دارالوکاله عبدالحی کامل Abdulhey Kamel Lawyer's Office

  • Home
  • Afghanistan
  • Kabul
  • دارالوکاله عبدالحی کامل Abdulhey Kamel Lawyer's Office

دارالوکاله عبدالحی کامل Abdulhey Kamel Lawyer's Office دارالوکاله عبدالحی کامل به منظور خدمات حقوقی چون وکالت ترتیب صورت دعوی دفاعیه اعتراض دفع اعتراض به شهروندان تاسیس گردیده است

 #اطلاعیه وزارت عدلیه درباره آغاز روند ثبت نام برای امتحان ورودی وکلای مدافع!به اطلاع عموم متقاضیان جوازنامه وکالت دفاع ...
12/01/2023

#اطلاعیه وزارت عدلیه درباره آغاز روند ثبت نام برای امتحان ورودی وکلای مدافع!

به اطلاع عموم متقاضیان جوازنامه وکالت دفاع رسانیده می‌شود که روند ثبت نام امتحان ورودی وکالت دفاع از تاریخ ۲۰ جدی ۱۴۰۱مصادف با ۱۷ جمادی‌الثانی ۱۴۴۴ آغاز می‌گردد و آن عده از متقاضیانی که قبلاً حسب درخواست خواهان اشتراک در امتحان ورودی وکالت دفاع گردیده بودند مکلف اند هرچه عاجل به ریاست وکلای مدافع مراجعه نموده و فورم درخواست شمولیت در امتحان را خانه پری و به مدیریت اداری این ریاست تسلیم نمایند؛ در غیر آن شامل امتحان شده نمی‌توانند.

همچنان قابل یادآوری است که:

قیمت فورم درخواست شمولیت در امتحان (500 ) افغانی می‌باشد.
هرگاه متقاضی شمولیت در امتحان بنابر دلایلی نمی‌تواند شخصاً جهت ثبت نام مراجعه کند می‌تواند توسط شخص دیگر درخواست ارایه نماید ویا فورم ثبت نام را خانه‌پری نماید.
آخرین مهلت برای ثبت نام و خانه‌پری فورم 26 جدی 1401 مصادف با 23 جمادی‌الثانی1444 هجری قمری می‌باشد.
تاریخ امتحان ورودی وکالت دفاع بعداً اعلان می‌گردد

 #ریاست حقوق وزارت عدلیه به شمول آمریت و مدیریت های حقوق ولایات و ‌ولسوالی ها رسماً به ستره محکمه انتقال نمود.
10/01/2023

#ریاست حقوق وزارت عدلیه به شمول آمریت و مدیریت های حقوق ولایات و ‌ولسوالی ها رسماً به ستره محکمه انتقال نمود.

متحد المال در مورد وکالت خط های خارجی !
11/12/2022

متحد المال در مورد وکالت خط های خارجی !

اساسات حقوق اسلام انحلال ازدواج:1.       طلاق.2.       خلع.3.       ایلا.4.       ظهار. طلاق:به سه بخش تقسیم گردیده است:...
16/11/2022

اساسات حقوق اسلام

انحلال ازدواج:
1. طلاق.
2. خلع.
3. ایلا.
4. ظهار.

طلاق:
به سه بخش تقسیم گردیده است:
1. احسن.
2. سنی.
3. بدعی (ناروا).

احسن:
مقاربت واقع نشده – سه ماه وقت ولی تجدید نکاح و مهر نیاز نیست و رابطه زوجیت از بین نمی رود.
سنی:
اگر در طول سه ماه بعد از طلاق احسن به زن رجوع نکنید نکاح دوم (سنی) به زبان باید بیان شود. سه ماه وقت دارد.
بدعی:
بطور کلی طلاق اجرا می گردد- اگر در دوره قاعده گی مقاربت صورت گرفته باشد.

طلاق سریعی:
با الفاظ طلاق می دهد.

کناعی:
الفاظ که معنی طلاق را ارائه نمی کند (برو خانه پدرت دوباره نیایی) ولی اگر نیت طلاق را داشته باشی طلاق محسوب می شود در غیر ان نی.

حق مرد بغرض جدا شدن از زن طلاق نامیده میشود که 100% حق مرد است.
حق زن بغرض جدا شدن از مرد تفریق قضائی نامیده میشود که 100% حق زن است.

خلع:
الفاظ است که شوهر توسط ان از خانم جدا میشود نه با طلاق.

ایلا (سوگند یاد کردن):
سوگند یاد کردن بنام خدا که با خانم خود یکجا نمی شود مدت ان چهار ماه است.

ظهر (پشت):
ان قسمت عضو بدن که از محرم اش به وی حرام است ( به خانم گفتن که پشت تو مثل پشت مادرم است).

