دفتر خدمات حقوقی احمد قاسمی

دفتر خدمات حقوقی احمد قاسمی Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from دفتر خدمات حقوقی احمد قاسمی, Lawyer & Law Firm, ده افغانان، آریانا مارکیت دفتر نمبر ۲۷, Kabul.

دارالوکاله احمد قاسمی
خدمات ما !
✅ وکالت در دعاوی مدنی ، تجارتی ،میراثی الی محاکم ثلاثه.
✅ تحریر عرایض حقوقی، صورت دعوی ، دفع دعوی ، دفع الدفع ، اعتراض ، دفع اعتراض ، درخواست تجدید نظر و فرجام خواهی .
✅ترکه ، تقسیم و مناسخه اموال

اطلاعیه ارائه خدمات غیرحضوری تذکره‌ کاغذی پس از تأیید وزارت امور خارجهاداره عمومی احصائیه و معلومات به اطلاع تمامی هم‌وط...
21/05/2026

اطلاعیه ارائه خدمات غیرحضوری تذکره‌ کاغذی پس از تأیید وزارت امور خارجه

اداره عمومی احصائیه و معلومات به اطلاع تمامی هم‌وطنان می‌رساند که به تعقیب اطلاعیه قبلی، خدمات غیرحضوری تذکره‌ تابعیت کاغذی سر از روز شنبه (۲ جوزا) به‌صورت مستقیم از طریق اقارب اصولی ارائه نمی‌گردد.

بر این اساس، پس از مدت یادشده، خدمات غیرحضوری تذکره کاغذی (اخذ تذکره جدید، تأیید تذکره، نصب عکس و تجدید تذکره، اصلاح سن، محل تولد، تاریخ تولد و نام) صرف در صورتی ارائه می‌گردد که اسناد خارجی از سوی سفارت‌ها و قونسلگری‌های وزارت امور خارجه به‌طور رسمی تأیید شده باشد.

بر اساس هماهنگی میان اداره عمومی احصائیه و معلومات و وزارت امور خارجه، آن‌عده از افغان‌های مقیم خارج که خواهان دریافت تذکره کاغذی به‌شکل غیرحضوری‌ اند، نخست باید با اسناد و مدارک‌شان (پاسپورت، آی‌دی‌کارت و اقامه) به سفارت‌ها یا قونسلگری‌های افغانستان مراجعه نمایند تا اسناد و حضورشان تأیید گردد.

پس از آن، سفارت یا قونسلگری مکتوب رسمی همراه با شماره ثبت اسناد به وزارت امور خارجه ارسال می‌نماید و این وزارت پس از بررسی اسناد، مکتوب را از طریق اقارب اصولی یا نماینده تعیین‌شده‌ی متقاضی، به‌منظور انجام سایر مراحل به اداره عمومی احصائیه و معلومات ارسال می‌نماید.

هم‌چنان، آن‌عده از هم‌وطنان که می‌خواهند به‌صورت حضوری مطابق اسناد خارجی خدمات یادشده را دریافت کنند، باید اسناد خود را بعد از تأیید سفارت‌ها و قونسلگری‌ها به این اداره ارائه نمایند.

پرسش: داد و ستد، خرید و فروش چیست؟پاسخ : بیع عبارت است از : مبادله و معاوضه کردن یک مال به مال دیگر با رضایت خریدار و فر...
15/05/2026

پرسش: داد و ستد، خرید و فروش چیست؟
پاسخ : بیع عبارت است از : مبادله و معاوضه کردن یک مال به مال دیگر با رضایت خریدار و فروشنده. ( به تعبیری دیگر، بیع فروش : انتقال مالکیت به کسی دیگر در برابر پول است و «شراء » خرید قبول آن است و هر کدام از بیع شراء به جای یکدیگر به کار برده می شود.
پرسش : بیع ( خرید و فروش ) به چه نحوی منعقد می گردد؟
پاسخ : از نظر شرعی خرید و فروش با ایجاب من فروختم توسط فروشنده و قبول من خریدم توسط خریدار منعقد می شود، البته مشروط بر آن که صیغه های ایجاب و قبول به صورت گذشته من فروختم و من خریدم بیان شوند مثل این که یکی از آن ها بگوید فروختم و دیگری بگوید : خریدم.
پرسش : اگر چنانچه یکی از خریدار و فروشنده، معامله را پذیرفت و بدان پاسخ مثبت داد، آیا بر دیگری معامله لازم می گردد.
پاسخ: معامله تنها با ایجاب لازم نمی گردد، بلکه زمانی لازم می گردد که ایجاب همراه با قبول تحقق پیدا نماید، پس اگر چنانچه یکی از خریدار یا فروشنده، معامله را پذیرفت، در آن صورت دیگری مختار است، اگر خواست می تواند در همان مجلس معامله را بپذیرد و اگر هم خواست می تواند آن را در همان مجلس رد نماید.
و اگر چنانچه معامله را پذیرفت، در آن صورت اختیار فسخ معامله از آنان ساقط می گردد و اجرای معامله بر آنان لازم می شود .
دارالوکاله احمد قاسمی

 حقوق: جمع حقحق: سلطه و امتیازی که یک انسان دارد تا کاری را انجام دهد یا ندهد و انسان‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد. ما...
09/05/2026


حقوق: جمع حق

حق: سلطه و امتیازی که یک انسان دارد تا کاری را انجام دهد یا ندهد و انسان‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد. مانند حق مالکیت، حق زوحیت…

ارکان حق

حق دارای سه مولفه است:
شخصی که حق به نفع او وضع شده است (من له الحق)
شخصی که حق علیه و به ضرر او وضع شده باشد (من علیه الحق)
موضوع حق.(مال و یا شی دیگر)

تقسیم حق:

حق را به چند دسته می توان تقسیم نمودکه به آن اشاره می شود:
الف:حق عینی :حقی که به شی ، معین تعلق دارد ما نند مالکیت کتاب
ب: حق مالی مانند حق مطالبه(که قرص دهنده می تواند قرض خودر ا بخواهد)

ج:حق مشروط مانند حق ورثه و یا مو صی له که معلق بر موت است(بعد از فوت متوفی مال به وارث تعلق می گیرد)هر گاه وصیت کننده فوت نمودمال به کسیکه برای شان وصیت شده می رسد.

د: حق الناس

احترام به حق

وجیبه ایکه شخص به حقوق دیگران احترام گذاشته، از شرر و یا مداخله در آن خود داری نماید

حقوق

مجموعه ای از قواعد الزام آور و کلی است که به منظور ایجاد نظم و استقرار عدالت، بر زندگی اجتماعی انسان حکومت می کند و اجرای آن از طرف دولت تضمین می شود.

اهداف حقوق:

برقراری ثبات
تامین امنیت
استقرار عدالت

قاعده حقوقی

قاعده حقوقی قاعده ای است که کلی والزام اور است که به منظور ایجاد نظم عا دلانه در روابط اجتماعی و ضع شده و اجرای آن توسط دولت تضمین شده است.

مشخصات قاعده حقوقي:

1.کلي بودن
2. قلمرو اجتماعی داشتن
3.الزامی بودن
4. ضمانت اجرا

اهلیت

در لغت سزاواری وشایستگی است.
در علم حقوق عبارت است از صلاحیت قانونی برای دارا بودن حق ( اهلیت استحقاق) و اعمال حق ( اهلیت استیفاء ، اهلیت اعمال حق ) فقدان اهلیت را حجر گویند.

اهلیت استحقاق

مرادف اهلیت تمتع و به معنای صلاحیت شخص برای دارا شدن حق است.
به این اصطلاح اهلیت دارا شدن حق و اهلیت وجوب نیز گویند.
مانند طفلی که متولد می شود و دارای صلاحیت یک سلسله حقوق می باشد.

اهلیت استیفاء

مرادف اهلیت اعمال حق و به معنای صلاحیت شخصی برای به کار بردن حقی که دارا شده است.
مانند صلاحیت شخص کبیر برای معامله در اموالی که در حال صغارت از پدر به ارث برده است و یا صلاحیت شخص عاقل ، بالغ، رشید و غیر ورشکسته در تصرف مالش.

استیفاء

در لغت به معنای تمام چیزی را خواستن و در اصطلاح به این معنی است که شخصیز تمام حقوق خود را بی کسر و نقصان اخذ نماید و اصطلاح استیفای حق نیز به همین معنی استعال شده است.

اهلیت عاقد

یعنی عاقد باید عاقل ، بالغ و رشید باشد.

اهلیت حقوقی

صلاحیت قانونی برای دارا بودن حق و وجیبه یعنی شخص صلاحیت اعمال حق و ادای وجیبه را داشته باشد.

شخص حقیقی

شخصی که موضوع حق و تکلیف باشد.
بعبارت دیگر شخصیت انسان با ولادت کامل وی به شرط زنده بودن، آغاز و با وفات انجام می یابد.

شخص حکمی

شخص معنوی که واجد اهلیت حقوقی بوده و بنابر اهداف معین به شکل موسسه، شرکت یا جمعیت تشکیل میگردد.

اسم مستعار

اسمی که شخص آنرا بمنظور مخفی نمودن هویت اصلی خویش در مطابقت به احکام قانون بکار گیرد.

بلوغ

رسیدن به سن پایان صغارت و پای نهادن در سن تکلیف را بلوغ گویند.
مطابق حکم ماده 70 قانون مدنی افغانستان سن ازدواج برای زن تکمیل سن 16 و برای مرد تکمیل سن 18 و سن اهلیت و تکلیف برای هر دو 18 سال تام است.

حجر

نداشتن صلاحیت در ارا شدن حق معین ( یا حقوق معین) و نیز نداشتن صلاحیت برای اعمال حقی که شخص آنرا دارا شده است.

سفیه

یا غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلائی نباشد.
یا کسی است که مالش را بیجا صرف کند ، در مصارف زیاده روی نماید و اموال خویش را ضایع سازد و با اسراف سبب اتلاف اموال خود گردد.

مجنون

کسیکه فاقد تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است احراز جنون با محکمه است.

معتوه

حالتی که در صورت وقوع آن شخص ، تشخیص و تفکیک حقوق و وجایب خود را نتوانسته و در این حالت در زمره اشخاص ناقص الاهلیت محسوب می گردد.
در این حالت شخص نه عاقل و نه دیوانه بوده، مثلا لوده است.

