این که ظلم و قدرت فاشیستی خود را به سایر متضررین نشان دهند تا کسی دیگری جرئت مقاومت را در مقابل حرکات فاشیستی آنها نداشته باشد .

وارثین شهدا سال ها به مقامات حکومتی عرض و داد نموده خواهان عدالت شدند ولی هیچ مرجعی به داد ایشان نرسید ، طبق اظهار گواهان ، یک زن قهرمان از وارثین شهدای مذکور خود را به کابل رسانیده مسیر رفت و برگشت موتر حامل ظاهر شاه را تعقیب نموده یک روز در مسیر مذکور در عقب کدام بتهء بزرگ گل پنهان شده خود را در پیش روی موتر ظاهر شاه انداخته گریه کنان تقاضای عدالت را میکند ولی احکام و وعده های دروغین ظاهر شاه نیز هیچ درد آنها را دوا نمی کند.

۳ - محمد گل خان مومند ، نظر به حس شئونیستی افراطی یی که داشت اسم اصلی و تاریخی هزار ها شهر ، قریه ، محله ، کوچه ، کانال ، سرک ، مکتب ، ولایت و غیره را باطل ساخته ، نام های جدیدی را به زبان پشتو بالای آنها گذاشت که نام های جدید پشتو آنها را رسمأ ثبت دفاتر دولتی نمود که تا فعلأ به همین نام های جدید پشتو یاد میشوند چون که ثبت دفاتر رسمی دولتی شده است.

از جملهء تغییر نام هزار ها قریه جات و محلات از نام های بومی و تاریخی آنها به پشتو از جملهء خیانت های محمدگل خان مومند جهت جلوگیری از ضیاع وقت اختصارأ از تعداد محدود آن ها طور مثال نام می بریم :

تبدیل نام شهر سبزوار به شیندند .
تبدیل نام فوشنج به پشتون زرغون
تبدیل نام قره تپه به تورغندی
تبدیل نام چارباغ کاشن به شینکی
تبدیل نام قلعه چه به اسپین کوت
تبدیل نام ینگی اریغ به نویکوت
تبدیل نام دکبرجین به شلخی
تبدیل نام بوینی قره به شولگره

به همین منوال هزار ها نام تاریخی و بومی شهر ها ، قریه جات ، محلات و غیره را به پشتو نامگذاری نموده رسمأ به دفاتر دولتی ثبت کردند.

۴ - همچنان در بخش معارف و فرهنگ جامعه‌ ، تدریس مکتب ها و دانشگاه ها را جبرأ از زبان دری به زبان پشتو تبدیل نموده برای مردمان غیر پشتون کورس های آموزش زبان پشتو را اجباری نمود ، به ویژه به معلمین مکتب ها ، استادان دانشگاه ها و کارمندان دولتی کورس های جبری آموزش زبان پشتو را ایجاد نمودند که اگر کسی کدام روز در ساعت تعین شده به کورس آموزش لسان پشتو حاضر نمیشد همان روز در محل وظیفه اش خانهء حاضری آنرا قید نموده و از امتیازات شان محروم میساختند .

ادامه دارد .

Adres

Hague
The Hague

Meldingen

Wees de eerste die het weet en laat ons u een e-mail sturen wanneer Ataee nieuws en promoties plaatst. Uw e-mailadres wordt niet voor andere doeleinden gebruikt en u kunt zich op elk gewenst moment afmelden.

Contact

Stuur een bericht naar Ataee:

Delen