Arash Shahirpoor

Arash Shahirpoor دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
مولانا

آیا ایرانِ امروز، همان ایرانِ فرهنگیِ دیروز است؟این تصمیم فدراسیون ورزش ایران مبنی بر ممنوعیت حضور بازیکنان و مربیان افغ...
07/11/2025

آیا ایرانِ امروز، همان ایرانِ فرهنگیِ دیروز است؟

این تصمیم فدراسیون ورزش ایران مبنی بر ممنوعیت حضور بازیکنان و مربیان افغانستانی در مسابقات فوتبال و فوتسال، نه‌تنها اقدامی غیرفنی و غیرورزشی است، بلکه نشانه‌ای از عقب‌ماندگی در تفکر مدیریتی ورزش محسوب می‌شود. ورزش، عرصه‌ی رقابت سالم، همبستگی انسانی و تبادل فرهنگی است، نه میدان تبعیض و حذف. جلوگیری از حضور افغانستانی‌ها، در واقع واکنشی احساسی به رشد سریع و درخشش فوتسالیست‌های افغانستان است؛ رشدی که برخی محافل ورزشی ایران نتوانسته‌اند با روحیه‌ی رقابت‌پذیر و حرفه‌ای آن را بپذیرند. چنین تصمیم‌هایی بیش از آن‌که به افغانستان ضربه بزند، اعتبار ورزشی و اخلاقی ایران را در سطح منطقه زیر سؤال می‌برد.

#شهیرپور

۴ نوامبر ۲۰۲۰ روزی سیاه برای دانشگاه کابل و ملت ما. در حمله‌ای کور و خشونت‌آمیز، دوازده دانشجوی جوان که تنها انگیزه‌‌ایش...
05/11/2025

۴ نوامبر ۲۰۲۰
روزی سیاه برای دانشگاه کابل و ملت ما.
در حمله‌ای کور و خشونت‌آمیز، دوازده دانشجوی جوان که تنها انگیزه‌‌ایشان جست‌جوی دانش بود، جان خود را از دست دادند. این اقدام بزدلانه هم خانواده‌ها را داغدار کرد و هم به بنیادِ امید و آموزش در جامعهٔ ما ضربه زد. بدین‌وسیله اعلام می‌کنیم که جنایات انجام‌شده را فراموش نخواهیم کرد. حافظهٔ جمعی ما گواه خواهد بود و ارادهٔ ما برای دستیابی به عدالت و پایان دادن به فرهنگ خشونت قوی‌تر می‌شود. به خانواده‌های شهدا تسلیت می‌گوییم و از همه می‌خواهیم که برای حفظ یاد و گرامی‌داشت این جوانان سکوت نکنند. آموزش، صلح و یادبود پایدار بهترین پاسخ ما به نفرت و خشونت است.
به‌طور مشخص به مرتکبان این جنایت می‌گوییم، شما لکهٔ‌ننگِ این دوران هستید.

#شهیرپور

4. November 2020

Ein schwarzer Tag für die Universität Kabul und für unser Land.
Bei einem feigen und gewalttätigen Angriff starben zwölf junge Studierende. Sie suchten nur Bildung und hatten nichts mit Politik zu tun.

Diese Tat machte nicht nur die Familien sehr traurig, sie traf auch die Hoffnung und die Bildung in unserer Gesellschaft.

Wir sagen, wir werden eure Verbrechen nicht vergessen. Unsere Erinnerung wird Zeuge sein und unser Wunsch nach Gerechtigkeit und nach dem Ende der Gewalt wird stärker.

Wir sprechen den Familien der Opfer unser Beileid aus und bitten alle, nicht zu schweigen, damit die Erinnerung an diese jungen Menschen erhalten bleibt. Bildung, Frieden und Gedenken sind die beste Antwort auf Hass und Gewalt.
Den Terroristen sagen wir: Ihr seid die Schande unserer Zeit.

به نظر می‌رسد که لازم است کسی به مسئولان فرهنگی ایران یادآور شود که برای کادر فنی فوتبال و فوتسال کشور تان توضیح دهید، پ...
04/11/2025

به نظر می‌رسد که لازم است کسی به مسئولان فرهنگی ایران یادآور شود که برای کادر فنی فوتبال و فوتسال کشور تان توضیح دهید، پیروزی همیشه نمی‌تواند از آنِ ایران باشد. در میدان رقابت، کشورهایی حضور دارند که آنان نیز با امید و انگیزه‌ی پیروزی پا به عرصه می‌گذارند.