فوت شوهرو عدت زن:
اگر زن حامله باشد الی زایمان طفل اش.
اگر زن حامله نباشد چهار ماه و ده روز.
طلاق و عدت زن:
اگر زن حامله باشد زایمان طفل اش.
جوان: سه دوره قاعده گی کمتر از سه ماه.
پیر: سه ماه.

میراث:
در دوره جاهلیت (قبل از اسلام) به افراد ذیل میراث داده میشد:
- نسب.
- فرزند خانده گی.
- پیمان.

در اسلام برای افرد ذیل میراث میرسد:
- نسب.
- رابطه زوجیه.
- صاحب برده بودن.

سوگند به سه قسم است:
- لغو.
- غموسی.
- منعقد.
کفارت سوگند سه روز روزه یا 10 مسکین را نان دادن.

ربوی (سود)
رهن حیازی (گروی)
راهن (گرو دهنده)
مرتهن(گروگیرنده)

حق:
حق به معنی ترکیبی معنی های ذیل را افاده می نماید:
- واجب.
- ثابت.
- مقدار معینی مال.
- عدل در مقابل ظلم.

نظر عبدالحکیم لکنوی:
حق عبارت از حکم ثابت است.
بدرالدین عینی:
حق عبارت از انچه که انسان مستحق انست.
عبدالرزاق سنهوری:
حق عبارت از مصلحت که دارای قیمت مالی که قانون از ان حمایت کند میباشد.
مصطفی زرقا:
حق عبارت از اختصاص صلاحیت و مکلفیت های است که خداوند (ج) به انسان می دهد.

ارکان حق:
- صاحب حق.
- محل حق.

شخص به دو نوع است:
- حقیقی: انسان که هم اغاز دارد و هم انتها.
- حقوقی: موسسات ، شرکت ها ، وزارت خانه ها و غیره.
حیات انسان به دو نوع است:
- حقیقی: هر گاه حمل زنده و فعال تولد شود و علامات حیات از قبیل گریان و حرکت از او دیده شود.
- حکمی (قانونی): از نظر فقها هر گاه جنینی در اثر جنایت سقط گردد وی اگر چه حقیقتا حیات ندارد ولی حکما زنده است بنا مستحق میراث شناخته میشود و هم از او میراث برده میشود.

وفات بدو نوع است:
- حقیقی: مرگ
- حکمی: شخص مفقود باشد و محکمه وی را مرده بشمارد.

غایب: یک سال
مفقود: امام مالک مدت مفقود را چهار سال محسوب نموده و قانون مدنی افغانستان هم از امام مالک پیروی کرده و چهار سال تعین نموده است.

اصطلاحات حقوقی:
بایع: فروشنده
مشتری: خریدار
مبیعه: جنس
ثمن: پول
اباحت عامه: دارای عامه
مختص: انسان
مختص به: شی - مال
حضانت: دوره که طفل به مادر نیاز دارد

طفل در بطن مادر بعد از 120 روز صاحب روح شده و جنین نامیده میشود.
مدت حاملگی و شیر خواره گی طفل در دین اسلام 30 ماه میباشد.
خون بهای جنین دهم حصه دیت کامل میباشد.
از نظر فقهای اسلام بیت المال وارث کسی است که وارث ندارد و میراث ان به بیت المال میرسد.

اشخاص حقوقی:
- نهاد در داشتن حقوق و مسولیت ها مانند انسان مسول میباشند و مشابه به انسان ها میباشند به این خاطر اشخاص حقوقی یاد میشوند.
- مبتکر اشخاص حقوقی در قرن هفتم اسلام بوده و در قرن 19 در کشور های غربی مطرح شد.
- اشخاص حقوقی بخاطر بنام اشخاص حقیقی نامیده نمیشوند زیرا اشخاص حقیقی دارای حیات میباشند اما اشخاص حقوقی دارای حیات نمی باشند.

محل حق:
انچه که حق به او تعلق می گیرد مانند مال ، شخص ، قرض ، مولف.
اقسام حق:
حق از لحاظ صاحب حق به سه بخش تقسیم گردیده است:
- حق الله.
- حق العبد.
- حق مشترک.

حق الله:
حق است که بمنظور یکی از دو اهداف اتی صورت گیرد.
- تقرب به الله (ج) مانند عبادات ، جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر.
- تامین منافع جامعه مانند اجتناب از جرایم ، تعزیرات و غیره.

احکام حق الله:
- با عفو ، صلح و تنازل قابل اسقاط نمی باشد.
- قابل توارث نمی باشد.
- قابل تغیر نمی باشد.
- جزا های حق الله قابل تداخل میباشند.

