دار الإفتاء دار العلوم كابل

سؤال :اگر دو نفر مسلمان در عقد اجاره شرط کنند که اگر هر کدام از: صاحب منزل یا اجاره نشین، قبل از اتمام مدت اجاره، عقد اج...
25/03/2016

سؤال :
اگر دو نفر مسلمان در عقد اجاره شرط کنند که اگر هر کدام از: صاحب منزل یا اجاره نشین، قبل از اتمام مدت اجاره، عقد اجاره را فسخ کند، پول یک ماه اجاره را، بعنوان
جریمه به دیگری پرداخت کند؛ آیا دادن یا گرفتن این پول برای این دو نفر جایز است؟
جواب:
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی خیر خلقه محمد و آله و صحبه اجمعین.
نه جایز نیست، اصلا این عقدِ اجاره از اول فاسد است و الزام آور نیست؛ چون این چنین شرط با مقتضای عقد اجاره در تضاد است و به نفع یک طرف میشود، و این منفعت مشروط، یا ربا است و یا شبه ربا، در هر دو صورت جایز نیست.
لذا گرفتن این پول و دادن آن شرعا مانند گرفتن ربا و دادن ربا محسوب میشود و حرام است چنانچه الله متعال میفرماید:
{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ} [النساء: 29]
ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از راههای نامشروع) نخورید، مگر اینکه تجارتی با رضایت شما (انجام گرفته) باشد.
عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا .... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم -: «مَا بَالُ أُنَاسٍ يَشْتَرِطُونَ شُرُوطًا لَيْسَتْ فِي كِتَابِ اللَّهِ، مَنِ اشْتَرَطَ شَرْطًا لَيْسَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَلَيْسَ لَهُ وَإِنْ شَرَطَ مِائَةَ مَرَّةٍ، شَرْطُ اللَّهِ أَحَقُّ وَأَوْثَقُ». رواه البخاري
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است كه: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «چرا بعضي از مردم، شرطهايي مي گذارند كه در كتاب خدا نيست؟ هركس، شرطي بگذارد كه در كتاب خدا وجود ندارد، آن شرط، باطل است. اگر چه، صد بار هم شرط بگذارد. (بايد دانست كه) شرط خداوند سزاوارتر و محكم تر است». (كه انجام گيرد).
علامه بدر الدین عینی رحمه الله در شرح بخاری، در تشریح این حدیث میفرماید:
اگر کسی در بیع و معامله شرطی را وضع کند که با مقتضای عقد مناسب نباشد، طبق این حدیث، این معامله جایز نیست، و بر این مسأله اج**ع صورت گرفته است.
قَوْله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم: (كل شَرط) إِلَى آخِره، صَرِيح فِي إبِطَال كل شَرط لَيْسَ لَهُ أصل فِي كتاب الله تَعَالَى، وَقَامَ الْإِجْمَاع على أَن من شَرط فِي البيع شرطا لَا يحل أَنه لَا يجوز، عملا بِهَذَا الحَدِيث. عمدة القاري شرح صحيح البخاري دار إحياء التراث العربي – بيروت: (11/ 288)
در حدیث مذکور اگر چه بیع ذکر شده اما از نظر فقهی مسأله اجاره بمنزله بیع است، و چون عقد بیع بشروط فاسده فاسد میشود؛ اجاره هم با شروط فاسده، فاسد میشود.
در کتاب الهدایه از فقه حنفی به این امر تصریح شده است:
قال: "الإجارة تفسدها الشروط كما تفسد البيع"؛ لأنه بمنزلته، ألا ترى أنه عقد يقال ويفسخ. الهداية في شرح بداية المبتدي دار احياء التراث العربي (3/ 237) / كتاب الإجارات/ باب الإجارة الفاسدة.
علامه علاء الدین کاشانی رحمه الله در بدائع الصنائع میفرماید:
عقد اجاره با شروطِ فاسده، فاسد میشود، شرطِ که منافی مقتضای عقد اجاره باشد و در عقد اجاره بعنوان شرط تعیین شود، و برای یک طرف منفعت داشته؛ این چنین منفعت، یا عین ربا است و یا شبهه ربا محسوب میشود در هر دو صورت عقد اجاره را فاسد می کند.
وَأَمَّا الَّذِي يَرْجِعُ إلَى رُكْنِ الْعَقْدِ فَخُلُوُّهُ عَنْ شَرْطٍ لَا يَقْتَضِيهِ الْعَقْدُ وَلَا يُلَائِمُهُ حَتَّى لَوْ أَجَرَهُ دَارِهِ عَلَى أَنْ يَسْكُنَهَا شَهْرًا ثُمَّ يُسَلِّمَهَا إلَى الْمُسْتَأْجِرِ أَوْ أَرْضًا عَلَى أَنْ يَزْرَعَهَا ثُمَّ يُسَلِّمَهَا إلَى الْمُسْتَأْجِرِ أَوْ دَابَّةً عَلَى أَنْ يَرْكَبَهَا شَهْرًا أَوْ ثَوْبًا عَلَى أَنْ يَلْبَسَهُ شَهْرًا ثُمَّ يُسَلِّمَهُ إلَى الْمُسْتَأْجِرِ فَالْإِجَارَةُ فَاسِدَةٌ لِأَنَّ هَذَا شَرْطٌ لَا يَقْتَضِيهِ الْعَقْدُ وَأَنَّهُ شَرْطٌ لَا يُلَائِمُ الْعَقْدَ، وَزِيَادَةُ مَنْفَعَةٍ مَشْرُوطَةٍ فِي الْعَقْدِ لَا يُقَابِلُهَا عِوَضٌ فِي مُعَاوَضَةِ الْمَالِ بِالْمَالِ يَكُونُ رِبًا أَوْ فِيهَا شُبْهَةُ الرِّبَا وَكُلُّ ذَلِكَ مُفْسِدٌ لِلْعَقْدِ. بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع دار الكتب العلمية: (4/ 194)

دار الافتاء دار العلوم کابل
4 جمادی الثانی 1437 هجری قمری
23/13/ 1394 هجری شمسی

سوال:همشيره كلان من از زن کاکایم توسط پیاله شیر خورده است اما من خودم شیر نخورده ام در صورت مذکور آیا من میتوانم با دختر...