پس از چند شکست ایران در برابر افغانستان، چه در فوتبال و چه در فوتسال، متأسفانه در سخنان برخی کارشناسان و اعضای کادر فنی ایران در رسانه‌های ایرانی نوعی گفتار تدافعی و گاه تحقیرآمیز دیده می‌شود که بیش از آنکه نشانی از فرهنگ و متانت ایرانی داشته باشد، از آن می‌کاهد. اگر من در جایگاه یکی از اعضای کادر فنی ایران بودم، به جای توجیه شکست، از شجاعت، انسجام تیمی و پیشرفت فنی تیم رقیب یعنی تیم افغانستان تمجید می‌کردم.

اصرار بر این‌که بازیکنان ما پاسپورت ایرانی دارند و مدارک‌شان درست است، اما بازیکنان افغانستانی با مدارک جعلی یا سن غیرواقعی بازی می‌کنند نه تنها توجیهی ضعیف برای شکست است، بلکه به شأن و جایگاه فرهنگی ایران لطمه می‌زند.

پذیرفتن شکست، نشانه‌ی بلوغ فکری و اخلاقی است. ایران باید بداند که کشورهای منطقه نیز برای پیروزی به میدان می‌آیند، نه برای باختن. تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که ملت‌هایی که از جنگ و بحران بیرون آمده‌اند، در درون خود ظرفیت‌های تازه و توانمندی‌های شگرفی را پرورش داده‌اند.

به جای آنکه با شکستن غرور دیگران خود را بزرگ جلوه دهیم، شایسته‌تر آن است که از دریچه‌ی اخلاق، احترام و پذیرش شکست به میدان رقابت بنگریم. این نگرش نه تنها به رشد ورزشی، بلکه به تقویت اعتبار فرهنگی و انسانی ایران کمک خواهد کرد.

حالا در رده بزرگسالان دوباره دو تیم ایرانی و افغانستانی رو در رو می‌شوند!
تا اینجا افغانستان در بالای جدول، جلوه‌نمایی می‌کند!
دم تان گرم هم‌وطن‌ها!

#شهیرپور.

03/11/2025

سه سال است در آلمان زندگی می‌کنم واقعا هنوز نفهمیدم چرا میز مرد است، قاشق زن است و طفل خنثی. بپرسید، می گویند ما هم نمی‌دانیم.
آلمانی‌ها سه دیو وحشی ساخته‌اند: der، die، das که هر زبان‌آموزی بی‌چاره را شب‌ها در خواب تعقیب می‌کنند.
می‌خواهی بگویی در جاده هستم؟ باید اول فکر کنی که آیا در جاده‌ام‌ یا به جاده رفته‌ام، چون یکی Dativ است و دیگری Akkusativ!
اگر اشتباه بگوییم، آلمانی‌ها چنان نگاهی می‌کنند که انگار از سیاره‌ی دیگری آمده‌ای
گاهی با خودم می‌گویم دوزخ همین صنف‌های دستور زبان آلمانی‌اند.
#شهیرپور

Ich lebe seit drei Jahren in Deutschland.
Aber ich verstehe noch immer nicht, warum der Tisch ein Mann ist, der Löffel eine Frau und das Kind kein Geschlecht hat!
In der deutschen Sprache gibt es drei kleine Monster: der, die, das.
Sie machen das Leben für Deutschlernende schwer.

Wenn ich sagen will: Ich bin auf der Straße, muss ich zuerst denken:
Bin ich auf der Straße oder gehe ich auf die Straße?
Wenn ich es falsch sage, schauen die Deutschen mich an, als komme ich vom Mond
Manchmal denke ich. Die deutsche Grammatik ist wie die Hölle.

دوگانگی شرم‌آوراین تصویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گروهی از افغانستانی‌های مقیم آلمان را در دیدار با نماینده‌ی ط...
28/10/2025

دوگانگی شرم‌آور

این تصویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گروهی از افغانستانی‌های مقیم آلمان را در دیدار با نماینده‌ی طالبان در بن نشان می‌دهد. این تصویر، فقط یک ملاقات ساده نیست؛ بلکه آینه‌ای است از یک تضاد عمیق میان وجدان انسانی و رفتار واقعی برخی از انسان‌ها در مهاجرت.