حق العبد:
عبارت از حق است که برای حمایت ، پشتی بانی و مصلحت شخص استفاده می گردد.

اقسام حق العبد:
- قابل استقاط و غیر قابل اسقاط.
- قابل توارث و غیر قابل توارث.

قابل اسقاط:
برخی حقوق قابل اسقاط است مانند قصاص ، حق شفع (همسایه داری) و حق خیار (صلاحیت).

حق غیر قابل اسقاط:
- حق که هنوز برای شخص ثابت نگردیده است مانند خیار رویت جنس ، شفع وصیت در وصیت بعد از مرگ پدر.
- حق که صفت ذاتی و لاینفک انسان است مانند حق ولایت پدر بالای پسر صغیر اش.
- حق که اسقاط ان موجب تغیر احکام شرعی شود.
- حق که حق دیگران به ان تعلق دارد مانند حق مادر در حضانت طفل اش و حق مسروق منه در حق سارق.

حق قابل توارث:
- حق که بمنطور اطمنیان باشد مانند ضمانت گرفتن.
- حق ارتفاق مانند حق مال بالای مال ، نل اب ، کیبل برق و غیره.
- اموال منقول: قابل انتقال میباشد.
- اموال غیر منقول: قابل انتقال نمی باشد.
- حق ارتفاق.
- حق خیار عیب و خیار تعین.

حق غیر قابل توارث:
- حق خیار شرط.
- خیار روی.
- حق غانم و غنیمت.
- مدت دین.

مال به میراث برده میشود اما ایا منفعت هم به میراث برده میشود یا نه؟
- فقهای حنفی به این نظر اند که مال به میراث برده میشود و منفعت نه.
- جمهور فقها به این نظر اند که هم مال و هم منفعت به میراث برده میشود زیرا هر مال برای منفعت است اگر منفعت نباشد مال ارزش ندارد.
- قانون عرف در بازار منفعت را به حساب عرض مالی میشناسد.
- قسمیکه مال محل عقد واقع میشود منفعت هم محل عقد واقع میشود.

حق مشترک:
حقی است که در ان حق الله و حق العبد جمع شده باشد:
- در بعضی موارد حق الله بر حق العبد غالب است. مانند: عدت زن مطلقه.
- در بعضی موارد حق العبد بر حق الله غالب است. مانند: قصاص.

تقسیم حق به اعتبار محل ان:
- حق مالی.
- حق غیر مالی.
- حق شخصی.
- حق عینی.
- حق مجرده.
- حق غیر مجرده.

حق مالی:
حقی است که به مال و یا منفعت مال تعلق دارد. مثال حق شفع ، حق ارتفاق.
حق غیر مالی:
حقی است که به مال تعلق ندارد. مثال حق قصاص ، حق ازادی ، حق انتخاب کردن.
حق شخصی:
صلاحیت است که از طرف قانون برای انسان بالای انسان دیگر داده میشود. مثال قرض که دارای سه رکن میباشد:
- صاحب حق.
- محل حق.
- شخص مکلف و یا مدیون.
حق عینی:
صلاحیت است که قانون برای انسان بالای مال می دهد. مثال گرو گرفتن خانه ، دکان که دو رکن دارد:
- صاحب حق.
- محل حق.
حق مجرده:
حقی است که تنازل از ان با مصالحه در محل حق تاثیر نمی گذارد. مثال صاحب شفعه از حق خود می گذرد.
حق غیر مجرده:
حقی است که تنازل از ان در محل حق تاثیر دارد. مثال قصاص.

اقسام حق به لحاظ موید قضائی و عدم ان:
- حق دیانی.
- حق قضائی.
حق دیانی:
حقی است که اثابت ان در پیشوا محکمه دشوار باشد از لحاظ محکمه حق نیست ولی در نزد الله (ج) حق است. مثال قرض دادن به شخصی بدون اسناد ولی بعد از مدتی ان شخص از قرض انکار کند.

حق قضائی:
حقی است که اثبات ان در پیشوا محکمه اسان باشد. مثال قرض با سند.

________________
با شريك ساختن تان مارا یاری نمایید

جدول جدید صلاحیت محاکم امارت اسلامی در مورد رسیدگی به قضایا.عبدالحی ‌"کامل "
03/08/2022

جدول جدید صلاحیت محاکم امارت اسلامی در مورد رسیدگی به قضایا.
عبدالحی ‌"کامل "

وزارت کار و امور اجتماعی !روز جمعه به مناسبت عرفه و روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه به مناسبت عید قربان در کشور رخصتی عمومی...
07/07/2022

وزارت کار و امور اجتماعی !
روز جمعه به مناسبت عرفه و روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه به مناسبت عید قربان در کشور رخصتی عمومی است.