27/02/2016

سوال:
همشيره كلان من از زن کاکایم توسط پیاله شیر خورده است اما من خودم شیر نخورده ام در صورت مذکور آیا من میتوانم با دختر کاکایم ازدواج كنم؟
جواب:
الحمد لله رب العالمین والصلاة و السلام على محمد و آله وأصحابه أجمعين.
بلي ميتوانيد ازدواج نمائید، چون دختر کاکاي شما، خواهر شما نمیشود بلکه خواهر رضاعی برای خواهر نسبی شما میشود؛ همین صورت از نسب هم جایز است؛ یعنی ازدواج با دختر مادر اندر از شوهر دیگر، شرعا جایز است؛ و یا به تعبیری ازدواج شخص با خواهر خواهر نسبی از مادر دیگر جایز است مانند اینکه زنی، برادري از پدر داشته باشد (یعنی از مادر جدا باشد) و خواهري از مادر داشته باشد (یعنی از پدر جدا باشد)، این دو اگر چه خواهر و برادر اين زن ميشوند اما بین خودشان شرعا بیگانه هستند، و متوانند با هم دیگر ازدواج نمایند، لذا در صورت رضاع بطریق أولی جایز است.
قَالَ اللهُ تَعَالَى: {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا} {وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} [النساء: 23 ـــــــــ 24]
ترجمه: بر شما مادرانتان حرام شده است و دخترانتان و خواهرانتان و عمه هايتان و خاله هايتان وبرشما حرام شده است دختران برادر و برشما حرام شده است دختران خواهر و برشما حرام شده است آن مادران شما كه شما را شير داده اند و برشما حرام شده است خواهران رضاعي شما و بر شما حرام شده است مادران زنانتان و بر شما حرام شده است دختران زنانتان كه در كنار شماپرورش يافته اند، از بطن آن زنانتان كه با آنان همبستر شده ايد پس اگر با آنها همبستر نشده ايد، بر شما گناهي نيست و برشما حرام شده است زنان پسرانتان كه از پشت شما باشند و بر شما حرام شده است اين كه جمع كنيد ميان دو خواهرمگر آنچه گذشته است. و زنان شوهردار بر شما حرام شده است به استثناي زناني كه مالك آنان شده ايد اين فريضه الهي است كه بر شما مقرر شده است و بر شما سواي اين محرمات حلال است ، كه طلب نكاح كنيد به اموال خويش در حاليكه قصد شما عفت و پاکدامنی است نه شهوت راندن.
پس آيه كريمه بر تحريم هفت كس از نسب دلالت مي كند كه عبارتند از:
1 ـ مادر و مادر بزرگ ها، هرچند كه در مرتبه هاي بالاتر قرار داشته باشند. 2 ـ دختر و دختران فرزندان ، هرچند كه در مرتبه هاي پايين تر قرار داشته باشند. 3 ـ خواهر. 4 ـ عمه . 5 ـ خاله . 6 ـ دختر برادر. 7 ـ دختر خواهر.
چنان كه آيه كريمه بر تحريم شش كس از غير نسب نيز دلالت دارد، كه عبارتند از:
1 ـ مادر رضاعي. 2 ـ خواهر رضاعي. و مانند آن است تمام اصول و فروع زن شيرده. 3 ـ دختران زناني كه با مادرانشان مقاربت انجام گرفته است . 4 ـ زنان پسران .
بناء در آيات فوق حرمت خواهر رضاعي خواهر نسبی، ذكر نشده است؛ بلکه در حکم (وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ) داخل است و حلال شمرده میشود.
علامه سرخسي حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقل كرده كه ميفرمايد:
بَلَغَنَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - أَنَّهُ قَالَ: «يَحْرُمُ مِنْ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنْ النَّسَبِ» متفق عليه
ترجمه: از رسول الله صلى الله عليه و سلم رسیده است که فرموده اند: آنچه از نسب حرام است از رضاع هم حرام است.
و بعد میفرماید: و این دلیل است بر اینکه، رضاع از اسباب تحریم است و رضاعت در امر حرمت بمنزله نسب است.
وَفِيهِ دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ الرَّضَاعَ مِنْ أَسْبَابِ التَّحْرِيمِ، وَأَنَّهُ بِمَنْزِلَةِ النَّسَبِ فِي ثُبُوتِ الْحُرْمَةِ. المبسوط للسرخسي چاپ دار المعرفة - بيروت (5/ 132)
يعني آنچه بسبب نسب حرام است به سبب رضاع هم حرام است و آنچه بسبب نسب حرام نیست به سبب رضاع هم حرام نیست.
مثلا زنی برادری از پدر داشته باشد (یعنی از مادر جدا باشد) و خواهری از مادر داشته باشد (یعنی از پدر جدا باشد) این دو اگر چه خواهر و برادر اين زن ميشوند اما بین خودشان شرعا بیگانه هستند و متوانند با هم دیگر ازدواج نمایند، بهمین صورت در مسأله رضاع هم جایز است؛ مثلا زني، برادری از پدر و مادر نسبی دارد، و خواهری از طریق پدر و مادر رضاعی دارد، در این صورت اگر چه هر دوی ایشان برای این زن شرعا خواهر و برادر محسوب میشوند اما بین خودشان شرعا بیگانه هستند، و میتوانند با هم ازدواج کنند.