این افراد امروز در آلمان زندگی می‌کنند در کشوری که آزادی بیان، برابری زن و مرد و کرامت انسانی... اساس قانون و جامعه‌اند. آنها از حمایت اجتماعی، امنیتی و حقوقی بهره می‌برند که میلیون‌ها انسان در افغانستان از آن محروم‌اند؛ محروم به‌دست همان گروهی که حالا این افراد با لبخند در کنار نماینده آنها ایستاده‌اند.

دیدار با نماینده رژیمی که به‌طور سیستماتیک زنان را از حق آموزش، کار و زندگی محروم کرده، اقوام را سرکوب می‌کند و صدای آزادی‌خواهان را خاموش می‌سازد، هیچ توجیه اخلاقی ندارد. این رفتار، عادی‌سازی جنایت است، لبخند زدن به شکنجه‌گران است و تحقیر خون هزاران قربانی.

مهاجرت فقط تغییر مکان نیست؛ آزمونی است برای وجدان انسان.
کسی که در دموکراسی پناه می‌گیرد اما در عمل به جبهه‌ی استبداد لبخند می‌زند، از معنای پناهندگی و انسانیت چیزی نیاموخته است.
تاریخ این لحظه‌ها را ثبت می‌کند؛
روزی که شما در آزادی نفس می‌کشیدید و در برابر قاتلان مردم‌تان سکوت کردید یا بدتر، لبخند زدید، مگر هنوز اسم خود را انسان میگذارید؟
لعنت به چنین وجدان‌ها ناپاک!
#شهیرپور

به‌عنوان یک شهروند افغانستان، از مهمان‌نوازی مردم شریف پاکستان و از حمایت‌هایی که در طول چهار دهه از مهاجران افغانستانی ...
14/10/2025

به‌عنوان یک شهروند افغانستان، از مهمان‌نوازی مردم شریف پاکستان و از حمایت‌هایی که در طول چهار دهه از مهاجران افغانستانی انجام شده، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم. اما هم‌زمان با احترام، از دولت پاکستان می‌خواهم با مهاجران افغانستانی بر پایهٔ کرامت انسانی، اصول اسلامی و تعهدات بین‌المللی رفتار کند.
پناه‌جویی یک جرم نیست، بلکه یک واقعیت انسانی است. ملت افغانستان هیچ دشمنی با مردم پاکستان ندارند، ما دو ملت و دو کشور همسایه با مرزهای جغرافیایی مشخص خود استیم و ما تفاوت میان سیاست‌مداران و ملت‌ پاکستان را خوب می‌فهیم.
بیایید به‌جای سوء‌ظن و بی‌اعتمادی، بر احترام، همسایگی سالم و همکاری انسانی تکیه کنیم.
کرامت انسان مرز نمی‌شناسد.
#افغانستان #پاکستان #پناهجویان #انسانیت

As an Afghanistan citizen, I sincerely thank the honorable people of Pakistan for their hospitality and decades of support toward Afghan refugees.
At the same time, I respectfully call on the Government of Pakistan to treat Afghanistan refugees with dignity, humanity, and in accordance with Islamic and international principles.
Seeking refuge is not a crime it is a human reality.

The people of Afghanistan hold no hostility toward the people of Pakistan. We clearly distinguish between political actions and the goodwill of ordinary citizens.
Let us replace mistrust with mutual respect, compassion, and a healthy spirit of neighborliness.

Human dignity knows no borders.


Als afghanischer Bürger danke ich dem ehrenwerten Volk Pakistans für seine Gastfreundschaft und Unterstützung gegenüber afghanischen Flüchtlingen in den letzten vier Jahrzehnten.

Gleichzeitig rufe ich die Regierung Pakistans auf, Flüchtlinge aus Afghanistan mit Würde, Menschlichkeit und im Einklang mit islamischen und internationalen Prinzipien zu behandeln.
Flucht ist kein Verbrechen – sie ist eine menschliche Realität.

Das afghanische Volk hegt keinen Hass gegen das pakistanische Volk. Wir unterscheiden klar zwischen den Handlungen einzelner Politiker und dem Willen der Menschen.
Lasst uns Misstrauen durch gegenseitigen Respekt, menschliche Solidarität und gute Nachbarschaft ersetzen.

Die Würde des Menschen kennt keine Grenzen.