صغیر

آن است که مانند مجنون و معتوه از قیام به امورش عاجز بوده و مصلحت خود را کما حقه نمی داند و نیازمند ولی یا وصی می باشد.
صغیر از حیث رشد فکری به دو نوع ( ممیز) و (غیر ممیز) تفکیک شده است.

صغیرممیز

صغیری که نفع و ضرر را در داد و ستد( در امور جزئی) مانند اشخاص عاقل و بالغ تشخیص دهد.

صغیر غیر ممیز

صغیری که نفع و ضرر را در داد و ستد ( در امور جزئی) مانند اشخاص عاقل و بالغ تشخیص داده نتواند.

مال
در لغت:
به هر چیزی که شایسته به مالیکت در آمدن و تصرف باشد.
یا مال عبارت است از هر آن چیزی که طبیعت انسان به آن میلان داشته و ادخار ( ذخیره کردن) آن تا وقت ضرورت ممکن باشد خواه منقول باشد یا غیر منقول.

مال متقوم
به دو معنی استعمال می شود:
به معنی چیزی که انتفاع از آن جایز باشد.
دوم به معنی مال محرز و محفوظ.
لذا ماهی در بحر مال غیر متقوم بوده ولی بعد از شکار در اثر احراز مال متقوم می گردد.

مال منقول

همان شی ای است که امکان نقل آن از یک محل به جای دیگر موجود باشد و شامل نقود، اموال ، حیوانات، مکیلات و موزونات می گردد.

مال غیر منقول

مالی است که نقل آن از یک جای به جای دیگر ممکن نباشد از قبیل خانه ، زمین و چیز های که عقار نامیده میشود.

اتلاف

از بین بردن کلی یا قسمی اشیای منقول یا غیر منقول متعلق به غیر بدون مجوز قانونی که بطور قصدی صورت گرفته باشد.

احتکار

اختفای مواد خوراکه به منظور گرانی قیمت آن.

مجرم

شخصی که عملی را که قانون به عنوان جرم پیشبنی کرده و مستوجب جزاء شناخته ، مادتاً ، عملاً و قصداً مرتکب شده باشد.

مظنون

مظنون کسی است که بر اساس سوء ظن در ارتکاب جرمی ، گرفتار گردیده باشد.

متهم

متهم کسی است که اتهام عملی را که جرم است به او نسبت میدهند و برای صحت و سقم این اتهام ، مورد پیگرد قرار می گیرد.

اتهام
وارد کردن تهمت بالای شخص.

کشف جرم

مجموع فعالیت ها و اجراآت تخنیکی، که به منظور دریافت واقعیت ها یا حقایق جرمی، توسط ارگان های کشف در مطابقت به احکام قانون صورت گرفته و منتج به تداوم کار تحقیقاتی و قضائی میگردد.

سوء قصد

فعل و نیت شخص بمنظور قتل یک مقام رسمی دولتی، خواه قصد وی برآورده گردد یا خیر.

گرفتاری

گرفتن شخص مظنون یا متهم مطابق احکام قانون، توسط اشخاصی که قانون به آنها صلاحیت گرفتاری را اعطاء نموده باشد.

مکلف

شخصی که ملزم به انجام یا ترک عمل معینی میباشد.

ادله

وسایل که برای اثبات امری از امور در مراجع عدلی و قضایی به آن تمسک صورت گرفته و سبب حکم شناخته میشود.

احضار

خواستن شخص یا اشخاص توسط محکمه برای ارائه توضیحات.

احضار نامه

ورقه خاصی که توسط محکمه و یا محقق جنائی با قید زمان و مکان خطاب به مظنون، متهم و یا شهود غرض حضور در محکمه، صادر میگردد.

اخطار

تهدید لفظی یا معنوی به هر وسیله ممکن که حالت عادی شخص مطلوب را تغیر داده و منتج به اجرای عمل خلاف قانون گردد.

جلب
ورق مطبوع که از طرف مراجع ذیصلاح به منظور احضار شخص مطلوب به عنوانی مراجع رسمی صادر میگردد.

تعقیب

پیگیری قضیه جرمی (اقامه دعوی) توسط حارنوال در پیشگاه محکمه.

اثبات

رایۀ دلایل در پیشگاه قضاء طبق احکام قانون، بنابر وجود حادثۀ حقوقی که بر آن آثار مرتب گردد.

اعتراف

اظهار بیان یک واقعه در حضور شخص ذیصلاح.

قطعی

احکام نهائئ محاکم که در پیشگاه محکمه نزاع را منتهی یا پایان یافته می پندارد.

مستنطق

تحقیق کننده ایکه از مظنون یا متهم در قضایای جنایی، جهت کشف حقایق، معلومات را بدست میاورد.

استنطاق
سوال و جواب توسط حارنوال از متهم در مورد اتهام وارده.

قلمرو حقوقی

ساحه جفرافیایی که قوانین یک کشور در آن نافذ است.

انطباق قوانین

مطابقت اسناد تقینی و قوانین با احکام قانون اساسی و سایر قوانین نافذه.

تنفیذ

تئطبیق حکم و وضع مجازات بالای مجرم.

تنفیذ مجازات

تطبیق حکم نهایی محکمۀ با صلاحیت ، بالای مجرم.

استیناف طلبی

حقی که بر مبنای آن محکوم علیه یا محکوم له ر حکم صادره محکمه ابتدائیه به پیشگاه محکمه استیناف مراجعه می نماید.

حکم

تصمیم هیات قضایی که در ماهیت دعوی بعد از جریان محاکمه اتخاذ میشود و قاضی ارادۀ قانون را در یک واقعه معین اعلان میدارد.

حکم

شخص یا اشخاصی که از طرف محکمه ذیصلاح و یا طرفین منازعه به رضایت طرفین به منظور حل و فصل اختلافات تعیین میگردند.

جرم

عملی است که قانون آ نرا از طریق تعیین جزا منع کرده باشد.

مباشر جرم

کسی است که جرم را مستقیم و بدون واسطه انجام دهد.

مسبب جرم

کسی است که جرم را غیر مستقیم انجام دهد.

معاون جرم

در تسهیل وقوع جرم موثر است.

شریک جرم

اجماع بیش از یک نفر در ارتکاب جرم و شرکت هر دو در عمل مجرمانه.

مجنی علیه
کسی که جرمی برر او واقع شده است.

محکوم به

محکوم به ( مال مورد دعوا) چیزی است که قاضی ادای آن را بر محکوم علیه الزام کرده است.

محکوم له

شخصی که به نفع او حکم صادر می شود.

محکوم علیه

شخصی که به ضرر او حکم شده باشد.

قاضی ( حاکم شرع)

شخصی است که از طرف سلطان مقرر و معین گردیده است تا دعاوی و مخاصمات میان مردم را مطابق احکام شریعت حلو فصل نماید و انقطاع بخشد.

دعوا

آن است که شخصی حق و یا تعهدی را که بر ذمه دیگری دارد، طبق احکام شریعت و قانون، در حضور قاضی مطالبه نماید.
طالب ( طلب کننده) را (مدعی) و مطلوب منه ( طلب کرده شده) را (مدعی علیه ) گویند.

مدعی

کسی است که حق خود را از دیگری در حضور قاضی مطالبه نماید.

مدعی علیه

کسی است که مدعی حق خود را در حضور قاضی از وی مطالبه نماید.

مدعی به
مال مورد دعوا چیزی است که مدعی آن را ادعا می کند.

ابلاغ حکم

تفهیم حکم محکمه به طرفین دعوا.

طرفین دعوی( اصحاب دعوی)

اشخاصی که در دعوی بر علیه یکدیگر ادعا مینمایند.

جهت آگاهی عامه شییر کنید.
دارالوکاله احمد قاسمي

مراحل و شرایط دریافت جواز ساختمان از شاروالی کابلتنها مرجع رسمی و قانونی برای بررسی نقشه‌ها و صدور مجوز ساخت و ساز در شه...
25/03/2026

مراحل و شرایط دریافت جواز ساختمان از شاروالی کابل

تنها مرجع رسمی و قانونی برای بررسی نقشه‌ها و صدور مجوز ساخت و ساز در شهر کابل، اداره جواز شاروالی کابل است. این فایل بخشی از طرزالعمل رسمی همین اداره می‌باشد که تمامی مراحل و ضوابط این پروسه را توضیح داده است.
در این فایل خواهید یافت:
1️⃣ چه مدارکی باید توسط مالکین زمین و ملک ارائه شود؟
2️⃣ روند اداری صدور جواز شامل چه مراحل است؟
3️⃣ مدت زمان لازم برای دریافت اجازه ساخت چقدر خواهد بود؟

📌 با دنبال کردن صفحه، از دسترسی به فایل‌های مهم بعدی مطمئن خواهید شد.

روش خواندن نماز عید فطر مطابق مذهب احناف1 نیت:نیت کردم دو رکعت نماز عید فطر را با شش تکبیر واجب، به امامت امام، برای رضا...
18/03/2026

روش خواندن نماز عید فطر مطابق مذهب احناف
1 نیت:
نیت کردم دو رکعت نماز عید فطر را با شش تکبیر واجب، به امامت امام، برای رضای الله تعالی ادا کنم.
2 شروع نماز:
امام تکبیر تحریمه می‌گوید (الله اکبر). دست‌ها بسته شده و دعای سبحانک اللهم… خوانده می‌شود.
3 سه تکبیر در رکعت اول:
پس از سبحانک، سه بار الله اکبر گفته می‌شود.
🔹 هر بار دست‌ها تا نرمی گوش بالا برده می‌شود.
🔹 بعد از هر تکبیر دست‌ها کنار بدن رها می‌شود و کمی مکث می‌گردد.
🔹 بعد از تکبیر سوم، دست‌ها بسته می‌شود.
سپس امام سوره فاتحه و یک سوره دیگر می‌خواند.
4 ادامه رکعت اول:
بعد از قرائت، نماز مانند نماز عادی با رکوع و سجده ادامه می‌یابد5 رکعت دوم:
امام فاتحه و یک سوره دیگر را می‌خواند.
6 سه تکبیر رکعت دوم:
بعد از قرائت، سه بار الله اکبر گفته می‌شود.
🔹 هر بار دست‌ها بالا برده شده و سپس کنار بدن گذاشته می‌شود.
🔹 بعد از تکبیر سوم دست‌ها کنار بدن می‌ماند.7 تکبیر چهارم:
سپس با گفتن الله اکبر (بدون بلند کردن دست‌ها) به رکوع رفته و نماز مانند معمول تکمیل می‌شود.
نماز عید دو رکعت و دارای شش تکبیر اضافی است.
بخاطر ثواب این پست را شیر کنید_فطر سعید.
رو برداشت .