01/06/2022

هفت جایی که امتحان میشیم:

مرد هنگام بیماری همسرش
زن هنگام فقر شوهر ش
دوست هنگام سختی و مشکلات
فرزند هنگام پیری پدر و مادرش
خواهر و برادر هنگام تقسیم میراث
اقوام هنگام دوری و غربت
و مومن هنگام مصیبت و بلا

پس چه زیباست که مهربان باشیم شاید فردا نباشیم.

از قاتل ریس جمهور سابق مصر انور سادات پرسیدن چرا ریس جمهور را کشتی؟گفت سکولار بود.پرسیدند سکولار یعنی چی گفت نمیدانمقاضی...
01/06/2022

از قاتل ریس جمهور سابق مصر انور سادات پرسیدن چرا ریس جمهور را کشتی؟
گفت سکولار بود.
پرسیدند سکولار یعنی چی
گفت نمیدانم
قاضی از قاتل نجیب محفوظ نویسنده مشهور مصری پرسید چرا محفوظ را کشتی ؟
گفت چون کتاب های برای کودکان می نوشت و ذهن آنها را منحرف میکرد
قاضی پرسید کتاب هایش را خواندی ؟
قاتل گفت نه
قاضی از قاتل ف*ج فوده متفکر برجسته مصری پرسید چرا اورا کشتی؟
قاتل چون کافر بود
قاضی پرسید از کجا فهمیدی کافر بود
قاتل از کتاب هایش
قاضی پرسید کتاب هایش را مطالعه کردی
قاتل نه چون من اصلا سواد ندارم
خطرناکترین انسان ها کسانی هستند که فهم شأن کم ولی اعتقاد شأن بیشتر است
لطفاً کتاب بخوانید اطفال تان را تشویق به پرورش و آموزش نمایید چون نسل های با سواد و دانا هرگز شکار جهالت و نادانی نمی شوند.

مشروعیت وکالت دراسلام:     وکالت در اسلام يک عمل مشروع و جايز است؛ چنانچه مشروعيت آن در قرآنکريم، احاديث نبوی و اجماع ام...
01/06/2022

مشروعیت وکالت دراسلام:

وکالت در اسلام يک عمل مشروع و جايز است؛
چنانچه مشروعيت آن در قرآنکريم، احاديث نبوی و اجماع امت اسلامی ثابت شده است و تمام پيشوايان و ائمه مذاهب و مجتهدين و فقهای کرام در زمينه مشروعيت آن بدون استثناء اتفاق نظرداشته و آن را از جمله عقود جايز و وسيلوی شمرده اند و هریک از فقها و حقوقدانان اسلامی بنوبه خود در تأليفات شان موضوع وکالت را مورد بحث قرارداده و احکام آن را بيان نموده اند.

فقها وحقوقدانان معاصر نيز با توسعه دامنه‏ی مسايل فقهی و حقوقی و با گذشت زمان و بروز وقايع وحوادث جديد و درک نيازمندی افراد، به تعيين وکيل و موضوع وکالت، مسايل و احکام وکالت را درکتب فقهای متقدمین کافی ندانسته و در زمينه وکالت و احکام آن به شکل تفصيلی و تخصصی وارد بحث شده اند؛ که دراين اواخر بطور اختصاصی کتابهای مفصل و ارزشمند پيرامون وکالت و وکيل مدافع و احکام آن به رشته تحرير در آمده است.

اينک به شکل اختصار به مشروعيت وکالت با استناد به معتمد ترين منابع مورد اتفاق در بين تمام مذاهب اسلامی می پردازیم:

1) قرآن کريم:

مشروعیت وکالت در امور مدنی همواره مورد قبول و اتفاق فقها و حقوقدانان است اما درمورد مشروعیت وکالت در امور جزایی فقها وحقوقدانان اقوال و نظریات متفاوت دارند.

درقرآن كريم آيات زيادي در مورد وكيل و وكالت آمده است كه بعنوان نمونه بذكر چند مورد از آيات مبارکه پرداخته مي‏شود:

1- در آيه 19 سوره مبارکه كهف خداوند(ج) در داستان اصحاب کهف فرموده است: «فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَاماً فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ» -
ترجمه:( سكه نقره‌اي را كه با خود داريد به كسي از نفرات خود بدهيد و او را روانه شهر كنيد ، تا ( برود و) ببيند كدامين(فروشنده) ايشان غذاي پاك‏تري دارد، روزي وطعامي از آن برايتان بياورد).