علامه سرخسي همين صورت را در کتاب خودش "المبسوط" بصراحت تمام بیان کرده است:
وَكَذَلِكَ يَتَزَوَّجُ أُخْتَ أُخْتِهِ مِنْ الرَّضَاعِ وَمِثْلُهُ مِنْ النَّسَبِ يَحِلُّ؛ لِأَنَّهُ إذَا تَزَوَّجَ أُخْتَ أُخْتِهِ مِنْ النَّسَبِ يَحِلُّ ذَلِكَ بِأَنْ كَانَ لَهُ أَخٌ لِأَبٍ وَأُخْتٌ لِأُمٍّ فَلِأَخِيهِ لِأَبِيهِ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُخْتَهُ لِأُمِّهِ؛ لِأَنَّهُ لَا نَسَبَ بَيْنَهُمَا مُوجِبٌ لِلْحُرْمَةِ فَكَذَلِكَ فِي الرَّضَاعِ. المبسوط للسرخسي چاپ دار المعرفة - بيروت (5/ 137)
در بدائع الصنائع هم به این مسأله تصریح شده است:
وَكَذَا يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُخْتَ أُخْتِهِ مِنْ الرَّضَاعِ وَهَذَا ظَاهِرٌ. بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع چاپ دار الكتب العلمية – بيروت (4/ 5)
و همچنان علامه عبد الحی اللکنوی در عمدة الرعایة همين صورت را ذکر نموده است:
قوله: كأخٍ من الأب؛ صورته أن يكون لك أخ من الأب؛ أي يكون أبوك وأبوه واحد، أو أمّك غير أمّه بأنّ تزوّج أبوك امرأتين إحداهما أمّك والثانية أمّ أخيك، وكانت لأخيك المذكور أختٌ من الأم بأن كانت أمّه متزوّجة قبل أبيك بزوجٍ آخر، فولدت منه بنتاً فهي حلالٌ عليك اتّفاقاً. عمدة الرعاية بتحشية شرح الوقاية مكتبه رشيديه پاکستان (2/ 67)
در فتاوای دار العلوم دیوبند هم، بهمین منوال فتوا داده شده است. فتاوای دار العلوم دیوبند چاپ مکتبه فاروقیه پیشاور: ج 8 ص 307

دار الإفتاء دار العلوم کابل
16 جمادی الأولی 1437 هــــــ قمری
6/12/1394 هــــــ شمسی

حکم شرایط در عقد نکاحبسم الله الرحمن الرحیمسوال:زنی هنگام عقد نکاح, بر شوهر شرطی می گذارد که مقتضی عقد باشد, آیا شوهر می...
24/02/2016

حکم شرایط در عقد نکاح
بسم الله الرحمن الرحیم
سوال:
زنی هنگام عقد نکاح, بر شوهر شرطی می گذارد که مقتضی عقد باشد, آیا شوهر می تواند از شرط وضع شده مخالفت کند؟ و در صورت مخالفت, شرط گذارنده ( زن ) شرعا حق دارد که نکاح را فسخ کند یا خیر؟.
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی خیر خلقه محمد وآله وصحبه اجمعین.
جواب:
نه خیر! شرطی که مناسب مقتضای عقد نکاح باشد و شوهر هم آن را پذیرفته باشد, واجب است که به آن وفا نماید و شوهر نمی تواند از اجرای شرایط وضع شده تخلف کند. و درصورتی که از به جا آوردن آن سر پیچی نماید, نزد احناف زن حق فسخ نکاح را ندارد.

شروطی که در نکاح گذارده می شود سه نوع اند:
1- شرطی که موافق دستورات الله و رسول است و مقصود نکاح و لازمه ای آن است, مانند اینکه: زن شرط کند شوهرش با او به نیکی رفتار کند و مصارف زند گی او را پرداخت نموده و به مایحتاج آن رسیدگی کند و میان او و زن دیگر عدل بر قرار شود, یا شوهر شرط کند: که زن بدون اجازه او از خانه بیرون نرود, بدون اجازه وی در مالش تصرف نکند.
حکم این شرط:
به اتفاق همه فقها وضع نمودن این شرایط جایز و وفا نمودن به آن واجب است.
قال الله تعالی:
{وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا} [الإسراء: 34].
ترجمه: و به عهد و پيمان (خود که با خدا يا مردم بسته ايد) وفا کنيد، چرا که از (شما روز قيامت درباره) عهد و پيمان پرسيده مي شود.
عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ وَسَلَّمَ أَحَقُّ الشُّرُوطِ أَنْ تُوفُوا بِهِ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ بِهِ الْفُرُوجَ. رواه البخاري في صحيحه (3/ 190)
ترجمه: ترجمه: عقبه بن عامر( مي گويد: رسول الله ( فرمود: «شروطي كه عمل كردن به آنها از همه شروط، لازم تر است، شروطي مي باشد كه بوسيله آنها همسر را حلال قرار ميدهيد» (شروط نكاح).
علامه عيني رحمه الله با نقل از نووی رحمه الله می فرماید: اکثر علما بر این نظر هستند که این حدیث محمول بر شروطی است که از مقاصد و مقتضای نکاح باشد.