یکصدو ده 110 قواعد حقوقی که در موارد جزایی و مدنی قابل استفاده میباشد.1-قاعده ائتمانمتن : « الامين لا يضمن » يا « ليس عل...
18/03/2026

یکصدو ده 110 قواعد حقوقی که در موارد جزایی و مدنی قابل استفاده میباشد.

1-قاعده ائتمان
متن : « الامين لا يضمن » يا « ليس علي الامين الااليمين »
يعني: امين ضامن نيست . يا بر امين چيزي جز سوگند لازم نيست .
( القواعد الفقهيه ، ج 2، ص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدني )

2-قاعده اتلاف
متن: « من اتلف مال الغير فهوله ضامن »
يعني : هر کس مال ديگري را تلف کند ضامن آن خواهد بود.
( القواعد الفقهيه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدني)

3-قاعده احترام مال مسلمان
متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد يث نبوي )
يعني : مال مومن همانند خون وي محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسي )

4- قاعده احسان
متن: « ما علي المحسنين من سبيل » .( سوره توبه/91)
يعني بر نيکوکاران ايرادي نيست .
(دکتر ابوالحسن محمدي ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدني – ماده 55 مجازات اسلامي )

5-قاعده ارشاد
متن : « اعلام الجاهل علي العالم واجب .»
یعنی : راهنمایی نادان بر دانا واجب است.

6- قاعده اقدام
متن : « الاقدام مسقط الضمان »
يعني : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .
( دکتر محمدي، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدني )

7- قاعده اقرار عقلا
متن : « اقرار العقلا علي انفسهم جائز »
يعني : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .
(تحريرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64 – ماده 1275 قانون مدني – ماده 202 آيين دادرسي مدني مصوب 1379 )

8- قاعده
متن : « الاقرب يمنع الا بعد »
یعنی : آن کس که نسباً به میت نزدیک تر است، ارث بردن دورتر از خود را مانع می شود.
( ترمینولوژی حقوق، ص427، ش 3403- ماده 863 قانون مدنی)

9- قاعده الزام
متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»
يعني : به هر آنچه که غير خودتان ( پيروان مذاهب اسلامي) ملتزم هستند ، شما نيز آنان را ملزم کنيد .
(آيه الله خویي ، توضيح المسائل، بحث قاعده الزام)

10- قاعده « البينه علي المدعي و اليمين علي من انکر »
يعني : آوردن شاهد بر عهده مدعي و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .
( القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده 1257 و 1325 قانون مدني – ماده 197 و 272 قانون آيين دادرسي مدني )

11- قاعده « تصد يق الامين فيما ائتمن عليه »
يعني : صاحب مال بايد قول اميني را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ يرد .

12- قاعده تعیین
اگر امر داير بين تعيين و تخيير در انجام وظيفه اي شد، اصل بر تعیین است و نیز اگر امر دایر بین حقیقت و مجاز شد، اصل بر حقیقت است.

13- قاعده التلف فی زمن الخيار من مال من لا خيار له .
يعني : تلف شدن مال در زمان خيار ، از کيسه آن که حق خيار ندارد محسوب مي شود .
( القواعد الفقهيه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدني )

14- قاعده تلف قبل از قبض
متن : « کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه»
یعنی : هر مبیعی که قبل از قبض مشتری تلف شود از کیسه فروشنده محسوب خواهد شد.
(القواعد الفقهیه، چ 2 ، ص 42 تا 84 - ماده 387 قانون مدنی)

15- قاعده حل
متن : کل شي کان مشتبها بين الحلال و الحرام بحمل علي الحلال .»
يعني : اگر چيزي مشکوک بين حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب مي کنيم .

16- قاعده الدين مقدم علي الارث .
يعني اداي دين ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدني ) .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدني )

17-قاعده الزعيم غارم .( حديث نبوي)
يعني : کفيل بايد از عهده مورد کفالت بر آيد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدني )

18 قاعده تسليط
متن : « الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم .» ( حديث نبوي )
يعني : مردم بر جان و مال خويش ، سلطه و اختيار دارند .
( ترمينو لوژي حقوقي ، ص 258 ، ش 2083 – اصل 46 و 47 قانون اساسي )

19- قاعده سوق
يعني: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه مي شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

20- قاعده اصل صحت
متن : « حمل فعل المسلم علي الصحه.»
يعني : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستي مي باشد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1، ص239)

21 – قاعده عدل و انصاف
يعني : اگر در تعلق مالي به يکي از دو نفر مردد باشيم بين آن دو بالمنصفاته تقسيم مي شود .

22- قاعده عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .
یعنی: انکار پس از اقرار، مسموع نیست.
( ماده 1277 قانون مدني )

23- قاعده تبعيت عقد از قصد
متن : « العقود تابعه للقصود .»
يعني : عقدها تابع قصدهاي متعاقدين است .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدني )

24- قاعده علي اليد
متن : « علي اليد ما اخذت حتي توديه .»
يعني : بر صاحب يد است تا آنچه را که گرفته به ذي حقش تحويل دهد .
( القواعد الفقهيه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدني )

25 – قاعده غرور
متن: « المغرور يرجع علي من غره .»
يعني : فريب خورده به کسي که فريبش داده مراجعه مي کند ( تا خسارت بگيرد)
( القواعد الفقهيه ، ج 1، ص225 )

26- قاعده فراش
متن : «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حديث نبوي )
يعني : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزاني بايد سنگسار شود .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ص25 – التهذيب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدني )

27 – قاعده قرعه
متن : « لکل امر مشکل قرعه .»
يعني : در هر امرغير قابل حل بايد به قرعه متوسل شود .
( ناصر مکارم شيرازي ، القواعد فقهيه ، ج 2 ، ص 155 )

28 – قاعده کل رهن فانه غير مضمون .
يعني : در عقد رهن نبايد شرط ضمان قرارداد .
( ماده 789 قانون مدني )

29- قاعده لا يضمن
متن : « کل عقد لا يضمن بصحيحه لا يضمن بفاسده »
يعني: هر عقدي که صحيحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نيست .

30- قاعده کل عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده .
يعني : هر عقدي که صحيحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .
( سبکي ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45 )

31- قاعده کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجارته .
يعني : هر چيزي که داراي منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .
( ماده 467و 466 قانون مدني )

32- قاعده لا ضرر
متن : « لا ضرر و لا ضرار في الا سلام »
يعني : حکم ضرري در اسلام وضع نشده است .
( القواعد الفقهيه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسي )

33- قاعده لا ضمان علي المستعير .
يعني : عاريه گيرنده ضامن نيست .
( القواعد الفقهيه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدني )

34- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا .
يعني : چيزي که شرعاً ممنوع است گويا عقلا هم ممکن نيست .
( تحرير الجمله ، ص 43 )

35- قاعده لا مسا محه في التحد يدات .
يعني چيزهايي که شرعاً اندازه خاصي دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزياد شدن نيستند .

36- قاعده لا ميراث للقاتل .
يعني : قاتل از ارث مورث ، محروم است .
( ماده 880 قانون مدني )

37- قاعده اصل لزوم
متن : « الاصل في العقود لزوم .»
يعني : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود )
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، ص 163 – ماده 219 قانون مدني )

38- قاعده من احيي ارضا فهي له .
يعني: هر کس که زميني را احيا کند از آن اوست .
( مواد 140، 141،143 قانون مدني )

39- من استخرج ماء فهي له .
يعني : هر کس آبي را استخراج کند از آن اوست .
( ماده 150 قانون مدنی)

40- قاعده من حاز ملک
يعني :هر کس که حيازت ملکي را نمايد مالک آن خواهد شد .
( ماده 142و 143 قانون مدني )

41- قاعده من ملک .
متن : « من ملک شيئاً ملک الا قراربه .»
يعني : هر که مالک چيزي شد مي تواند به آن نيز اقرار نمايد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ص 78 )

42- قاعده من له الغنم فعليه العزم .
يعني : آن که منافع را مي برد ، زيان را هم بايد تحمل کند .
( التحرير الجمله ، ص 56 )

43- قاعده نفي سبيل
متن :« و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا»( نساء /141)
يعني: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطي نداده است
(القواعد الفقهيه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسي )

44- قاعده نفي عسر و حرج
متن : « و ما جعل عليکم في الدين من حرج »( حج / 78)
ترجمه : و خداوند در دين کار سنگين و سختي بر شما قرار نداد .
يعني : هيچ حکمي نبايد موجب عسر و حرج مکلف شود.
( دانشنامه حقوقي ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدني )

45- قاعده وجوب اعلام الجاهل فيما يعطي .
يعني : اگر کسي چيزي را که خطرناک است به ديگري که جاهل بر آن است بدهد ، بايد او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .

46- و جوب التخليه بين المال و ملکه
يعني : بايع بايد موانع تملک و سلطه مشتري بر مبيع را بر طرف کند .
( ماده 362 قانون مدني )

47- قاعده وجوب دفع الضرر المحتمل
يعني : دفع ضرر احتمالي واجب است (و نيز دفع افسد به فاسد جايز است )

48- قاعده الوقف حسب ما يو قفها اهلها .
يعني : وقف ها بر اساس آنچه واقفين معين کرده اند عمل مي شود .
( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدني )

49- قاعده يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب .
يعني : هر آنچه که بر اثر خويشاوندي نسبي حرام است ، تر اثر خويشاوندي رضاعي هم حرام خواهد بود .
( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدني )

50- قاعده الزرع للزارع و لو کان غاصبا .
يعني : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمين غصبي باشد .
( ماده 33 قانون مدني )

51- قاعده لا مهرلبغيه .
يعني : زن زانيه ، مهريه ندارد
( قياس اولويت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدني )

52- قاعده الغاصب يوخذ باشق الاحوال .
يعني : با غاصب به شديدترين احکام رفتار مي شود .
( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)

53- قاعده لا ينسب للساکت قول .
يعني به شخص سکوت کننده چيزي منسوب نمي شود .
( سیوطي ، الاشباه والنظاير ، صص142 و 143- ماده249 قانون مدني )

54- قاعده الحاکم ولي الممتنع .
يعني دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکاليف ، ولايت دارد .
( ماده 237 و 833 قانون مدني )

55- قاعده الحاکم ولي من لا ولي له .
يعني : دادرس بر کسي که فاقد ولي است ولايت دارد .
( ماده 1218 قانون مدني – ماده 266 قانون مجازات اسلامي ) فقها و حقوق دانان معاصر

56- قاعده الحاکم وارث من لا وارث له .
يعني : حاکم وارث شخص بدون وارث است .
( ماده 866 قانون مدني )

57- قاعده الغائب علي حجه .
يعني: شخص غائب در دادرسي حق اقامه دليل دارد .
( القواعد الفقهيه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آيين دادرسي مدني مصوب 1376 )

58- قاعده البيعان بالخيار ما لم يفترقا .( حديث نبوي )
يعني : متبايعين تا زماني که از هم جدا نشده اند حق خيار دارند .
( مجله الا احکام العدليه ، ماده 4- کاتو زيان، عقود معين ، ص 46 – ماده 397 قانون مدني )

59- قاعده الکتاب کالخطاب .
يعني: نوشته مثل گفته است .
( القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198- دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص 422-437 )

60- قاعده الحرام لا يحرم الحلال .
يعني : عمل حرام بعدي ، حلال قبلي را حرام نمي کند (تهذيب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدني )

61- قاعده الحق القديم لا يبطله شي
يعني: چيزي نمي تواند حق به وجود آمده قبلي را از بين ببرد .
( ماده 97 قانون مدني )

62- قاعده الحق للمتقدم .
يعني : اگرکسي ابتدا اقدام به ايجاد حقي نمايد نسبت به آن بر ديگران اولويت دارد .
( ماده 142 قانون مدني )

63- قاعده الخراج با لضمان .
يعني: منافع در مقابل ضامن بودن است .
( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )

64- قاعده الساقط لا يعود کما ان المعدوم لا يعود .
يعني : حق ساقط شده باز نمي گردد همچنان که چيز از بين رفته حيات نمي يابد .
( تحرير الجمله ، ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدني )

65- قاعده الصلح جائز بين المسلمين الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .
يعني: عقد صلح بين مسلمانان جايز است مگر صلحي که بخواهد حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .
( القئاعد الفقهيه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدني )

66- قاعده الشرط جائز بين المسلمين الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .
جايز يعني : شرط کردن بين مسلمانان است مگر شرطي که حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .
( تحرير الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدني )

67- قاعده الشرط الفاسد ليس بمفسد .
يعني : شرط فاسد عقد را باطل نمي کند .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدني )

68- قاعده الطلاق بيد من اخذ بالساق .
( حديث نبوي ) يعني : طلاق به دست کسي است که عقد به دست اوست .( مرد)
( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدني )

69- قاعده اکل مال به باطل .
متن : يا ايها الذين امنو لا تا کلو اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...( نساء /29 )
يعني : اموال يکديگر را به ناحق نخوريد مگر اين که بر اساس تجارتي رضايت آميز باشد .

70- قاعده المومنون عند شروطهم . ( حديث نبوي )
يعني : مومنان به شرطهايشان پايبندند .
( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدني 2 ، ص 37 )

71- قاعده نهي النبي عن الغرور . ( حديث نبوي )
يعني معامله غرري ( زيان آوري که نتيجه آن نامعلوم است ) باطل است .
( دکتر محمدي ، مباني استنباط حقوق اسلامي ، ص 94)

72- قاعده اوفوا بالعقود . ( متنده /1 )
يعني : به پيمانها و قراردادهاي خود وفا کنيد .
( ماده 10 قانون مدني )
*******************************************

ب: قواعد کيفري

73- قاعده لا تقيه في الدما ء .
يعني : جايي که پاي جان در ميان است تقيه جايز نيست .
( وسائل الشعبه ، ج 11 ، ص 483- مکاسب ، ج 4 ، ص 356 )

74- قاعده عمد الصبي بمنزله الخطا-
يعني : فعل عمدي کودک همانند فعل خطايي محسوب مي شود .
( القواعد و الفوائد ، ج 1، ص 223 )

75- قاعده لا کفاله في الحد . ( حديث نبوي )
يعني : شفاعت کردن و درخواست به تأخير انداختن ، در حدود جايز نيست .
( ترمينو لوژي حقوق ، ش 4508 )

76- قاعده قاعده جب .
متن : الاسلام يجب ما قبله . ( حديث نبوي )
يعني : مسلمان شدن ، گناهان پيش از آن را پاک مي کند .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ، صص36،39 ، 46- اصا 169 قانون اساسي – ماده 11 قانون مجازات اسلامي – ماده 4 قانون مدني )

77- قاعده اقامه الحدود الي من اليه الحکم .
يعني : اجراي حدود و مجازلت ها به دست حاکم است .
( اصل 36 قانون اساسي ) فقها و حقوق دانان معاصر

78- قاعده الامتناع با لا ختيار لا ينا في الاختيار .
يعني : از روي اختيار و قدرت اگر باعث تحقق چيزي شويم ، موجب نمي شود که فاعل را مسلوب الاختيار تلقي کرد .
( دائره المعارف حقوق ، ج 5 ، ص 50، - ماده 53 قانون مجازات اسلامي )

79- قاعده درا .
متن : الحدود تدرا بالشبهات .
يعني : اجراي حدود با حصول شبهه متوقف مي شود .
( الا شباه و النظائر ، صص122 و 123- مواد66 و67 قانون مجازات اسلامي )

80- قاعده دم المسلم لا يذهب هدرا .
يعني : خون مسلمان نبايد پايمال شود .
( مواد 312 و313 قانون مجازات اسلامي )

81- قاعده الضرورات تتقدر بقدرها .
يعني : در موارد ضروري بايد به حداقل اکتفا کرد .
( ماده 55 قانون مجازات اسلامي )

82- قاعده الضرورات تبيح المحظورات . (حقوق رم metnacessitas non babet legem)
يعني : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه مي شود .
( سوره مائده /3-سبوطي ، الشباه و النظاير ، ص60- ماده 55 قانون مجازات اسلامي )

83- قاعده ارش .
متن :کل جنايه لا مقدر لها ففيها ارش .
يعني :بر هر جنايتي که ديه اش معين نشده ، ارش تعلق مي گيرد .
( ماده 367 قانون مجازات اسلامي )

84- قاعده کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الديه مع فقده .
يعني : هر عضوي که موجود است بايد قصاص شود و در صورت فقدان ، به جايش ديه گرفته مي شود .
( ماده 293 قانون مجازات اسلامي )

85- قاعده اضطرار
متن : کل محرم اضطر ، اليه فهو حلال .
يعني : در حال اضطرار ،هر حرامي حلال مي شود .
( ماده 55 قانون مجازات اسلامي )

86- قاعده کل من لم يباشر بالقتل لم يقتص منه
يعني: هر فردي که مباشر قتل نباشد قصاص نمي شود.
( تبصره 1 ماده 269 و ماده 207 قانون مجازات اسلامي )

87- قاعده لا ديه لمن قتله الحد
يعني: ديه به کسي که بر اثر اجراي حد کشته شده باشد ، تعلق نمي گيرد.
( ملاک ماده 332 قانون مجازات اسلامي )

88- قاعده لا ربا الا فيما يکال او يزون
يعني: ربا جز در اموال مکيل و موزون جاري نيست .
( ماده 595 قانون مجازات اسلامي )
**********************************************
ج: قواعد اصولي و مشترک

89- قاعده اذن .
متن : الاذن في الشيئي اذن في لوازمه .
يعني : اذن دادن در چيزي ،اذن در لوازم آن نيز هست .
( القواعد و الفوائد ،ج 2، ص70، قاعده 167 )

90- قاعده اشتراک
متن : همه مسلمانان در همه عصرها و زمانها نسبت به تکليف شرعيه یکسانند .

91- قاعده تساقط
متن: الدلیلان اذا تعارضا تساقطا
یعنی : اگر دو دليل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

92- قاعده و ان الظن لا يغني عن الحق شيئا ً ( سوره نجم /28)
يعني: وگمان ، هيچ گاهچيزي از حق را بر ما روشن نمي سازد.

93- قاعده الولد يلحق باشرف الوالدين
يعني: فرزند به والد شريف تر (مسلمان) تعلق مي گيرد.( از حيث مسلمان بودن )

94- قاعده عدل و انصاف
متن: اگر در تعلق مالي به يکي از دو نفر مردد باشيم بين آن دو بالمناصفه تقسيم مي گردد

95- قاعده فحوا
رعايت مفهوم موافق در جمله يا دستور و سرايت دادن حکم از فرد ضعيف به فرد قوي.
مثل آيه ( لا تقل لهمااف ) که به طريق اولي ، ضرب و شتم والدين را هم نهي مي کند .

96- قاعده مقدمه واجب ، واجب است ولي مقدمه حرام ، حرام نيست مگر موصل به حرام باشد.

97- قاعده تلازم
متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل
يعني: بر هر چه که عقل حکم کند ، شرع هم حکم می کند و بر هر چه که شرع حکم مي کند ، عقل هم حکم مي نمايد .

98- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا
يعني: چيزي که شرعاً ممنوع است گويا عقلاً هم قابل انجام نيست.
( تحرير الجمله ، ص 34)

99- قاعده اجتهاد در مقابل نص جايز نيست.
( تحرير الجمله ، ج 1، ص21- اصل 167 قانون اساسي )

100- قاعده الميسور لا يسقط بالمعسور
يعني: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غير ممکن ، از گردن ساقط نمي شود .
(القواعد الفقهيه ج4، ص 121)

101- قاعده اعمال الکلام اولي من اهماله
براي کلام و عبارت به کار رفته ، معني و مفهوم قايل شدن ، بهتر از بيهوده پنداشتن آن است.

