23/01/2014
پس از ماده 236 قانون اصول تشکیلات عدلیه مصوب 1329 قمری، در ماده 17 قانون وکالت مصوب 1315/11/25 «کانون وکلا موسسه ای است ملی و دارای شخصیت حقوقی از حیث نظامات تابع وزارت عدلیه و از و از نظر عواید و مخارج مستقل می باشد» در اسفند ماه 1331 «لایحه قانونی استقلال کانون وکلا ی دادگستری» توسط مرحوم دکتر مصدق نخست وزیر وقت تصویب شد. در پی کودتای 28 مرداد ماه 1332 و سقوط حکومت ملی معظم له در اجرای تبصره ذیل ماده واحده«قانون الغای کلیه لوایح آقای دکتر مصدق ناشیه از اختیارات» مصوب 29 آبان ماه 1333؛ بدین علت که قانونگذاری تکلیف مجلسین سنا و ملی بوده و در نتیجه قابل واگذاری به دولت نبود لوایح مصوب مصدق ملغی شد. لیکن به جهت خلاء قانونی کمیسیون مشترکی از مجلسین تشکیل شد که برخی از لوایح مصدق را ابقا نمود. «لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری» نیز در 1333/12/5 با اندک تغییراتی به تصویب کمیسیون مشترک رسید. اساساً بنا بر این بوده در فرصت مناسب قانون وکالت به تصویب مجلسین برسد که عمرشان را دادند به مجلس شورای اسلامی. در هر صورت در ماده 1 لایحه مزبور آمده است:« کانون وکلای دادگستری موسسه ای است مستقل و دارای شخصیت حقوقی که در مرکز هر استان تشکیل می شود. ...».
پس از انقلاب در راستای نیل به اصل مهمتری که همانا اصل استقلال دادرس باشد؛ اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی به تصویب رسید که مقررداشت: « قوه قضائیه قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسوول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار و ظایف زیر است ...»
و اما ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1379/1/17 « به منظور اعمال حمایت های لازم حقوقی و تسهیل دستیابی مردم به خدمات قضایی و حفظ حقوق عامه، به قوه قضاییه اجازه داده می شود تا نسبت به تایید صلاحیت فارغ التحصیلان رشته حقوق جهت صدور مجوز تاسیس موسسات مشاوره حقوقی برای آنان اقدام نماید. حضور مشاوران مذکور در محاکم دادگستری و ادارات و سازمان های دولتی و غیر دولتی برای انجام امور وکالت متقاضیان مجاز خواهد بود. تایید صلاحیت کارشناسان رسمی دادگستری نیز به طریق فوق امکان پذیر است. آئین نامه اجرایی این ماده و تعیین تعرفه کارشناسی افراد مذکور به تصویب رییس قوه قضاییه خواهد رسید.»
موسسه مذکور از ابداعات قانونی ایجاد شخصیت حقوقی تک شریک در نظام حقوقی ایران است. البته در فرانسه شرکت تجاری تک شریک نیز وجود دارد. ولی این موسسات اهلیت فعالیت در موضوع خود را ندارند زیرا پروانه وکالت برای شخص حقیقی صادر می شود.به نظر فلسفه این موسسات ایجاد امکان تبلیغ است. صرف نظر از اشکال ایجاد نهاد موازی توسط قانونگذار طبع موضوع به گونه ای بود که قانونگذاری خاص را می طلبید ولی به هر حال امر مزبور بر خلاف ادعای برخی موقتی نیست.