وَقَالَ النَّوَوِيّ قَالَ الشَّافِعِي وَأكْثر الْعلمَاء هَذَا مَحْمُول على شُرُوط لَا تنَافِي مُقْتَضى النِّكَاح بل تكون من مُقْتَضَاهُ ومقاصده كاشتراط الْعشْرَة بِالْمَعْرُوفِ والإنفاق عَلَيْهَا وكسوتها وسكناها بِالْمَعْرُوفِ وَأَنه لَا يقصر فِي شَيْء من حُقُوقهَا وَيقسم لَهَا كَغَيْرِهَا. عمدة القاري شرح صحيح البخاري (13/ 299 ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت)
علامه فخر الدین زیلعی رحمه الله می فرماید: در حدیث ( فوق) بر وفا ی به عهد تأکید شده است و در صورت عدم ایفا فسخ نکاح از آن مفهوم نمی گردد.
وَلَا دَلِيلَ فِي الْحَدِيثِ عَلَى مُدَّعَاهُمْ؛ لِأَنَّهُ - عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ - جَعَلَهُ أَحَقَّ أَيْ بِالْإِيفَاءِ فَمِنْ أَيْنَ لَهُمْ الْفَسْخُ عِنْدَ فَوَاتِهِ. تبيين الحقائق شرح كنز الدقائق (2/ 149 ناشر:دار الكتاب الإسلامي ).
2- شروطي كه مخالف مقاصد نکاح و مخالف شریعت باشد.
ماننداینکه: زن شرط کند که: از شوهر اطاعت نکند, بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود, شوهر نفقه او را نپردازد‘ یا شرط کند که مرد همسر قبلی خویش طلاق دهد, و یا اینکه شوهر شرط کند: که به زن مهر ندهد.
و در نزد احناف عقد ازدواج با شرط فاسد, باطل نمی گردد بلکه شرط باطل می شود و نکاح جایز می باشد.
حکم این شرط:
گذاشتن چنین شرایط باطل است و وفا به آن لازم نیست.
قال رسول الله صلی الله علیه وسلم:
مَا بَالُ أُنَاسٍ يَشْتَرِطُونَ شُرُوطًا لَيْسَتْ فِي كِتَابِ اللَّهِ مَنْ اشْتَرَطَ شَرْطًا لَيْسَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَلَيْسَ لَهُ وَإِنْ شَرَطَ مِائَةَ مَرَّةٍ شَرْطُ اللَّهِ أَحَقُّ وَأَوْثَقُ. صحيح البخاري (3/ 152).
ترجمه: «چرا بعضي از مردم، شرطهايي مي گذارند كه در كتاب خدا نيست؟ هركس، شرطي بگذارد كه در كتاب خدا وجود ندارد، آن شرط، باطل است. اگر چه، صد بار هم شرط بگذارد. (بايد دانست كه) شرط خداوند سزاوارتر و محكم تر است». (كه انجام گيرد).
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا تَسْأَلْ الْمَرْأَةُ طَلَاقَ أُخْتِهَا لِتَسْتَفْرِغَ صَحْفَتَهَا وَلْتَنْكِحْ فَإِنَّ لَهَا مَا قُدِّرَ لَهَا. صحيح البخاري (16/ 450).
ترجمه: از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه مي گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «براي هيچ زني، جايز نيست كه خواهان طلاق خواهرش شود تا كاسه اش را خالي كند (و سهميه اش را به خود، اختصاص دهد) زيرا آنچه كه برايش مقدر شده است، به او خواهد رسيد».
علامه نووي رحمه الله مي فرمايد: معنی حدیث این است : برای زنی که می خواهد همسر مردی شود حرام است که از مرد بخواهد زنش را طلاق دهد؛ تا از نظر نفقه و معاشرت بدون رقیب باشد وحقوق مطلقه به او تعلق گیرد.
قال النووي: معني هذا الْحَدِيثِ نَهْيُ الْمَرْأَةِ الْأَجْنَبِيَّةِ أَنْ تَسْأَلَ الزَّوْجَ طَلَاقَ زَوْجَتِهِ وَأَنْ يَنْكِحَهَا وَيَصِيرَ لَهَا مِنْ نَفَقَتِهِ وَمَعْرُوفِهِ وَمُعَاشَرَتِهِ وَنَحْوِهَا مَا كَانَ لَلْمُطَلَّقَةِ فعبر عن ذلك باكتفاء ما في الصحفة مَجَازًا. شرح النووي على مسلم (9/ 193 ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت).
علامه بدرالدین عینی می فرماید: شروطی که مخالف مقتضای عقد باشد, وفا به آن لازم نیست بلکه شروط لغو ونکاح به مهر مثل صحیح می باشد.
وَأما شَرط يُخَالف مُقْتَضَاهُ كَشَرط أَن لَا يقسم لَهَا وَلَا يتسرى عَلَيْهَا وَلَا ينْفق عَلَيْهَا وَلَا يُسَافر بهَا وَنَحْو ذَلِك فَلَا يجب الْوَفَاء بِهِ بل يَلْغُو الشَّرْط وَيصِح النِّكَاح بِمهْر الْمثل. عمدة القاري شرح صحيح البخاري (13/ 299 ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت).
عَنْ يَحْيَى بِنْ أَبِي كَثِيْرٍ أَنَّ عَلِيَّاً أُتِيَ فِيَ امْرَأَةٍ تَزَوَّجَتْ رَجُلاً عَلَى أَنَّ عَلَيْهَا الصَّدَاقَ وبِيْدِهَا الفُرْقَةُ والجِمَاعُ ، فَقَالَ عَلِيٌّ : خَالَفْتَ السُّنَّةَ وَوَلَّيْتَ الأَمْرَ غَيْرَ أَهْلِهِ ، عَلَيْكَ الصِّدَاقُ وَبِيَدِكَ الجِمَاعُ والفُرْقَةُ , وَلَكَ السُّنَّةُ. مصنف ابن أبي شيبة (235) (4/ 354)
ترجمه: از یحی ابن کثیر روایت است که می فرماید: زنی نزد حضرت علی رضی الله عنه آورده شد که با مردی با این شرایط ازدواج نموده بود که مهر و جدایی و ج**ع در اختیار او باشد, حضرت علي رضي الله عنه فرمود: (با این کار) از سنت مخالف نمودی و کار را به غیر اهلش سپردی مهر بر شما است و اختیار ج**ع وفرقت هم به دست شما می باشد به این صورت موافق سنت می شود.