102- قاعده الاصل دليل حيث لا دليل
اصل در جايي قابل استناد است که دليل قانوني موجود نباشد .
( عوائد الايام ، ص 73- مواد 197و 198 قانون آيين دادرسي مدني )

103- قاعده المطلق ينصرف الي فرد شائع
معني و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شايع و رايج آن منصرف است .

104- قاعده قبح تأخر بيان در وقت حاجت
بيان نکردن مراد ومقصود در موقع نياز بدان ناپسند است ،ولي سکوت در وقت بيان خود نوعي بيان است .

105- قاعده ما من عام الاو قد خص
هيچ عامي نيست که تخصيص نخورده باشد .

106- قاعده وصف به موصوف نزديک تر بر مي گردد.
اگر چند موصوف با يک وصف بيان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

107- قاعده مورد ، مخصص نيست .
اگر چيزي براي مورد خاصي ذکر شده باشد ، دليل بر آن نيست که فقط به آن مورد خاص تعلق دارد.

108 - قاعده الاجتهاد لا ينقض بمثله
اجتهاد را اجتهاد ديگر نقض نمي کند .
( الاشبا ه و النظاير ، ص 41- تحرير الجماه ، ج 1 ، ص22 )

109- قاعده اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال
اگر احتمال به جايي وارد شود استدلال فايده اي ندارد
( دکتر محمدي ، قواعد فقه ، ص 161 )

110- قاعده اذا زال المانع عادالممنوع
اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جاي خود بر مي گردد.
( دانشنامه حقوقي ، ج 4 ، صص432-۴۳۷)
__________________

حتما با دوستان تان شریک سازید.
اگر این مطالب برایتان مفید بود
👍 پست را لایک کنید
💬 نظر خود را بنویسید
📤 با دوستانتان به اشتراک بگذارید


#حقوق





#عدالت
#قانون





نسخهٔ کامل اصول‌نامهٔ جزایی جدیدماده (۱): مقصود از اصول و قوانینمقصود از اصول و قوانین در این اصولنامه، اصول و قوانینی ا...
14/03/2026

نسخهٔ کامل اصول‌نامهٔ جزایی جدید

ماده (۱): مقصود از اصول و قوانین
مقصود از اصول و قوانین در این اصولنامه، اصول و قوانینی است که توسط امیرالمؤمنین عالی‌رتبه، شیخ‌القرآن والحدیث مولوی هبة‌الله آخندزاده حفظه‌الله تأیید یا توضیح داده شده باشد.
ماده (۲): اصطلاحات
اصطلاحات ذیل در این اصولنامه معانی زیر را دارا می‌باشند:
۱. حق‌الله:
حقی که به شخص معین تعلق نداشته و اختصاص به خداوند متعال دارد.
۲. حق‌العبد:
حقی که مربوط به منفعت شخص معین بوده و ضرر آن به فرد یا افراد مشخص بازمی‌گردد.
۳. حق عمومی:
حقی که نفع یا ضرر آن متوجه عموم مردم می‌باشد.
۴. عادل:
شخصی که مرتکب گناه کبیره نشود و بر گناهان صغیره مداومت نورزد.
۵. اختطاف:
ربودن شخص به زور به‌منظور منفعت شخصی یا وارد ساختن ضرر به فرد ربوده‌شده.
۶. موسر:
شخص بی‌نیازی که گرفتن زکات برای او حرام است.
۷. معسر:
شخص نیازمندی که گرفتن زکات برای او جایز است.
۸. مبتدع:
شخصی که عقیده‌اش مخالف عقیده اهل‌سنت و جماعت باشد.
۹. قباله:
سند رسمی که برای ثبت و تأیید اموال غیرمنقول مطابق قوانین نافذه تنظیم می‌شود.
۱۰. وثیقه:
سند معتبری که به تأیید قاضی رسیده و برای تضمین تنظیم می‌گردد.
۱۱. ساعی‌بالفساد:
شخصی مانند جادوگر، لواط‌کار، راهزن، باغی و قاطع‌الطریق که ضرر او عمومی بوده و جز با کشتن اصلاح نمی‌شود.
۱۲. متهم:
شخصی که یک یا دو شاهد عادل یا مستورالحال علیه او شهادت داده باشند.
۱۳. مجرم:
شخصی که به دلیل ارتکاب یکی از جرایم این اصولنامه به مجازات محکوم شده باشد.
۱۴. جعل و تزویر:
ساختن نوشته، سند، مهر یا امضای دیگری برخلاف واقع، یا تغییر در محتوای اسناد رسمی.
۱۵. متکبر مجرم (مجرم مکرر):
مجرمی که پس از صدور حکم قطعی، مجدداً همان جرم را مرتکب شود.
۱۶. ارفان‌درمل:
داروهای ویژه‌ای که برای درمان، پیشگیری و تشخیص بیماری‌های نادر به کار می‌روند.
۱۷. روغتیایی محصولات:
لوازم و تجهیزات پزشکی، مواد خوراکی پزشکی، داروها، مواد شیمیایی آزمایشگاهی و سایر کالاهای بهداشتی.
۱۸. تخلف عادی کیفیت:
تخلفی که پس از آزمایش، کیفیت کالا با استاندارد مغایرت داشته و به اقتصاد مصرف‌کننده ضرر برساند.
۱۹. تخلف متوسط کیفیت:
تخلفی که علاوه بر ضرر اقتصادی، به محیط‌زیست نیز آسیب وارد نماید.
۲۰. تخلف شدید کیفیت:
تخلفی که علاوه بر موارد فوق، به سلامت انسان نیز آسیب برساند.
ماده (۳): مرجع تطبیق
محاکم امارت اسلامی، مرجع تطبیق این اصولنامه می‌باشند.

فصل اول: اصول تطبیق تعزیر
ماده ۴: تفاوت بین حد و تعزیر
۱. حد مقدّر و معلوم است؛ تعزیر به نظر امام واگذار شده است.
۲. حدود با شبهه ساقط میشود؛ تعزیر با شبهه نیز ثابت میشود.
۳. حد بر صغیر جاری نمیشود؛ تعزیر برای تأدیب داده میشود.
۴. حد برای مسلمان و ذمی هر دو " حد" نامیده میشود؛ تعزیر برای ذمی "عقوبت" نامیده میشود.
۵. حد به امام مرتبط است؛ تعزیر را مأمور و حاکم نیز میتواند اجرا کند.
۶. هر مسلمان که گناهکاری را در حین ارتکاب گناه در حقوق الله ببیند، حق تعزیر دارد؛ ولی حق اجرای حد را ندارد.
۷. بازگشت از اقرار در تعزیر صحیح نیست؛ در تمام حدود جز قذف صحیح است.
۸. در حد، مشهودٌعلیه تا زمان تحقیق درباره شهود زندانی میشود؛ در تعزیر زندانی نمیشود.
۹. گذشت امام پس از ثبوت حد جایز نیست؛ گذشت در تعزیر در حقوق هللا خالص به مصلحت جایز است.
۱۰. شفاعت پس از ثبوت در حد جایز نیست؛ در تعزیر جایز است.
١۱. حدود جز قذف با گذشت زمان و بدون عذر ساقط میشود؛ تعزیر ساقط نمیشود.
۱۲. در حقوق العباد، تعزیرات تداخل نمیپذیرد؛ در حدود اگر از یک جنس باشند تداخل میپذیرد.
۱۳. حدود به وارث به ارث نمیرسد؛ تعزیر و قصاص میرسد.
۱۴. در حقوق هللا خالص، درخواست کفیل جایز نیست؛ در تعزیرات جایز است.
۱۵. در اجرای حدود، قصاص و دیه فقط به جرم توجه میشود؛ در تعزیرات به نوع جرم و شخصیت مجرم توجه
میشود.
ماده ۵: طرق اثبات جرم
در حقوق الله و حقوق العباد، جرم با طرق زیر ثابت میشود:
۱. در حقوق الله: اقرار، بینه، قرائن قطعی و خبر عادل.
۲. در حقوق العباد: اقرار، بینه، نکول و قرائن قطعی؛ اما قصاص با نکول و قرائن ثابت نمیشود.
ماده ۶: طرق اثبات تعزیر
۱. در حقوق العباد: اقرار، بینه، نکول.
۲. در حقوق هللا: خبر عادل، قرینه قطعی.
ماده ۷: اعتبار شهادت مخبر عادل
شهادت مخبر عادل در موارد زیر معتبر است :
۱. بر اساس مشاهده و یقین باشد، نه ظن غالب.
۲. در اموری که نیاز به دیدن و شنیدن دارد )نکاح، بیع، اجاره، طالق...( باید بر اساس دیدن و شنیدن باشد.
۳. اگر شهادت تنها بر اساس علم باشد، با شرایط زیر معتبر است:
علم شاهد از طریق اخبار متواتر حاصل شده باشد که دروغ بودن آن محال عقلی باشد.
· در مجلس قضاوت با لفظ "اشهد" باشد.
· برای اثبات حق دیگری باشد.
ماده ۸: رد شهود به جهت جرح مجرد
اگر کسی به دیگری الفاظ مستحق تعزیر مانند "فاسق" بگوید، شهود او برای رهایی از تعزیر پذیرفته نیست.