علامه مفتی محمد شفيع عثمانی ديوبندی(رح) درتفسير معارف القرآن درذيل تفسيرآيه مبارکه فوق به نقل از تفسير قرطبی فرموده است که از اين آيه مبارکه چند مسئله فقهی ذيل استنباط می گردد:

-نخست اينکه شرکت درمال مشترک جايز است؛ زيرا که اين مبلغ در بين همه (اصحاب کهف) مشترک بوده است؛

-دوم اينکه وکالت در اموال جايز است و همچنان اينکه در اموال مشترک يکی از مشترکين مي تواند به حيث وکيل تعيين و به اجازه سایرین تصرفاتی در آن مال مشترک به عمل آورد؛

-سوم اينکه اگر چند رفيق در غذای شرکت نمايند شراکت شان جايز است، گرچه ممکن است يكي نسبت به ديگری بيشتر ويا کمتر از غذا استفاده نمايد؛ قرطبي در تفسير آيه فوق در مورد وكالت در قبل از اسلام نيز بحث نموده است.

مفسرين وفقهای کرام از آيه مبارکه 19 سوره کهف وکالت را درمسايل حقوقی- مدنی جايز دانسته اند؛ چنانچه در آيه مبارکه بیان از وکالت يکی از اصحاب کهف به نمايندگی از ساير همراهان شان شده است ويکتن بصفت وکيل تعيين گرديد تا در امر خريد غذا به شهر رود که در نتيجه او عقد وکالت را ايفا نموده است.

2- درسوره قصص آيات (33و34) قرآن‏کريم درمورد موسی(ع) آمده است:"قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ"-
ترجمه:(گفت پروردگارا! من از آنان كسي را كشته‌ام و مي‌ترسم كه مرا بكشند( و اين مأموريّت ناتمام بماند) در آيه34 فرموده است: "وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ"- ترجمه:(برادرم هارون را كه از من زبان بليغ ‌تر و فصيح ‌تري دارد با من بفرست تا ياور من بوده و (با توضيح گفتارم براي ديگران و پاسخگویي روشن به شبهات ايشان) مرا تصديق نمايد؛ چرا كه مي‌ ترسم تكذيبم كنند و دروغگويم نامند).‏

گرچه در مشروعیت وکالت در موضوعات جزایی دربین فقها و حقوقدانان اتفاق نظر وجود ندارد اما برخی از دانشمندان اسلامی و حقوقدانان وکالت در امور جزايي را از آیه مبارکه سوره قصص نیز مشروعيت داده اند؛ زيرا موضوع حضرت موسی(ع) مسئله قتل بوده است که قبلاً توسط حضرت موسی(ع) اتفاق افتاده بود، آنحضرت طلب حمايت ومساعدت برادرش حضرت هارون(ع) را از خداوند(ج) طلب نمود.

نکته:از آيه مبارکه استنباط می‏گردد که در موضوع وکالت تنها فهم و آگاهی از قوانين کافی نيست، گرچه حتمی والزامی است؛ بلکه قدرت وقوه بيان و فن استدلال و بکاربستن مواد قانون درحين ضرورت نيز امری مهم و حتمی شمرده شده؛ زيرا حضرت هارون(ع) ازحضرت موسی(ع) داناتر و يا دانش بيشتر نداشت و حتی دانش ودرايت حضرت موسی(ع) بمراتب بالاتر و زياد تر از حضرت هارون(ع) بود؛ مگر حضرت موسی(ع) به دلیل نارسایی زبان نمی توانست همچو برادرش با مردم به بحث بنشیند، بدين ملحوظ از خداوند طلب همراهی و حمايت اورا خواست تا منحیث سخن‏گو دراستدلال و دفاع از حضرت موسی با مدعيان آنحضرت بپردازد؛ (گرچه نقش و ارزش استدلال و منطق درمسلک وکالت و ضوابط مربوط به آن، خود بحث جداگانه‏ای را لازم دارد ولی نظر به اهمیت موضوع اشاره‏ ای مختصربدان صورت گرفت).

بنابرآن وکلای مدافع نبايد تنها به دانستن برخی از مواد قوانين اکتفا نمايند؛ الزاماً بايد شيوه های استدلال به مواد قوانين واستدلال جستن به آنرا به درستی ومهارت کامل ولازم بدانند؛ ورنه تنها حفظ مواد قانون ثمربخش واقع نمی‏شود.

مطابق به صراحت ماده سی و يکم قانون اساسی، يکي از وظايف دولت، تعيين وکيل مدافع برای افراد بی بضاعت در قضاياي جنايي است که چنین آمده است:"دولت در قضاياي جنايي براي متهم بي بضاعت وکيل مدافع تعيين مي‏نمايد".