علامه ظفر احمد عثمانی در اعلاء السنن می فرماید: اثر روایت شده دلالت براین دارد که شرط ذکر شده دراین اثر فاسد است و بامقتضای عقد مخالف است پس معلوم است که شروط فاسده نکاح را فاسد نمی کند.
و فی إعلاء السنن: ودلالة اثر الباب علیه ظاهرة من أن الشروط المذکورة فی الأثر فاسدة, تخالف مقتضی العقذ و تستلزم قلاب الموضوع, والعقد قد وقع علی محل قابل ولم تعتبر, فعلم آن الشروط الفاسدة لا تفسد النکاح. اعلاء السنن ( 8/3717ط: مکتبه محمدیه کوئته).
3- شروط مسكوت عنها كه شرع به آن نه دستور داده است و نه از آن منع فرموده است و در اشتراط آن به يكي از زوجین منفعت باشد.
مانند: زن شرط بگذارد که شوهرش زن دیگری نگیرد, شب را جز با او سپری نکند, شوهرش او را از منزل و شهری که در آن زندگی می کند به جای دیگر منتقل نکند.
حكم اين شرط:
نزد احناف و جمهور علما این شرایط باطل است و عقد نکاح جایز می باشد.
عن عَمْرِو بْنِ عَوْفٍ الْمُزَنِيُّ، ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: المُسْلِمُونَ عَلَى شُرُوطِهِمْ، إِلاَّ شَرْطًا حَرَّمَ حَلاَلاً، أَوْ أَحَلَّ حَرَامًا. هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ. سنن الترمذي ت بشار (3/ 28)
ترجمه: "مسلمانان پايبند شرايط و قرار دادهايشان هستند، بجز شرطي که حرامي را حلال و يا حلالي را حرام کند ".
عن سَعِيدِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ السَّبَّاقِ،: أَنَّ رَجُلًا تَزَوَّجَ امْرَأَةً عَلَى عَهْدِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، وَشَرَطَ لَهَا أَنْ لَا يُخْرِجَهَا، فَوَضَعَ عَنْهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ الشَّرْطَ وَقَالَ: «الْمَرْأَةُ مَعَ زَوْجِهَا». السنن الصغير للبيهقي (3/ 82ناشر: جامعة الدراسات الإسلامية، باكستان) وقال الالباني: وإسناده صحيح , وجوده الحافظ فى " الفتح ". إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل (6/ 304)
ترجمه: از سعید بن عبید روایت است که می فرماید: مردی زمان حضرت عمر فاروق رضی الله عنه با زنی ازدواج نمود ومرد شرط گذاشت که همسرش را از منزلش بیرون نکند, ( بعد از رفع ماجرا نزد عمر) حضرت عمر رضي الله عنه شرط را منحل نمود وفرمود: زن با همسر خویش می باشد.
وفی الفقه الحنفی فی ثوبه الجدید:
یختلف حکم الشروط فی عقد الزواج: فمنها مایجب الوفاء به اتفاقا, وهو ماأمر الله به من إمساک بمعروف أوتسریح بإحسان والنفقة وحسن المعاشرة. ومنها مالا یوفی به اتفاقا, کسؤال طلاق أختها لما سیأتی فی الحدیث الشریف. ومنها ما اختلف فیه کاشتراط أن لا یتزوج علیها وأن لا یتسری أو لا ینقلها من منزلها إلی منزله. الفقه الحنفی فی ثوبه الجدید ( 2/93ط: المکتبة الحقانیة پاکستان).
فرد مسلمان زمانیکه وعده می نماید و جهت اجرای کاری تعهد می بندد, از لحاظ عقلی و شرعی و اخلاق اجتماعی ملزم است که به و عده خویش وفا نماید؛ چونکه وعده خلافی از نظر شریعت یکی از خصلت های منافق به شمار می آید و پیامبر علیه السلام در حدیثی می فرماید: «ثَلاثَةٌ أنَا خَصمُهُم يَومَ القَيَامَةِ» مِنهُم: «وَرَجُلٌ أعطَي بِي ثُمَّ غَدَرَ». رواه البخاري
(سه کس اند که در روز قيامت من دشمن آنان هستم.) يكي از آن ها: (كسي است كه چيزي به نام من داد سپس خيانت كرد. يعني وعده کرد و قسم خورد: به خدا قسم چنين مي كنم و چنان مي كنم، سپس خيانت مي كند.
دار الافتاء دار العلوم کابل
سه شنبه، 25/ربيع الأول/1437ه.ق
مصادف به 15/جدی/1394ه. ش

08/02/2016

حکم سوء ظن به خانواده (بخش 5 )
غیرت مشروع بجا و غیرت نا مشروع بیجا
جواب
از نگاه شرع مقدس اسلام میتوانید زندگی کنید و کدام مانع شرعی برای ادامه زندیگی وجود ندارد, بشرطیکه زن توبه کند و از کرده خود پیشمان باشد. برای تفصیل به جواب سوال نمبر2 مراجعه شود.
سوال:
۵- من شخصی هستم که در طول زندگی به زن نامحرم دست درازی نکرده ام، نمازهای خویش را اکثرا پنج وقت ادا می نمایم، از حرام پرهیز میکنم و میخواهم تمام امورات خود را در چوکات شریعت و اسلام انجام دهم از شما خواهشمندم در این بخش برایم توصیه و نصیحت کنید؟ تشکر از وقت که بجواب این سوالها برایم داده اید.