فصل دوم: مراتب و انواع تعزیر
ماده ۹ :مراتب تعزیر به اعتبار جان
۱ .تعزیر علما و بزرگان: با تذکر قاضی.
۲ .تعزیر اشراف) مشایخ قبایل، تجار با تذکر و احضار به محکمه.
۳ .تعزیر متوسطان جامعه: با احضار و حبس.
۴ .تعزیر فرودستان جامعه: با تهدید و ضرب؛ اما اگر ضرب به حداکثر )۳۹ ضربه( برسد، نباید بر یک نقطه بدن زده
شود.
در ضرب تعزیری نباید به سر و صورت زد.
ماده ۱۰ :انواع تعزیر به اعتبار جنایت
۱ .تعزیر در جنایتی که خالص حق الله باشد.
۲ .تعزیر در جنایتی که خالص حق العبد باشد.
۳ .تعزیر در جنایتی که حق العبد غالب باشد.
ماده ۱۱ :احکام مربوط به تعزیر در حق الله و حق العبد
۱ .اگر حق الله و حق العبد جمع شد، قاضی اول حق العبد را احقاق میکند.
۲ .در حقوق الله، تعزیر وقتی الزم است که اصالح مجرم بدون آن ممکن نباشد؛ اگر آثار توبه ظاهر شد، قاضی میتواند
تعزیر را ترک کند.
۳ .در حقوق العباد، صلح، عفو و ابراء از سوی صاحب حق صحیح است.
۴ .در حقوق الله، تعزیر نیاز به مدعی ندارد؛ مدعی و شاهد هر دو با شرط عدالت یکساناند. مخبر عادل با شرط مشاهده
و یقین به جای شاهد است.
۵ .در حق العبدی که تعزیر آن منوط به دعواست، کس جز قاضی نمیتواند تعزیر کند.
ماده ۱۲ :تعزیر مالی
۱ .تعزیر با گرفتن مال حرام است.
۲ .قاضی میتواند مجرم را به دو صورت تعزیر کند:
· به حرام کردن مال منقول.
· به حساس کردن مال غیرمنقول.
ماده ۱۳ :نابود کردن مکانهای فساد
قاضی باید مکانهایی که مفسدان و فاسقان عادتا در آن فساد میکنند را تعزیرا نابود کند.
ماده ۱۴ :جنایاتی که تعزیرشان حبس ابد است
این جنایات شامل تکرار زنا، تکرار لواط، تکرار قتل با خفگی و تکرار سرقت است.