درشرايط کنونی حکومت به دلیل نداشتن بودجه لازم، توانایی استخدام وکیل مدافع برای تمام افراد نیازمند جامعه را ندارد و تنها تعداد از افراد معدود از مساعدین حقوقی ( به تناسب سایر وکلای مدافع) به منظورپیشبرد قضایای اطفال کار می‏نمایند؛ لذا نیاز مبرم است تا یکتعداد از نهادهای دیگر در بخش های جزايي و مدنی قضایای افراد بی بضاعت را به پیش می‏برند؛ که این موضوع به ذات خود یک عمل نیک وهمكاري انسان دوستانه با افراد بي بضاعت پنداشته می‏شود؛ چنانچه آيه دوم سوره مبارکه مائدة در مورد تعاون و همکاری در امورخیر چنین صراحت دارد:"وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَان" -
ترجمه: (در راه نيكي و پرهيزگاري همديگر را ياري و پشتيباني نمایيد؛ وهمديگر را در راه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني نكنيد).

داکتر زحيلی در کتاب "الفقه الاسلاميه وادلتهُ"، درباب مشروعيت وکالت به آيه مبارکه 55 سوره يوسف نيزاستناد نموده است:"قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ -
ترجمه:{يوسف گفت: مرا سرپرست اموال و محصولات زمين كن؛ چرا كه من بسيار حافظ و نگهدار( خزائن و مستغلاّت) و بس آگاه (از مسايل اقتصادي و كشاورزي) مي‌باشم}.

گرچه آيات متعدد ديگری نيز در مورد مشروعيت وکالت موجود است که فقها ومفسرين کرام به آن استناد نموده اما بعلت جلوگیری از عدم اطاله کلام به ذکر آیات متذکره بسنده می شود.

مشروعیت وکالت دفاع درسنت (حديث)

بیشتر از 78 حديث در مورد وكالت ازپيامبر اسلام حضرت محمد (ص) درکتب حديث روايت شده است كه دراين ميان تنها حضرت امام بخاري درکتاب صحيح البخاري 26 حديث صحيح با سند قوي را آورده است.

1- وكيل گردانيدن عمرو بن أميه الضمري(رض) توسط پيامبراسلام وفرستادن او بسوي نجاشي در مسئله نكاح ام المومنین ام‏حبيبه(رض) بنت ابي سفيان(اين حديث را ابوداود در سنن خود 1/468 روايت كرده است).

2- حضرت ابوهريرة حديثی را در مورد وکالت درموضوع ادای قرض نیز روايت کرده که پيامبر(ص) يكي از اصحاب کرام را غرض جمع‏آوری ديون(قرض‏ها) وکيل تعيين نموده است.

3- توکيل درمورد اجرای حدود نيز به حديث صحيح ثابت شده است؛ چنانچه پيامبر (ص) فرموده اند:" واغد يا انيس الی امرأة هذا، فان اعترفت فارجمها"- ترجمه:(ای انيس فردا نزد زن آن مرد برو، اگر اعتراف کرد او را رجم کن).

4- وكيل تعیین نمودن حكيم بن حزام(رض) ازطرف پيامبر اسلام در مورد خريدن قرباني ها و وكيل قراردادن عروه بن بارقي در خريد گوسفند (اين حديث در كتاب‏هاي مشهور حديث؛ چون صحيح البخاري، ابوداود، جامع الترمذي، ابن‏ ماجه والدارقطني روايت شده است).

5- در روايت آمده است که پيامبر(ص) ابورافع(رض) ومردی از انصار را وکيل تعيين نمودند که به وکالت از جانب آن حضرت (ص)، ام المومنین ميمونه(رض) را به عقد ازدواج آنحضرت درآورند.

6- تعيين حضرت علي وجابر بن عبدالله (رض) بعنوان وكيل ازطرف پيامبراسلام؛ همچنين برای تقسيم قربانی و تقسيم گوشت و پوست آن، حضرت پیامبر(ص) در امثال اين گونه کارها در بسا ازموارد وکيل تعيين نموده اند که بصراحت جواز ومشروعيت وکالت را به اثبات ميرساند.

علاوه بر احاديث فوق الذکر احاديث ديگري نيز در زمينه وجود دارد كه تعيين وكیل ومشروعیت وکالت را ازسوی آنحضرت در موضوعات مختلف و متعدد به اثبات میرساند.
کاپی .