نصیحت:
در حقیقت منشأ همه این شکوک و وسوسوه ها، در درون وجود خود شما است و شما خود سبب اصلی این شک میباشید چون شما به شیطان رجیم جرأت و اجازه داده ایید تا در دل تان وسوسه و شک ایجاد کند, شاید بخاطر آن است که شما در باره حفاظت ناموس و غیرت کردن برای آن, بسیار افراط و زیاده روی کرده ایید, و شاید هم از همین دروازه افراط, شیطان وارد شده و شما را با خانواده تان با مشکل مواجه کند, چون هر عمل بد و گناه نقطه سیاهی در دل ایجاد میکند, و دل سیاه مکان و جایی برای وسوسه های شیطان است.
شوهر در قبال خانواده مسئول است:
شما مسئولیت دارید تا از خانواده خویش حفاظت کنید و آنها را آزار و آذیت نرسانید و اگر خدای نکرده شما در امر خانواده و اهل خویش کوتاهی کردید و بخاطر شک و وسوسه های نا بجا آنها را اذیت کنید, روز قیامت الله متعالی از شما سوال خواهند کرد و در نهایت به مجازات میرساند, چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیث مشهور میفرماید:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - يَقُولُ:«كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، الإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي أَهْلِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا وَمَسْئُولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِهَا، وَالْخَادِمُ رَاعٍ فِي مَالِ سَيِّدِهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». قَالَ: وَحَسِبْتُ أَنْ قَدْ قَالَ: «وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي مَالِ أَبِيهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». (بخارى:893)
ترجمه: عبدالله بن عمر - رضي الله عنه - مي گويد: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «هر كدام از شما مسئول است، و از هريك از شما، درمورد زير دستانش سؤال خواهد شد. رهبر جامعه، مسئول رعيت مي باشد. مرد، مسئول خانواده و زير دستانش مي باشد. زن در خانه شوهر، مسئول زير دستان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئوليت هاي ديگرش، سئوال خواهد شد». راوي مي گويد: به گمانم آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - اين جمله را نيز افزود كه «مرد هم مسئول مال پدر خود مي باشد. و همه شما مسئول هستيد و از شما در مورد مسئوليت تان، سئوال خواهد شد».
لذا از بدگمانی و وسوسه های شیطان خود را نجات داده و به زندگی معمول خویش مصروف شوید, تا چیزی را به وضوح و آشکارا ندیده ایید و برایت ثابت نشده است, قضاوت نکنید و از عجله کار نگیرید که عجله کار شیطان است, دستور قرآن و بیانات احادیث را در نظر گرفته به آن عمل نمایید.
و اگر بازهم چیزی دیده باشید و احساس کرده باشید که در باره خانواده تان شما را رنج میدهد, شما باید هوشیارانه در مقابل آن عکس العمل نشان دهید, تا خدا نکرده نشود که خانواده تان از هم پاشیده شود و شیطان به آرزوی خود برسد, لذا شما باید هوشیار باشید و در مقابل وسواس شیطان ثابت قدم باشید تا نشود که در مسائل شرعی خطای انجام دهید که باز نتوانید آن را اصلاح کنید و تا آخر عمر پشیمانی را برای شما به بار بیاورد.
راه حل:
بسیاری از مسائل در وهله اول بظاهر غیر قابل حل معلوم میشوند اما در حقیقت اصلا اینطور نیست بلکه بسیار ساده است و راه حل های معقول و ساده برای آن موجود است, شما خود این مسأله را بررسی و تحقیق کنید و به مسائل و احوال اطراف خود و خانواده تان با دقت نظر و توجه کنید و در محیط خانه و خانواده و اقوام و اقربای خود بررسی و تحقیق کنید که کدام چیز و علت شما را به شک و تردید انداخته و شما را در این مسأله آزار و رنج میدهد؟ آیا بخاطر آن نیست که شما در یک خانه کلان و بزرگ و با تعداد افراد زیاد و گوناگون زندگی می کنید؟ و یا اینکه همسایه تان نااهل است و مسائل شرعی را بسیار رعایت نمی کند؟ و یا اینکه افراد نا اهل از جای دیگر به خانه تان رفت آمد می کند ؟
شرع مقدس اسلام که مملوء از حکمت و پند است, به چنین مسائل و حالات هم توجه کرده است, مانند رعایت کردن امر حجاب و دوری از عوامل فحشا و منکر و فاصله گرفتن از نا محرم و عدم خلطیت در کار و زندگی با آنها و همچنان مجلس و صحبت های طولانی و بدون کدام ضرورت با نا محرم و غیره .... بخصوص نامحرمی که قریب و خویشاوند باشد, چنانچه در باره آن رسول کریم صلی الله علیه و سلم تعبیر بسیار جالب توجهی دارد, به این حدیث توجه کنید!
عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ - رضي الله عنه - : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ: «إِيَّاكُمْ وَالدُّخُولَ عَلَى النِّسَاءِ». فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَفَرَأَيْتَ الْحَمْوَ؟ قَالَ: «الْحَمْوُ الْمَوْتُ». (بخارى:5232)
ترجمه: عقبه بن عامر - رضي الله عنه - مي گويد: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «از رفتن نزد زنان (بيگانه) پرهيز كنيد». مردي از انصار پرسيد: اي رسول خدا! نظر شما در مورد خويشاوندان شوهر (مثل برادر ، عمو ، پسر عمو و خواهر زادة شوهر) چيست؟ فرمود: «هلاكت، در همين است».