فصل سوم: مستحقان تعزیر و احکام مربوطه
ماده ۱۵: تعزیر برای جانی مطلق
برای هر جنایتی که حد مقرر ندارد، تعزیر داده می‌شود؛ اعم از آزاد یا برده، مرد یا زن، مسلمان یا کافر، بالغ یا صغیر عاقل.
تعزیر صغیر به‌منظور تأدیب است.
ماده ۱۶: تعزیر برای توهین‌کننده به انبیاء
اگر مسلمان به پیامبر اسلام ﷺ یا سایر انبیاء توهین کند، مرتد محسوب شده و مستحق تعزیر ذیل است:
۱. اگر توبه نکند، قاضی با اجازه امام او را به قتل محکوم می‌کند.
۲. اگر توبه کند، پس از توبه به شش سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۱۷: تعزیر برای توهین‌کننده به روزهای مقدس، شعائر اسلامی و علما
۱. توهین به روزهای مقدس اسلامی: سه ماه حبس.
۲. تمسخر احکام شرعی و شعائر اسلامی، در صورت عمدی بودن: دو سال حبس.
۳. اظهار عدم التزام به اقوال فقها یا غیرقابل قبول دانستن اقوال علما، در صورت عمدی بودن: دو سال حبس.
ماده ۱۸: تعزیر برای شورشگر علیه امام
شورشگر علیه امام به ۳۹ ضربه و یک سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۱۹: تعزیر برای مخالفت با امر امام در مباحات
۱. اگر امام به کاری مباح امر کند، انجام آن واجب و مخالفت موجب تعزیر است.
۲. اگر امام از کاری مباح نهی کند، انجام آن حرام و مخالفت موجب تعزیر است.
۳. مخالف در هر دو حالت به یک ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۲۰: تعزیر برای متخلفان از فرامین امیرالمؤمنین با عزل
تخلف کارمندان و مسئولان از فرامین امیرالمؤمنین موجب عزل از وظیفه می‌شود.
ماده ۲۱: تعزیر برای مخالفت با امر آمر در ادارات
مخالفت مجاهد، عسکر یا کارمند با امر آمر بدون عذر موجه:
۱. نصیحت.
۲. در صورت تکرار، تعزیر مطابق جزء (۳) ماده (۹).
۳. در مرتبه سوم، تعزیر مطابق جزء (۴) ماده (۹).
ماده ۲۲: تعزیر برای ترک وظیفه در وقت مقرر
ترک وظیفه دولتی بدون عذر شرعی در وقت مقرر جرم بوده و تعزیر مطابق مراتب ماده (۹) اعمال می‌شود.
ماده ۲۳: تعزیر برای توهین به کارمندان دولت
۱. توهین به کارمندان عمومی حین انجام وظیفه: ده روز حبس.
۲. توهین به رؤسای منصوب امارت: ۲۰ ضربه و شش ماه حبس.
ماده ۲۴: تعزیر برای عدم اقدام یا اطلاع‌رسانی علیه مخالفان
هرگاه شخصی از جلسات و مشورت‌های خرابکارانه مخالفان نظام اطلاع یابد و نه اقدام کند و نه اطلاع دهد، به دو سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۲۵: تعزیر برای پناه‌دهنده به محاربان، راهزنان و باغیان
پناه‌دهنده به محاربان و مفسدان به ۳۹ ضربه و پنج سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۲۶: تعزیر برای خارج‌شونده از مذهب حنفی
در افغانستان، مقلدان مذهب حنفی حق خروج از آن را ندارند و خارج‌شونده به دو سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۲۷: تعزیر برای نشر‌دهنده بدعت
مبتدعی که بدعت را تبلیغ کند و به حکومت یا مردم ضرر برساند، به ده سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۲۸: تعزیر برای مفتی حیله‌گر، پزشک جعلی و متخلفان
۱. قاضی باید پزشک و مفتی جعلی را منع کند؛ در صورت تکرار، به یک ماه حبس محکوم می‌شوند.
۲. علما و معلمانی که در آموزش احکام ضروری و عقاید صحیح کوتاهی کنند، و دانش‌آموزانی که در یادگیری آن‌ها غفلت ورزند، مطابق مراتب ماده (۹) تعزیر می‌شوند.
ماده ۲۹: تعزیر برای خیانت در امانت و بیت‌المال
۱. خیانت در امانت: حبس تا زمان ادای امانت.
۲. اختلاس در اموال بیت‌المال: شش ماه حبس علاوه بر استرداد مال.
ماده ۳۰: تعزیر برای معلم زننده کودک
معلمی که کودک را به‌گونه‌ای بزند که موجب شکستگی استخوان یا کبودی بدن شود، عزل و تعزیر می‌گردد.
ماده ۳۱: تعزیر برای بی‌احترامی یا ضرب پدر و مادر
زننده یا بی‌احترام‌کننده به پدر و مادر به ده ضربه و پنج ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۳۲: تعزیر برای شوهر زننده
اگر شوهر همسر خود را به حد فاحش (شکستگی، زخم یا کبودی) بزند و زن ادعای خود را ثابت کند، شوهر به ۱۵ روز حبس محکوم می‌شود.
ماده ۳۳: تعزیر برای انکارکننده لعان
اگر شوهر از انجام لعان با همسر خود امتناع کند، تا یک سال حبس می‌شود تا تکذیب نماید یا لعان انجام دهد.
ماده ۳۴: تعزیر برای زن و پدرش در مورد عدم بازگشت به خانه شوهر
اگر زن بدون اجازه شوهر به خانه پدر برود و در آنجا بماند و پدر با وجود درخواست شوهر و حکم قاضی، از تحویل دادن زن خودداری کند، هر دو به سه ماه حبس محکوم می‌شوند.
ماده ۳۵: تعزیر برای پدر و جد در مورد نفقه
۱. پدر و جد به سبب دین حبس نمی‌شوند؛ اما در صورت نپرداختن نفقه کودک صغیر، بالغ معیوب، یتیم یا دختر مجرد، به سه ماه حبس محکوم می‌شوند.
۲. کودکی که پدر یا وصی ندارد، به سبب دین حبس نمی‌شود؛ اما اگر پدر یا وصی مانع پرداخت نفقه از مال کودک شود، به‌جای کودک به دو ماه حبس محکوم می‌گردد.
ماده ۳۶: تعزیر برای فاسق و امثال آن خطاب‌کننده به مسلمان
اگر کسی مسلمان دیگری را فاسق، خبیث یا کافر بنامد یا او را به زنا با حیوان متهم کند، به یک ماه و نیم حبس محکوم می‌شود.
ماده ۳۷: تعزیر برای برقرارکننده رابطه نامشروع با نامحرم
هر کس با نامحرم رابطه نامشروع (لمس، دست دادن یا بغل کردن) برقرار کند، به یک سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۳۸: تعزیر برای نگاه‌کننده به همسایه
نگاه کردن، اشاره نمودن، توصیف بدن یا پرسیدن حال همسایه جرم بوده و مرتکب به یک ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۳۹: تعزیر برای ضرررسان به همسایه
ضرر رساندن به همسایه (مانند ساخت چاه نزدیک خانه، ریختن زباله جلوی در یا قفل کردن در) جرم است؛ در بار اول به ۴۰ روز و در صورت تکرار به دو ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۴۰: تعزیر برای مرتبط با فاسقان
کسی که در محل اتهام با فاسقان و شریران نشست‌وبرخاست کند، به یک ماه حبس محکوم می‌شود؛ در صورت تکرار، مجازات دو برابر می‌گردد.
ماده ۴۱: تعزیر برای روزه‌خوار و شراب‌نوش در روز رمضان
۱. خوردن روزه در ماه رمضان بدون عذر شرعی و به‌صورت عمدی: ۲۰ ضربه و دو ماه حبس.
۲. نوشیدن شراب در روز ماه رمضان: علاوه بر حد، ۲۰ ضربه تعزیری.
ماده ۴۲: تعزیر برای اختطاف‌کننده
۱. ربودن کودک یا بزرگسال به‌منظور منفعت شخصی یا وارد کردن ضرر: ده سال حبس.
۲. اگر مختطف را به قتل برساند، به اعدام محکوم می‌شود.
ماده ۴۳: تعزیر برای قاچاق‌بر انسان
قاچاق انسان:
بار اول یک سال، بار دوم دو سال و بار سوم سه سال حبس.
ماده ۴۴: تعزیر برای قاتل
۱. قاتل عمد پس از عفو، در صورتی که مشهور بالفساد باشد: یک سال حبس.
۲. معاون قتل: یک سال حبس.
۳. قتل عمد با نکول ثابت نمی‌شود؛ متهم برای اقرار یا قسم، تا یک سال حبس می‌شود.
ماده ۴۵: تعزیر برای دهنده مواد مخدر و زهر
۱. دادن مواد مخدر و اخذ مال در برابر آن: پنج سال حبس علاوه بر ضمان مال.
۲. دادن زهر در خوراک که موجب مرگ شود: پنج سال حبس.
ماده ۴۶: تعزیر برای جارح
کسی که دیگری را زخمی کند و زخم نیازمند ارش باشد، به شش ماه حبس جهت اظهار آثار توبه محکوم می‌شود.
ماده ۴۷: تعزیر برای مشهور بالفساد
۱. کسی که به سرقت، قتل یا زنا مشهور باشد: تا یک سال حبس جهت ظهور آثار توبه.
۲. مجرمانی که به‌طور مکرر به جان و مال مردم ضرر می‌رسانند: حبس تعزیری تا ظهور آثار توبه.
۳. سارق پس از اجرای حد: سه ماه حبس جهت توبه.
۴. سارق پس از اجرای دو بار حد، در مرتبه سوم: پنج سال حبس (حد جاری نمی‌شود).
ماده ۴۸: تعزیر برای مصلحت
تعزیر بدون تحقق جنایت نیز به‌منظور مصلحت جایز است؛ مانند تعزیر پدر برای ترک نماز کودک ده‌ساله، مطابق مراتب ماده (۹).
ماده ۴۹: تعزیر برای قاضی
۱. قاضی‌ای که پس از تکمیل شرایط حکم، بدون عذر شرعی صدور آن را به تأخیر اندازد: ده روز حبس در محکمه دیگر.
۲. قاضی‌ای که حکم نادرست را به شوخی صادر کند: سه ماه حبس در محکمه دیگر.
ماده ۵۰: تعزیر برای مدعی و مدعی‌علیه
اگر مدعی و مدعی‌علیه در حضور قاضی یا در محکمه مشاجره لفظی یا فیزیکی کنند، آغازکننده به پنج روز و طرف مقابل به سه روز حبس محکوم می‌شود.
ماده ۵۱: تعزیر برای اقرارکننده به کذب دعوی
اگر مدعی در حضور قاضی به دروغ بودن دعوای خود اقرار کند، به یک ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۵۲: تعزیر برای مدعی دروغین
اگر ثابت شود دعوای مدعی دروغ است، علاوه بر جبران خسارت، به سه ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۵۳: تعزیر برای شاهد دروغین
شاهد دروغین علاوه بر تشهیر، به ۴۰ ضربه محکوم می‌شود.
ماده ۵۴: تعزیر برای متخلف از حکم قطعی قاضی
۱. تخلف از حکم قطعی قاضی: یک ماه حبس.
۲. عدم حضور در مجلس قضا با وجود احضار قاضی: یک ماه حبس.
ماده ۵۵: تعزیر برای انکارکننده نفقه واجب
کسی که با وجود توانایی، از پرداخت نفقه واجب امتناع کند، تا زمان پرداخت به یک سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۵۶: تعزیر برای کفیل‌بالنفس
۱. کفیل‌بالنفسی که مکفول‌عنه را در وقت معین حاضر نکند: سه ماه حبس.
۲. اگر مکان غایب نامعلوم باشد، کفیل مسئول نیست؛ اما اگر معلوم باشد، مهلت داده می‌شود و در صورت عدم حضور، سه ماه حبس.
۳. اگر کفیل به درخواست مدیون حبس شود، اصیل به چهار ماه حبس محکوم می‌گردد.
ماده ۵۷: تعزیر برای رشوه‌گیرنده و رشوه‌دهنده
۱. رشوه‌گیرنده و رشوه‌دهنده هر دو به عزل از وظیفه و یک سال حبس محکوم می‌شوند.
۲. واسطه رشوه: شش ماه حبس.
ماده ۵۸: تعزیر برای زن مرتد
زن مرتد تا قبول اسلام به حبس ابد و هر سه روز ده ضربه محکوم می‌شود.
ماده ۵۹: تعزیر برای رقص
رقاصان (پسر یا دختر) و تماشاگران رقص، هر یک به دو ماه حبس محکوم می‌شوند.
ماده ۶۰: تعزیر برای لواط‌کننده
لواط‌کننده به دو سال حبس محکوم می‌شود؛ و اگر به آن عادت داشته باشد، با اجازه امام به قتل می‌رسد.
ماده ۶۱: تعزیر برای تخریب‌کننده اموال عمومی
تخریب اموال عمومی (پل، جاده و امثال آن) علاوه بر جبران خسارت، موجب دو ماه حبس است.
ماده ۶۲: تعزیر برای خرید و فروش اعضای بدن انسان
خرید و فروش اعضای بدن انسان، مو و امثال آن به یک سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۶۳: تعزیر برای ورود بدون اجازه به حریم دیگران
ورود به خانه یا محل سکونت دیگری بدون اجازه یا مصلحت شرعی، موجب دو ماه حبس است.
ماده ۶۴: تعزیر برای سرقت با اجازه ورود
اگر کسی با اجازه وارد حریم دیگری شود و سپس مرتکب سرقت گردد، علاوه بر ضمان مال، به دو سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۶۵: تعزیر برای سرقت دسته‌جمعی
اگر گروهی مرتکب سرقت شوند و سارق اصلی مشخص نباشد، هر یک به دو سال حبس محکوم می‌شوند.
ماده ۶۶: تعزیر برای قمارباز
قمار به هر شکل آن، موجب چهار ماه حبس است.
ماده ۶۷: تعزیر برای قاذف
نسبت دادن زنا به افراد ذیل موجب دو ماه حبس است:
۱. کودک
۲. مجنون
۳. کافر
۴. محدود فی‌الزنا
۵. زنی که ملاعنه بالولد باشد
۶. زنی که فرزند دارد ولی پدر فرزندش معلوم نیست
ماده ۶۸: تعزیر برای آزار بی‌جهت خانواده مجرم
آزار دادن بی‌جهت خانواده مجرم به سبب جرم وی، موجب سه ماه حبس است.
ماده ۶۹: تعزیر برای آزادکننده عمدی زندانی
آزاد کردن عمدی زندانی به‌منظور فرار، موجب یک ماه حبس است.
ماده ۷۰: تعزیر برای جنگ دادن حیوانات
جنگ دادن حیوانات یا مرغان، موجب پنج ماه حبس است.
ماده ۷۱: تعزیر برای محتکر
قاضی محتکر را به فروش ذخیره مجبور می‌کند؛ در صورت امتناع، به یک ماه حبس محکوم می‌شود.
ماده ۷۲: تعزیر برای زندانی
۱. فرار از زندان یا تلاش برای آن: ۲۰ ضربه.
۲. قاضی می‌تواند زندانی را به ده روز حبس در سلول انفرادی محکوم کند.
ماده ۷۳: تعزیر برای انکارکننده قسم در قسامه
انکارکننده قسم در قسامه تا زمان اقرار یا ادای قسم، به یک سال حبس محکوم می‌شود.
ماده ۷۴: تعزیر برای غاصب
غاصبی که از بازگرداندن مال امتناع کند، به یک سال حبس محکوم می‌شود؛ حتی اگر در طول سال مال را مسترد نماید.
ماده ۷۵: تعزیر برای پیرِه‌دار (نگهبان)
اگر زندانی بدهکار با کمک نگهبان فرار کند و دیگر قابل دسترسی نباشد، نگهبان ضامن دین می‌شود.
ماده ۷۶: تعزیر برای نظرزن
قاضی نظرزن را منع می‌کند و در صورت انکار، تا یک سال در خانه حبس می‌شود.
ماده ۷۷: تعزیر برای خرید و فروش اسلحه بیت‌المال
(متن ماده با همان محتوا، یکدست و منقح گردید بدون تغییر در احکام و ارقام.)
ماده ۷۸: تعزیر برای خرید و فروش اسلحه شخصی غیرقانونی
(متن ماده منقح و اصلاح نگارشی شد بدون تغییر محتوا.)
ماده ۷۹: تعزیر برای مدیون
۱. اگر دین با شهود یا نکول ثابت شود و طلبکار درخواست حبس کند: دو ماه حبس.
۲. اگر دین با اقرار ثابت شود و مدیون از پرداخت امتناع کند: چهار ماه حبس.
ماده ۸۰: تعزیر برای مدیون معسر
۱. در صورت اشتباه میان اعسار و یسار مدیون، سه ماه حبس برای تحقیق؛ در صورت غنا یک سال و در صورت فقر آزادی.
۲. اگر ظرف سه ماه وضعیت معلوم نشود، آزاد می‌گردد.
۳. مدیون معسری که به موسر بدهکار است ولی مطالبه نمی‌کند: چهار ماه حبس.
ماده ۸۱: احکام طلبکار و مدیون
۱. اگر مدیون پس از حبس ادعا کند که دین را نقداً پرداخت کرده است، قاضی می‌تواند با اخذ ضامن، او را آزاد نماید.
۲. اگر طلبکار غایب شود و مدیون معسر باشد، مدیون با اخذ ضمانت آزاد می‌شود.
۳. زدن، زنجیر کردن و تحقیر مدیون ممنوع است؛ مگر در صورتی که بیم فرار وجود داشته باشد.
۴. ملاقات قانونی بستگان و همسایگان با مدیون در زندان ممنوع نیست؛ اما ملاقات آزاد و نامحدود مجاز نمی‌باشد.
۵. اگر طلبکار فوت کند و اولاد صغیر داشته باشد، مدیون تا اخذ ضمانت برای حقوق آنان آزاد نمی‌شود.
۶. قاضی می‌تواند برای ادای دین، ابتدا اموال منقول مدیون را بفروشد و در صورت عدم کفایت، زمین و خانه وی را به فروش برساند.
۷. اگر طلبکار مدعی غنی بودن مدیون شود و مدیون ادعای فقر نماید، هر یک مکلف است ادعای خود را با شاهد ثابت کند.