13/10/2025

پاکستان‌هراسی؛ بیماری مزمنِ سیاست و جامعه در افغانستان

در سال‌های اخیر، بخشی از گفتمان عمومی در افغانستان به سمت نوعی پاکستان‌هراسی سوق یافته است. گروهی از زمام‌داران، شهروندان، روشن‌فکران و حتی فعالان سیاسی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، با زبان و قلم خویش در جهت تشدید دشمنی با پاکستان گام برمی‌دارند.
پرسش‌های بنیادین این است که؛
ریشه‌ها و پیامدهای چنین رویکردی چیست؟
چرا ما افغانستانی‌ها هنوز نتوانسته‌ایم مانند بسیاری از ملت‌های دیگر، با همسایگان خود بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک رفتار کنیم؟

افغانستان در چهار سوی خود با کشورهای مسلمان و فرهنگی هم‌ریشه هم‌مرز است، اما در عمل با بیشتر آنان مناسباتی پرتنش دارد؛ با ایران، پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان. این حجم از بدبینی و گسست، بیش از آنکه حاصل اختلافات ملی باشد، نتیجه مستقیم سوءمدیریت سیاسی و ذهنیت دشمن‌ساز در میان نخبگان و زمام‌داران افغانستان است.

چه دولت‌های چپ و چه راست، چه تکنوکرات‌های وابسته به غرب و چه رهبران جهادی و طالبی، همگی در طول تاریخ معاصر در بازتولید همین ذهنیت نقش داشته‌اند. آنان به‌خوبی می‌دانند که افغانستان در زمینه‌های اقتصادی، تجاری و حتی معیشتی، تا اندازه زیادی به پاکستان وابسته است. از واردات کالاهای اساسی مانند پیاز، کچالو، گندم و مصالح ساختمانی گرفته تا انتقال کالا از طریق بندر کراچی، همه و همه بیان‌گر پیوندهای واقعی و ناگسستنی میان دو کشور است.

از سوی دیگر، تناقض آشکار در رفتار سیاسی بسیاری از رهبران افغانستانی نیز بر این وضعیت می‌افزاید؛ کسانی که در سخن از دشمنی با پاکستان می‌گویند، اما در عمل خانه، سرمایه و حتی تابعیت در همان کشور دارند و برای درمان و تحصیل فرزندان خود نیز راهی پاکستان می‌شوند. این جنگ‌های لفظی و تبلیغاتی، بیش از آن‌که ریشه در منافع ملی داشته باشد، نوعی نمایش سیاسی برای کنترل افکار عمومی است؛ نمایش‌هایی که بهای آن را همیشه مردم عادی، مهاجران و طبقات بی‌دفاع می‌پردازند.

واقعیت آن است که پاکستان به‌عنوان یک کشور ۲۲۰ میلیونی و دارای توان هسته‌ای، واقعیتی انکارناپذیر در معادلات منطقه‌ای است. نادیده‌گرفتن یا دشمن‌تراشی با چنین همسایه‌ای نه ممکن است و نه عاقلانه.
به‌جای تداوم ذهنیت خصمانه، نیاز است که نخبگان فکری و سیاسی افغانستان به سمت بازسازی رابطه‌ای بر پایه منافع متقابل، گفت‌وگو، و احترام متقابل حرکت کنند. دشمن‌سازی از همسایگان، هیچ‌گاه کشور را قدرتمند نمی‌سازد؛ بلکه آن را در چرخه‌ای بی‌پایان از وابستگی، فقر و بی‌ثباتی نگه می‌دارد.

در نهایت، باید پذیرفت که پاکستان نه توطئه‌ای گذرا، بلکه واقعیتی پایدار است. افغانستان و پاکستان محکوم‌اند و در عین حال، فرصت دارند که به‌عنوان دو ملت هم‌سرنوشت، در کنار هم زیست کنند. هر دو ملت می‌توانند با عبور از میراث خصومت و سیاست‌های نفرت‌زا، زمینه‌ساز آینده‌ای مبتنی بر همزیستی، همکاری اقتصادی و احترام متقابل شوند.
لعنت بر سیاستی که مردم را قربانی منافع گروهی می‌کند، و درود بر آگاهی‌ای که ملت‌ها را به دوستی و بلوغ می‌رساند.
#شهیرپور

