17/01/2018
فراز و فرود هستی انسان بیمانند است و هیچ موجود دیگری در جهان از این فراز و فرود برخوردار نیست. هر موجودی در این جهان دارای ماهیت معین است و بر اساس همان ماهیت معین خود، تقرر پیدا میکند.
انسان تنها موجودی است که تقرر وجودی دارد و در هستی او نمیتوان تردید روا داشت؛ ولی دربارهی آخرین تعین ماهوی و حد و مرزی که فرا رفتن او از آن امکانپذیر نیست، سخن به میان آورد.
"وجود" مساوق با "تشخص" است و هر چیزی که وجود پیدا میکند، تشخص دارد؛ اما انسان در عین این که دارای تشخص وجودی است، خالص از ابهام نیست و آنچه هست، همان نیست که میتواند باشد.
هر موجودی در این جهان با افزایش حدود و قیود، تشخص مییابد و هر اندازه حدود و قیود آن بیشتر باشد، تشخص آن بیشتر خواهد بود. ولی انسان هر اندازه حدود و قیود خود را بشکند، شخصیت او گسترده میگردد.
ماهیت با حدود و قیود، شفاف میشود؛ اما شفاف شدن وجود به واسطهی رفع حدود و قیود میسر میگردد. هستی انسان نیز با هر چه بیشتر شکسته شدن حدود و قیود در او شفاف تر میشود.
آنچه که انکار میکنی تو را شکست میدهد،اما آنچه که قبول می کنی تو را تغییر میدهد.
بخشی از فصل یازدهم کتاب فراز و فرود فکر فلسفی
غلامحسین ابراهیمی دینانی