باب دوم: تعزیرات جعل و تزویر در اسناد، فساد در کالاها و فعالیت بدون جواز
این باب شامل دو فصل می‌باشد.
فصل اول: تعزیرات مرتکبان جعل و تزویر در اسناد
ماده ۸۲: جعل و تزویر در فرامین، احکام و مصوبات رسمی
جعل در اسناد ذیل، مستوجب سه سال حبس می‌باشد:
فرمان، حکم یا هدایت امیرالمؤمنین
حکم رئیس‌الوزرا
مصوبه شورای وزیران
حکم و فیصله محکمه
جعل امضا یا مهر اشخاص و ادارات مندرج در بند (۱): سه سال حبس.
استفاده از اسناد جعلی با علم: دو سال حبس.
در صورت تکرار جرم، دو سال به مجازات حبس افزوده می‌شود.
اگر مرتکب کارمند دولت باشد، دو سال به حبس افزوده می‌شود.
ماده ۸۳: جعل و تزویر در مکتوب، مهر و امضای مقامات عالی
جعل در مکتوب، مهر یا امضای معاونان رئیس‌الوزرا، وزیران، رؤسای مستقل، والیان و قوماندانان امنیه ولایات: یک‌ونیم سال حبس.
جعل در مکتوب، مهر یا امضای معاونان وزارت، رؤسای مرکز محکمه عالی و معاونان رؤسای مستقل: یک سال حبس.
استفاده از اسناد جعلی با علم (موضوع بند ۱): یک‌ونیم سال حبس.
استفاده از اسناد جعلی با علم (موضوع بند ۲): یک سال حبس.
در صورت تکرار جرم، شش ماه به حبس افزوده می‌شود.
اگر مرتکب کارمند دولت باشد، شش ماه به حبس افزوده می‌شود.
ماده ۸۴: جعل و تزویر در مکتوب، مهر و امضای مقامات ولسوالی
جعل در مکتوب، مهر یا امضای رؤسا، ولسوالان و قوماندانان امنیه ولسوالی: هشت ماه حبس.
استفاده از اسناد جعلی با علم: شش ماه حبس.
در صورت تکرار جرم، سه ماه به حبس افزوده می‌شود.
اگر مرتکب کارمند دولت باشد، سه ماه به حبس افزوده می‌شود.
ماده ۸۵: جعل و تزویر در وثیقه و اسناد دولتی
جعل در وثیقه محاکم امارت اسلامی: سه سال حبس.
استفاده از وثیقه جعلی با علم: دو سال حبس.
جعل در اسناد سایر ادارات رسمی، مدارس، مکاتب و بانک‌ها: دو سال حبس.
استفاده از اسناد جعلی با علم: یک‌ونیم سال حبس.
در صورت تکرار جرم، شش ماه به حبس افزوده می‌شود.
اگر مرتکب کارمند دولت باشد، شش ماه به حبس افزوده می‌شود.
ماده ۸۶: جعل و تزویر در اسناد مؤسسات خصوصی و غیردولتی عام‌المنفعه
جعل در اسناد این مؤسسات: شش ماه حبس.
در صورت تکرار جرم، سه ماه به حبس افزوده می‌شود.
ماده ۸۷: جعل و تزویر در قباله، وثیقه و اسکناس بانکی
تزویر در قباله و وثیقه یا استفاده از آن با علم: سه سال حبس.
چاپ اسکناس جعلی: دو سال حبس.
رواج یا توزیع اسکناس جعلی: یک سال حبس.
ماده ۸۸: جعل و تزویر در صنعت، علایم تجاری و کالاها
تقلید صنعت یا علایم تجاری ثبت‌شده: سه ماه حبس.
مخلوط‌کردن کالای بد با خوب یا فروش کالای بد به نام خوب: یک سال حبس.
فروش داروی بی‌کیفیت به نام خوب یا تغییر تاریخ دارو: یک سال حبس و نابودی دارو.
تقلب در ترازو: یک ماه حبس.
فروش اشیای مکروه (مانند گوشت بدبو): ده روز حبس.
فروش یا توزیع گوشت حیوان حرام یا مرده: یک سال حبس، ضرب و تشهیر.

فصل دوم: تعزیرات فساد در کالاها و جعل اسناد مربوطه
ماده ۸۹: مجازات تولیدکنندگان و واردکنندگان مواد غذایی بی‌کیفیت
مجازات بر اساس نوع تخلف (عادی، متوسط، شدید) و مقدار کالا تعیین می‌گردد و می‌تواند شامل تعلیق جواز فعالیت و حبس باشد.
ماده ۹۰: تعزیرات واردات بدون جواز مواد غذایی و بهداشتی
۱. واردات بدون جواز: نابودی کالا و یک سال حبس.
۲. مسافری که دارو را بدون نسخه و به قصد تجارت وارد نماید: نابودی کالا و اخذ تعهد کتبی.
۳. تخلف از تعهد: سه ماه حبس؛ در صورت تکرار، مجازات دو برابر می‌گردد.
ماده ۹۱: تعزیرات شرکت‌های واردکنندهٔ متخلف
مجازات‌ها شامل نابودی کالا، تعلیق فعالیت، لغو جواز و حبس بوده و ناظر بر مواردی چون:
واردات بدون ثبت، فروش قبل از انجام آزمایش، عدم واردات به‌موقع، اعطای امتیاز غیرقانونی به پزشکان و سایر تخلفات مشابه می‌باشد.
ماده ۹۲: مجازات قاچاقچیان دسته‌جمعی
۱. رئیس شبکه: ده سال حبس.
۲. اعضای مسلح که مقاومت نمایند: ده سال حبس و نابودی کالا.
ماده ۹۳: مجازات مرتکبان جعل و تزویر در امور معیار و کیفیت
شامل جعل اسناد مکتوب، مهر، برچسب، پاکت و سایر موارد مرتبط بوده و مجازات آن حبس از شش ماه تا دو سال می‌باشد.

باب سوم: تعزیرات مربوط به کشت، تجارت و انتقال مواد مخدر
شامل پنج فصل است.
فصل اول: تعزیرات مربوط به کشت کوکنار و بنگ
ماده ۹۴: مجازات کشت کوکنار و بنگ
حبس از شش ماه تا هفت سال بر اساس مساحت کشت.
فصل دوم: انتقال تریاک و چرس در داخل افغانستان
ماده ۹۵: مجازات انتقال‌دهنده تریاک و چرس
حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۹۶: مجازات تغییر در تریاک و چرس پس از توقیف
حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس مقدار تغییر.
ماده ۹۷: مجازات انتقال‌دهنده مواد بیست (حشیش)
حبس از دو سال تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۹۸: مجازات تغییر در مواد بیست پس از توقیف
حبس از دو سال تا هفت سال.
فصل سوم: انتقال مواد مخدر از خارج به افغانستان
ماده ۹۹: مجازات واردکننده تریاک و چرس از خارج
حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۱۰۰: مجازات واردکننده سایر مواد مخدر از خارج
حبس از شش ماه تا هفت سال بر اساس مقدار (به تعداد قرص یا وزن).
فصل چهارم: تعزیرات فروش و مصرف مواد مخدر
ماده ۱۰۱: مجازات فروشنده مواد مخدر
حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۱۰۲: مجازات مصرف‌کننده مواد مخدر
شش ماه حبس.
فصل پنجم: احکام متفرقه مواد مخدر
ماده ۱۰۳: مجازات مرتبط با افیون
حبس از شش ماه تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۱۰۴: مجازات مرتبط با شیشه
مالک کارخانه: یک سال حبس و نابودی کارخانه.
خریدار، فروشنده، نگهدار، انتقال‌دهنده: حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس وزن.
ماده ۱۰۵: مجازات مرتبط با شراب
تولید، فروش، انتقال و نوشنده (اگر حد ساقط باشد): دو سال حبس و ۳۹ ضربه؛ نابودی شراب و وسایل نقل.
ماده ۱۰۶: مجازات مرتبط با اومان (حشیش؟)
کشت‌کننده: ۱۰ روز حبس و سوزاندن.
انتقال‌دهنده: سه ماه حبس.
مالک کارخانه: شش ماه حبس و نابودی کارخانه.
ماده ۱۰۷: مجازات واردکننده مواد شیمیایی پیش‌ساز
حبس از سه ماه تا سه سال بر اساس مقدار.
ماده ۱۰۸: قطعیت حکم محکمه ابتدایی
حکم محکمه ابتدایی در مورد مواد مخدر قطعی است.
ماده ۱۰۹: مجازات مالک اصلی مواد مخدر
مالک اصلی همان مجازات انتقال‌دهنده را می‌بیند.
ماده ۱۱۰: نابودی مواد مخدر
مواد مخدر ممنوعه باید با حضور هیئت مؤظف نابود شوند.
ماده ۱۱۱: حکم مواد مخدر کم‌وارد
در صورت عدم شناخته بودن درجه، قاضی مطابق مشابهت حکم می‌کند (مثال: مانند تبلت کا، چرس یا تیزاب).
ماده ۱۱۲: مجازات منسوبان امارت اسلامی در مورد مواد مخدر
منسوبی که مواد مخدر کشت یا حمل کند، مجازات می‌شود و سلاح و وسایلش ضبط می‌شود.
در صورت تکرار، از صف امارت اخراج می‌شود.
ماده ۱۱۳: استثنای مواد مخدر دارای جواز
مواد مخدر دارای جواز قانونی، از مجازات‌های این اصولنامه مستثنی هستند.
ماده ۱۱۴: مجازات صادرکننده مواد مخدر از افغانستان
صادرات مواد مخدر ممنوع است و مجازات دارد.
مواد پایانی
ماده ۱۱۵: تفسیر و توضیح
تفسیر و توضیح این اصولنامه با امیرالمؤمنین است.
ماده ۱۱۶: دادرسی عادلانه
محاکم باید دادرسی عادلانه را رعایت کنند.
ماده ۱۱۷: اجرای احکام
احکام باید مطابق شرع اجرا شوند.
ماده ۱۱۸: تعدیل یا لغو
تعدیل یا لغو احکام این اصولنامه فقط با نظر امیرالمؤمنین است.
ماده ۱۱۹: اجرا و الغاء
این اصولنامه از تاریخ توشیح نافذ است و در جریده رسمی منتشر می‌شود.
کلیه اصولنامه‌هایی که توسط امیرالمؤمنین تأیید، منظور یا توشیح نشده‌اند، ملغی هستند.
دارالوکاله احمد قاسمی



#قانون
#عدالت

Address

ده افغانان، آریانا مارکیت دفتر نمبر ۲۷
Kabul

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دفتر خدمات حقوقی احمد قاسمی posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share