12/10/2025

میان قوم و ذهنیت فرق بگذاریم

من در نوشته‌ی قبلی‌ام از واژه‌ی اوغان یا افغان یاد کردم، اما لازم می‌دانم روشن بسازم که مقصود من هرگز تمام یک قوم یا مردم شریف پشتون نبوده است.
من از ذهنیت و نظامی سخن گفته‌ام که در طول تاریخ، با تکیه بر نام یک اوغان، دیگران را سرکوب نموده و زبان و هویت را ابزار سلطه ساخته است. در نهایت ترس ایجاد کرده، تا آنجا که در ضمیر ناخودآگاه انسان سرزمینم ترس از ایشان نفوذ نموده است.
من از قوم پشتون دوستانی دارم که به وجودشان افتخار می‌کنم.
انسان‌هایی شریف و آگاه که خودشان نیز از برتری‌طلبی قومی و رفتار ظالمانه‌ی حاکمان امروزی و پیشین ناراضی‌اند.
همین آگاهی و صداقت، نقطه‌ی وصل همه‌ی اقوام افغانستان است و عکس آن جدایی ما می‌باشد. اجازه بدهید یک نمونه آشکار توهین غیر اوغان ها را اشاره کنم، یک جنرال اوغان که خیلی پیر و فرتوت شده، در برنامه‌ی تلویزیون طلوع در دوره جمهوریت صریح گفت «هر کس اوغان نیست حرامی است» فکر می‌کنید این ذهنیت مربوط همه‌ی پشتون‌ها یا افغان‌هاست؟ نه نه، پاسخ روشن است که نه! در میان پشتون‌ها یا افغان‌ها کسانی استند که مخالف این ذهنیت نامطلوب و جداکننده اقوام افغانستان است می‌باشند.
هدف من دشمنی نیست، نقد است نقدِ اندیشه‌ای که از قوم‌گرایی سپر ساخت تا ظلم را توجیه کند.
در برابر چنین تفکری، سکوت مساوی با خیانت است؛ چه در کابل باشد، چه در اروپا.
من به هر انسان آزاده، از هر تبار و زبان، احترام دارم.
اما با هر اندیشه‌ای که انسان را به نام قوم سرکوب کند، صریح و بی‌هراس مخالفم.
واژه‌ها را باید از اسارت تاریخ آزاد کرد، همان‌گونه که خود را از ترسِ بیان هویت خویش آزاد می‌سازیم.

#شهیرپور

اگر یک انگشت را به سوی دیگران بگیرید، چند انگشت دیگر به‌سوی خودت اشاره دارند! نگاهی انتقادی به مناسبات افغانستان و پاکست...
11/10/2025

اگر یک انگشت را به سوی دیگران بگیرید، چند انگشت دیگر به‌سوی خودت اشاره دارند!

نگاهی انتقادی به مناسبات افغانستان و پاکستان در پرتو مسئله‌ی قبایل مرزی

پاکستان، به‌عنوان یکی از کشورهای همسایه‌ی افغانستان، در طول چند دهه‌ی گذشته میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی بوده و در دشوارترین سال‌های جنگ و بی‌ثباتی، برای آنان سرپناه، امنیت و زمینه‌ی کار فراهم کرده است. این واقعیت را هیچ شهروند منصف افغانستانی نمی‌تواند نادیده بگیرد. با وجود فراز و نشیب‌های سیاسی، روابط میان دو کشور ریشه در پیوندهای جغرافیایی، قومی، اقتصادی و تاریخی دارد و از این‌رو نمی‌توان آن را صرفاً در سطح منازعه یا رقابت تفسیر کرد.

با این حال، نقد اساسی نه بر سیاست‌های پاکستان، بلکه بر ساختار درونی و سیاست‌گذاری نظام‌های افغانستان وارد است. وجود وزارتخانه‌ای به نام وزارت اقوام و قبایل در ساختار دولت افغانستان، یکی از نشانه‌های این ضعف ساختاری است. این وزارت در ولایت‌هایی چون بدخشان، تخار، بلخ، سمنگان، بغلان، پنجشیر، پروان و کابل... عملاً فعالیت مؤثری ندارد و حداقل من چیزی ندیده‌ام، چون زندگی اجتماعی در این مناطق از قید و بند قبیله‌ای عبور کرده و مردم به‌سوی الگوی زیست شهری و مدرن حرکت کرده‌اند. در واقع، فلسفه‌ی وجودی چنین وزارت‌خانه‌ای تنها در مناطق مرزی و قبایلی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که پیوندهای قومی و قبیله‌ای دو سوی مرز میان افغانستان و پاکستان همچنان درهم‌تنیده‌اند.