قال النووي: والمراد بالحموهنا أَقَارِبُ الزَّوْجِ غَيْرُ آبَائِهِ وَأَبْنَائِهِ فَأَمَّا الْآبَاءُ والأبناء فمحارم لزوجته تجوزلهم الخلوة بها ولايوصفون بالموت وانما المراد الأخ وبن الْأَخِ وَالْعَمُّ وَابْنُهُ وَنَحْوُهُمْ مِمَّنْ لَيْسَ بِمَحْرَمٍ وَعَادَةُ النَّاسِ الْمُسَاهَلَةُ فِيهِ وَيَخْلُو بِامْرَأَةِ أَخِيهِ فَهَذَا هُوَ الْمَوْتُ. شرح النووي على مسلم (14/ 154)
ترجمه:
امام نووي رحمه الله ميفرمايد: مقصود از (الحمو) اقربا و خویشاندان شوهر اند, باستثنای پدر شوهر و فرزندان شوهر چون اینها برای زنش محرم اند, لذا خلطیت و صحبت کردن شان جایز و به مرگ تعبیر نمی شود.
یعنی برادر شوهر و فرزند اش و یا عموی شوهر و فرزند اش و همچنان فرزند خواهر شوهر, خلاصه کسانی نکاح اش با این زن از نظر شرعی صحیح می شود, برای این زن مانند مرگ و هلاکت در حدیث تعبیر شده است, چون عادت مردم است که در باره آنها سهل انگاری می کند و بسیار سخت نمی گیرد و بدون تکلف به خانه وارد و خارج میشوند.
در نتیجه شما با یک روش بسیار حکیمانه سعی و تلاش کنید که خانواده خویش را از چنین مهلکه ها و مشکلات حفاظت کنید, مثلا اگر در یک خانه کلان زندگی می کنید و در آن خانه چنین اشخاصی با شما یکجا زندگی می کنند, توصیه می شود شما از این خانه کوچ کنید و برای خود منزل و خانهء مستقل تهیه نموده و بطور مستقل و فقط با کسانی که برای هسرتان محرم هستند زندگی کنید, مانند پدرتان و فرزندان و خواهران تان که اینها همه برای همسرتان محرم اند, همچنان از ورود افراد نا محرم و لا ابالی و نا اهل به خانه تان به شدت ممانعت کنید ان شاء الله که به مرور زمان مشکلات شما حل شده و زندگی تان به حالت عادی بر می گردد.
انسان مومن حرمت بسيار عظيمي دارد:
ابروي يك انسان مسلمان بسيار محترم است رسوا كردن مسلمان برابر است با ویران کردن کعبه شریفه چون شأن حرمت آبروی انسان مسلمان بزرگتر از عظمت و حرمت کعبه است لذا حق ندارید ابروی کسی را بخصوص همسر خود را ببری و ضایع کنید.
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: نَظَرَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الْكَعْبَةِ، فَقَالَ: " مَا أَعْظَمَ حُرْمَتَكِ "، وَفِي رِوَايَةِ أَبِي حَازِمٍ لَمَّا نَظَرَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الْكَعْبَةِ، قَالَ: " مَرْحَبًا بِكِ مِنْ بَيْتٍ مَا أَعْظَمَكِ وَأَعْظَمَ حُرْمَتَكِ، وَلَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةَ عِنْدَ اللهِ مِنْكِ، إِنَّ اللهَ حَرَّمَ مِنْكِ وَاحِدَةً وَحَرَّمَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثًا: دَمَهُ، وَمَالَهُ، وَأَنَ يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْءِ ". شعب الإيمان (9/ 76) . أخرجه البيهقي في "شعب الإيمان" (5/296-297/6706) من طريقين عن حفص بن عبدالرحمن عن شبل عن ابن أبي نجيح عن مجاهد عن ابن عباس. قلت:وهذا إسناد حسن، رجاله ثقات رجال الشيخين؛ غير حفص بن عبدالرحمن- وهو النيسابوري القاضي-؛ قال الذهبي في " الكاشف"، والعسقلاني في " التقريب ": " صدوق ". السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة 1 - 9 (14/ 33)
ترجمه:
از ابن عباس رضی الله عنه روایت است : رسول الله صلی الله علیه و سلم در حین طواف به خانه کعبه نظر کردند, فرمودند: خوشا بحالت ای خانه الله چه بزرگ است شأن و حرمت تو نزد پروردگار, اما حرمت مومن و مسلمان نزد الله بزرگتر از تو است, الله متعالی در شأن تو یک چیز حرام کرده است (یعنی اهانت کردن به کعبه) اما در حق مومن سه چیز را حرام کرده است: 1 خون اش را , 2 و مالش را, 3 و اینکه به او گمان بد شود.
اتهام مشروع و اتهام غیر مشروع:
از نصوص فوق ثابت میشود که شک و گمان بد, در حق مسلمان نه تنها جایز نیست بلکه گناه بس بزرگ است, اما اگر شک آنقدر قوی بود که ممکن بود با آن کسی را متهم کرد, میشود آن را بعنوان غیرت دینی نامید و جایز دانست.
حق مسلم شما است تا در برابر مسائل ناموسی خویش حساس و نگران باشید و برای حفظ ناموس از خود غیرت نشان دهید, چراکه خداوند مومن با غیرت را دوست دارد, اما اگر این غیرت بیجا و بی مورد و بی دلیل باشد, خداوند آن را بد میداند و دوست ندارد بلکه گناه بس بزرگ محسوب میشود.
وقال صلى الله عليه وسلم: إن من الغيرة ما يحبه الله، ومنها ما يبغضه الله، فأما الغيرة التي يحبها الله فالغيرة في الريبة، وأما الغيرة التي يبغضها الله فالغيرة من غير ريبة. رواه أبو داود وابن ماجه وصححه الألباني.