26/04/2022
شرایط عمومی شهادت شهود بااستنادمواد مجله الاحکام العدلیه.1. برای ادای شهادت جلب منعفت و دفع ضرر نه باشددر ادای شهادت شاه...
17/04/2022

شرایط عمومی شهادت شهود بااستنادمواد مجله الاحکام العدلیه.
1. برای ادای شهادت جلب منعفت و دفع ضرر نه باشد
در ادای شهادت شاهد باید بی طرف باشد هیچ گونه منفعتی برایش عاید نه گردد بی طرفی شاهد در قضیه سبب می شود که شاهد بدون کدام دغدغه ی منعفت ادای شهادت نماید که ماده 1700 مجله الاحکام این مورد پرداخته است: «یکی از شرایط شهادت این است که در آن دفع تاوان و جرّ منفعت نباشد، به این معنی که هیچ انگیزه ی برای شهادت دادن نباشد برای دفع ضرر و جلب منفعت؛ بنا براین شهادت اصل (پدر) برای فرع (پسر) و بالعکس نیز قبول نه می شود و هم چنان شهادت پدران و اجداد و مادران و مادربزرگ ها برای اولادشان و نواسه های شان پذیرفته نه می ‌‌شود و بالعکس نیز چنین است... هم چنان گواهی دادن زن و شوهر به نفع دیگری قبول نیست، اما شهادت غیر اینها برای یک دیگر قبول است، هم چنان گواهی دادن تابع که به نفقه ی متبوعش زندگی می کند و شهادت اجیر خاص برای مستاجرش قبول نیست، شهادت شرکاء در مال شرکت به نفع یک دیگری قبول نیست.»
آن چه که در این ماده ی مجله الاحکام آمده موارد که جلب منعفت داشته را استثنا و شهادت شان را نه پذیرفته است مثل: شهادت دادن پدر به نفع پسر و گواهی دادن پسر به نفع پدر. به این معنی که حتی اگر مسایل و منافع مالی هم در میان نه باشد پیوند های خونی سبب می شود که یک قضیه به نحو دیگر جلوه داده شود، پسر برای این که طرف قضیه پدرش هست، شهادت را به نفع او می دهد یا برعکس، پس شهادت پدر و پسر به نفع یک دیگری جواز ندارد؛ هم چنان شهادت زن و شوهر به نفع دیگری نیز پذیرفته نیست و باقی موارد.
گواهی دادن دوست به نفع دوستش درست است طبق ماده 1701 مجله الاحکام، اما اگر این دوستی به حدی رسیده باشد که یکی در مال دیگری اگر تصرف کند مجاز باشد، اگر چنین باشد دیگر شهادت یکی به نفع دیگری درست نیست. به این بیان که تا زمانی که به حدی نه رسیده باشد که جلب منفعت تلقی شود شهادت دوست به نفع دوست جواز دارد، اما اگر به حدی رسید که دفع ضرر و جلب منفعت به میان آید آن زمان شهادت این دو دوست به نفع دیگری جواز ندارد.
2. بین شاهد و مشهود علیه عداوت دنیوی نه باشد.
در ادای شهادت همان طور که گفته آمدیم باید شاهد با بی طرفی کامل باشد نه دوستی از حد زیاد و نه دشمنی از حد زیاد که در این دو مورد شهادت پذیرفته نیست و ماده 1702 مجله الاحکام چنین نگاشته است: «یکی از شرایط شهادت این است که بین شاهد و مشهود علیه دشمنی دنیوی نه باشد، دشمنی دنیوی به عرف معلوم می گردد.»
3. شاهد و مدعی یکی نباشند.
در ادای شهادت باید شاهد طرف قضیه نه باشد، یعنی از مدعیان مستقیم و یا غیر مستقیم قضیه نه باشد که اگر چنین شد طبق هدایت ماده 1703 مجله الاحکام شهادتش قبول نیست: «نه می شود یک نفر هم شاهد باشد و هم مدعی؛ از این جهت شهادت وصی برای یتیم و وکیل برای موکلش درست نیست.» شهادت وصی به نفع یتیم و شهادت وکیل برای موکلش طبق حکم این ماده درست نیست چون وصی و وکیل مدعیان غیر مستقیم این قضیه هستند و در قضیه از بی طرف کامل برخوردار نیستند.
برای این که مدعی باید جدا از شاهد باشد مطابق حکم ماده 1704 مجله الاحکام، گواهی دادن شخص بر کار خودش پذیرفته نه می شود: «گواهی دادن شخص بر کار خودش اعتبار ندارد، شهادت وکلا و دلال ها بر کارهای شان معتبر نیست که بگویند ما این متاع را خریدیم...» این از مواردی است که خود شاهد مدعی یا مدعی علیه مستقیم در قضیه می باشد.
4. شاهد باید عادل باشد