از همین منظر، نگرانی‌های پاکستان درباره‌ی فعالیت گروه‌های مسلح در مناطق مرزی تا حدودی قابل درک است. هنگامی که نظام‌های افغانستان به‌جای تقویت نهادهای دولت مدرن، در قالب وزارت‌خانه‌هایی مانند وزارت اقوام و قبایل به حفظ ساختارهای قبیله‌ای ادامه می‌دهند، در واقع زمینه‌ی مداخله‌پذیری را فراهم می‌سازند. به‌عنوان مثال؛ وقتی رئیس‌جمهور پیشین و فراری افغانستان، اشرف غنی، رهبر یکی از قبایل پاکستانی را با هلیکوپتر دولتی بدرقه می‌کند، این رفتار از نگاه اسلام‌آباد نه‌تنها یک اقدام نمادین نیست، بلکه نشانه‌ای از سیاست دوگانه و حمایت غیرمستقیم از ساختارهایی تلقی می‌شود که گاه با منافع امنیتی پاکستان در تضادند.
امروز ، زمانی که رهبران گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان» (TTP) در خاک افغانستان حضور می‌یابند یا پناه داده می‌شوند نمی‌توان از پاکستان انتظار داشت که در برابر تهدیدهای مستقیم امنیتی خود سکوت کند. گرچه نقض تمامیت ارضی و حریم هوایی افغانستان توسط هر کشوری، از جمله پاکستان، غیرقابل توجیه و محکوم است، اما از منظر واقع‌گرایی سیاسی (Realpolitik) می‌توان فهمید که چرا دولت‌ها برای حذف مخالفان مسلح خود حتی در خارج از مرزهایشان اقدام می‌کنند.

چنین اقداماتی، هرچند از دید حقوق بین‌الملل قابل انتقاد است، اما از منظر امنیت ملی برای کشورها، به معنای نمایش قدرت، کاهش موقت تهدیدات، و در عین حال، تحمیل مسئولیت اخلاقی بر کشور میزبان است کشوری که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به پناهگاه مخالفان مسلح همسایه بدل شده است. همان‌گونه که ایالات متحده رهبر القاعده را در خاک پاکستان هدف قرار داد، واکنش‌های مشابه پاکستان نیز در امتداد همین منطق امنیتی قابل تحلیل است.
در نهایت، تا زمانی که افغانستان نتواند مرز میان دولت و قبیله و میان سیاست ملی و روابط قومی را روشن سازد، از تکرار چنین وضعیت‌هایی در امان نخواهد بود. قدرت و ثبات سیاسی نه از شعارهای استقلال‌خواهانه، بلکه از توان ساختن یک دولت مدرن و ملی برمی‌خیزد؛ دولتی که در آن هیچ وزارت‌خانه‌ای مأمور پاسداری از قبیله نباشد، بلکه همه‌ی نهادها در خدمت شهروند و قانون قرار گیرند.
#شهیرپور

08/10/2025

نمی‌دانم چرا وقتی تعدادی غیر اوغان بهتر است بگویم به‌ویژه تاجیک، با یک اوغان رو‌به‌رو می‌شوند، تلاش می‌کنند واژه‌هایی مانند پوهنتون، پوهنزی، افغان استم یا ما افغان‌ها... را به‌کار ببرند و همه‌چیز را ماست‌مالی کند!
این ترس از کجا منشاء می‌گیرد؟
به یاد دارم روزی که در ارگ ریاست‌جمهوری دعوت شده بودم تا در برنامه‌ی گزارش‌دهی اشرف غنی احمدزی، رئیس‌جمهور فراری، شرکت کنم. در برابر او چشم با چشم که یکی از متعصب‌ترین انسان‌ها که در اوج قدرت قرار داشت، گفتم؛ زمانی که من در دانشگاه کابل دانشجو بودم، شما رئیس همان دانشگاه بودید.... با بازی کلمات چند بار کوشیدم به او بفهمانم که از سخن گفتن به زبان مادری‌ام ترسی ندارم. اما بگذارید صادق باشیم؛ داخل افغانستان را رها کنید، آنچه نگران‌کننده‌تر است، ادامه‌ی همین ماست‌مالی زبانی و هویتی در اروپا است. برخی هنوز از به زبان آوردن واژه‌ها و هویت مادری خود می‌ترسند، گویی سایه‌ی همان ترس تاریخی هنوز بر ذهن‌شان سنگینی می‌کند.
بگذارید کمی غیرت کنیم!
ترسی را که از واژه‌ی اوغان در ذهن و نهاد بعضی‌ها جا گرفته، باید از ریشه پاک کرد. تا زمانی که خود را پنهان کنیم، نه آزادی زبان معنا دارد، نه عزت هویت.
در گذشته، در بدخشان و خصوصاً درواز، واژه اوغان نماد از وحشی‌گری بود. اگر مادری برایش پسرش میخواست بگوید خاموش باش که جن می‌اید، می گفت خاموش که اوغان آمد!
این یعنی وحش‌گیری یک نسل که در فطرت یک نسل نهادینه شده بود. به نظر می‌رسد در قالب تازه آن هنوز این ترس وجود دارد.
#شهیرپور

بازی فوتبال برای من صرفاً یک سرگرمی یا ورزش نیست؛ در ذات خود، دانشگاهی بزرگ است. تنها کافی است زاویه دید خود را نسبت به ...
06/10/2025

بازی فوتبال برای من صرفاً یک سرگرمی یا ورزش نیست؛ در ذات خود، دانشگاهی بزرگ است. تنها کافی است زاویه دید خود را نسبت به آن تغییر دهیم تا درس‌های عمیقی از آن بیاموزیم.
در دیدار امشب میان بارسلونا و سویا، چند آموزه ارزشمند نهفته بود:
نخست، دست‌کم گرفتن رقیب هرگز عقلانی و منطقی نیست. حتی اگر رقیب کوچک و کم‌قدرت به‌نظر برسد، باید او را جدی گرفت.
دوم، رقیب بزرگ نه مانع پیشرفت، بلکه معیار سنجش توانایی‌های ماست. ما در برابر رقیبان بزرگ، رشد می‌کنیم و بزرگ‌تر می‌شویم.
سوم، درست است که پیشرفت و کامیابی ما موجب شادی بسیاری از اطرافیان می‌شود، اما نباید فراموش کنیم که شکست ما نیز عده‌ای را خوشحال می‌سازد. درست همان‌گونه که پس از از دست رفتن پنالتی لوا، برخی در استیدیوم با لبخند و شادی واکنش نشان دادند.
این‌ها درس‌هایی بودند که امشب از دانشگاهی به نام فوتبال آموختم. امیدوارم شما نیز از تماشای فوتبال، آموزه‌هایی برگرفته باشید و آن را با ما در میان بگذارید.
#شهیرپور

05/10/2025

زبان فارسی، رشتهٔ پیوند همهٔ اقوام افغانستان است؛ زبانی که پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک را به‌هم وصل می‌کند و جوهر وحدت مردم را می‌سازد. با این‌حال، تاریخ سیاسی کشور نشان داده است که سلطه‌جویان در قالب شاه، مارکسیست، جهادیست یا تکنوکرات، همواره درصدد تضعیف این زبان و همبستگی برخاسته از آن بوده‌اند.

درد امروز ما فقط تبعیض تاریخی نیست، بلکه نفاقی است که در میان خودمان کاشته‌اند؛ هزاره‌ستیزی در یک‌سو و تاجیک‌ستیزی در سوی دیگر. دشمن از همین شکاف‌ها نیرو می‌گیرد.

من، به‌عنوان یک تاجیک افغانستانی، همهٔ اقوام افغانستان را برابر و برادر می‌دانم؛ اعم از ازبیک، تاجیک، ترکمن، پشتون (افغان) عرب، هزاره...؛ اما سلطهٔ یک تفکر قبیله‌ای را نمی‌پذیرم. راه نجات در اتحاد اقوام غیرسلطه‌گر و ایستادن با صدای واحد در برابر تبعیض است.
تا زمانی‌که ما بر هم می‌تازیم، آسیاب دشمن بی‌وقفه می‌چرخد.
#شهیرپور

Address

Kabul
25000

Telephone

+491792053978

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Arash Shahirpoor posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Arash Shahirpoor:

Share