عدالت یکی از اساسی ترین نیازها در زندگانی اجتماعی است که گمشده ی انسان هست، کم هستند انسان هایی که عدالت داشته باشند و در مسایل مرافعات و قضایای محاکم در گواهی دادن، شاهد باید عادل باشد کسی که این عدالت شاهد سبب شود که قضیه همان طور که در واقع هست حل و فصل گردد اگر قرار باشد هرشاهدی شهادتش پذیرفته شود ولو فاسق، آن زمان است که هرج و مرج در دستگاه های عدلی و قضایی به مشاهده خواهد رسید. کسی که از هیچ کاری و جرمی ابا ندارد و شهادتش نیز چنین است. بنابراین عدالت شاهد در فقه بیشتر تاکید شده و در مجله الاحکام العدلیه نیز آمده است در ماده 1705 «یکی از شرایط اساسی شهادت این است که شاهد عادل باشد؛ عادل کسی است که کارهای نیک او بر کارهای بدش غلبه داشته باشد، بنابراین گواهی دادن کسی که به کارهای خلاف مروت عادت کرده پذیرفته نیست مثل رقاص و مسخره؛ و هم چنان گواهی دادن کسانی که مشهور به کذب هستند نیز قبول نیست.»
در این که عادل چه کسی است و عدالت چیست اختلافاتی اندکی هست طبق نص این ماده ی مجله الاحکام عادل کسی است که کارهای نیک او برکارهای بدش غلبه داشته باشد. یا در نظر شهید ثانی عدالت عبارت از: «ملکه ی نفسانی که سبب می شود انسان ملازمت بر تقوا داشته باشد مثل قیام به واجبات و ترک محرمات و گناهان کبیره را مطلقا مرتکب نه گردد و اصرار بر گناهان صغیره هم نه داشته باشد، کارهای خلاف مروت انجام نه دهد یعنی از کارهای خوب و عادت های نیک پیروی کند...
قدر متیقن از شخص عادل این است که در کارهای نیک و حسنات بیشتر باشد و از نظر همان محله مشهور به نیکی باشد نه فسق.
این که عدالت را از چه طریقی می توانیم اثبات کنیم و شخص شاهد را عادل بدانیم چند راه وجود دارد:
1‌) علم
چنانچه از راه معاشرت یا شیاع یا قرائن و شواهد، به عدالت کسی علم قطعی حاصل شود، بدون شک عدالت او ثابت شده و جمیع آثار عدالت بر آن مترتب خواهد شد، پیامبر اسلام اگر در موردی علم نداشت از بهترین اصحابش دو نفر را انتخاب می کرد و به قبیله ی شهود گسیل می داشت تا از عدالت شهود تحقیق کنند بعد از بازگشت به شهادت آنان عمل می کردند.
2‌) بینه
هرگاه حداقل دو مرد عادل به عدالت کسی شهادت دهند عدالت وی ثابت شده و تمام آثار عدالت بر آن مترتب می‌شود که خود بر دو قسم قابل تقسیم است. شهادت فعلیه؛ یعنی اینکه دو مرد عادل عملی را انجام دهند که بر عدالت شخص دلالت کند و شهادت بدهد مثل اقتدای دو عادل به امام جماعت و شهادت قولیه؛ یعنی اینکه دو عادل نسبت به عدالت کسی شهادت دهند. فقها عموماً بین شهادت فعلیه و قولیه فرقی قائل نشده‌اند و قائل به اعتبار شهادت فعلیه می‌باشند.
3‌) استفاضه (شیاع)
عبارت از اخبار جماعتی است که در اغلب موارد موجب ظن به مخبرعنه شده و بدان وسیله برای شنونده ظن قوی (اطمینان) حاصل خواهد شد. دلیل بر ثبوت شیاع علاوه بر سیره ی اصحاب اخباریست که رسیده؛ مضمون آن اخبار آن است که هنگامی که تردید در حال شخصی پیدا می شد از قبیله و محله ی که در ان سکنی داشتند پرسش می نمودند همین قدر که اهل آن قبیله یا محله اعتراف می نمودند که از این شخص جز اعمال خیر عملی دیگر صادر نه گردیده، وی را عادل شمرده و آثار عدالت را بر او مترتب می نمودند.
آن چه که در بحث عدالت شاهد آورده شد این نکته روشن گردید که عدالت مهم ترین شرطی است که شاهد واجد آن باشد و در این باره فقه و حقوق اسلام از همه بیشتر تاکید کرده است.
کاپی

اطلاع محاکم وثایق شهر کابل در رابطه عرایض و ترتیب نکاح خط .
14/04/2022

اطلاع محاکم وثایق شهر کابل در رابطه عرایض و ترتیب نکاح خط .

Address

قوای مرکز
Kabul

Telephone

+93777750110

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دارالوکاله عبدالحی کامل Abdulhey Kamel Lawyer's Office posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to دارالوکاله عبدالحی کامل Abdulhey Kamel Lawyer's Office:

Share