ترجمه:
یقینا بعضی از غیرت ها را الله دوست دارد و بعض دیگر را دوست ندارد, اما آنکه الله آن را دوست پس غیرت در مواضع گناه تهمت است (یعنی جایی که فحش را مشاهده کند), اما آنکه الله آن را دوست ندارد غیرت در غیر گناه و تهمت است (یعنی جایی که فحش را مشاهده نکرده, بلک فقط توهم گمان می کند) .
در مرقاة المفاتیح شرح مشکاة ريبة را به معنی موضع التهمه ترجمه کرده, و بیان میدارد که هر عمل در نفس تردید و تنفر و انزجار ایجاد کند, ریبه است و غیرت کردن در باره آن بجا ست و نزد الله محبوب است, و اگر چنین نباشد یعنی چیزی و عملی را مشاهد نمی کند بلکه بر اساس توهم محض و گمان باشد, غیرت کردن در باره آن درست نیست بلکه گناه محسوب میشود و نزد الله متعالی منفور است, چرا که چنین غیرت نا درست و بیجا, بغض و کینه و دشمنی و فته را بر می آنگیزد.
(فَالْغَيْرَةُ فِي الرِّيبَةِ) : بِالْكَسْرِ أَيْ فِي مَوْضِعِ التُّهْمَةِ، وَالشَّكُّ مَا تَتَرَدَّدُ فِيهِ النَّفْسُ كَمَظْهَرِ فَائِدَةِ الْغَيْرَةِ وَهِيَ الرَّهْبَةُ وَالِانْزِجَارُ، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ فِي مَوْقِعِهَا فَتُورِثُ الْبُغْضَ وَالشَّنَآنَ وَالْفِتَنَ، وَهَذَا مَعْنَى قَوْلِهِ: (وَأَمَّا الَّتِي يُبْغِضُهَا اللَّهُ فِي غَيْرِ رِيبَةٍ) : وَفِي نُسْخَةٍ مِنْ غَيْرِ رِيبَةٍ، بِأَنْ يَقَعَ فِي خَاطِرِهِ ظَنُّ سُوءٍ مِنْ غَيْرِ أَمَارَةٍ كَخُرُوجٍ مِنْ بَابٍ، أَوْ ظُهُورٍ مِنْ شُبَّاكٍ، أَوْ تَكَشُّفٍ عَلَى أَجْنَبِيٍّ، أَوْ مُكَالَمَةٍ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح (5/ 2173
معيار براي غيرت بجا و نابجا:
اين مسأله براي همه مردم یکسان نیست بعضی از مردم حساسیت بیش از حد دارند و قدرت تخیل و بد گمانی در آنها بسیار قوی است, لذا در بعض مسائل عادی از خود غیرت نشان میدهند و بی مورد دیگران را متهم می کند, و بعض از مردم بیش از حد متساهل و آسان گیر اند, یک مسأله کاملا ناموسی را چشم پوشی کرده و آن را به حسن ظن خود گناه نمی داند.
وَقَالَ شَيخنَا: لَكِن ذَلِك يخْتَلف باخْتلَاف الْأَشْخَاص، فَرب رجل شَدِيد التخيل فيظن مَا لَيْسَ بريبة رِيبَة، وَرب رجل متساهل فِي ذَلِك فَيحمل الرِّيبَة على محمل يحسن بِهِ ظَنّه. عمدة القاري شرح صحيح البخاري .20/ 206
لذا شراح حدیث برای غیرت خوب و غیرت بد, معیاری را تعریف نموده اند, چنانچه علامه سندی در حاشیه ابن ماجه میفرماید:
در جاییکه علایم فساد و فحشا ظاهر و معلوم باشد ( مانند شیرین زبانی کردن با نامحرم و خلوت کردن با آنها و غیر ....) در اینجا غیرت خوب و بجا و مناسب است, و اگر هیچ عمل و نشانه ی از فحشا دیده نمیشود , در چنین حالت غیرت کردن بیجا بوده و این غیرت نزد الله متعالی منفور و مبغوض است.
(فالغيرة في الريبة) أي في مظنة الفساد. أي إذا ظهرت أمارات الفساد في محل بمقتضى الغيرة محمود. وأما إذا قام بدون ظهور شيء فالقيام به مذموم. لما فيه من اتهام المسلمين بالسوء من غير وجه] . حاشية السندي على سنن ابن ماجه. 1/ 615
لذا اگر کسی ببیند شخص بیگانه با اهل و عیالش رفت آمد دارد یا با افراد بیگانه مزاح و شوخی می کند و با خوش رویی برخورد می کند, از خود غیرت نشان داده ساکت نماند و اهل و عیال خود را از چنین عمل منع کند و یا آن را از چنین محیطی و جای دور نگاه دارد, و بیگانگان را هم ممانعت کند, این همان غیرت بجا ست که الله متعالی آن را دوست دارد, در غیر این صورت غیرت کردن جایز نیست, یعنی هیچ علایم از فحشا و رفت و آمد و خلوت و غیره ... مشاهده نکرده بلکه بمحض بدگمانی و سوء ظن از خود عکس العمل شدید نشان میدهد این غیرت درست نبوده و نزد الله متعالی منفور است.
جاء في شرح سنن ابن ماجه للدهلوي قوله: فالغيرة في الريبة أي يكون في مواضع التهم والشك والتردد بحيث يمكن اتهامها فيه، كما لو كانت زوجته تدخل على أجنبي أو يدخل عليها ويجري منهما مزاح وانبساط، وأما ما لم يكن كذلك فهو من ظن السوء الذي نهينا عنه. انتهى.
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ - رضي الله عنه - : أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ - صلى الله عليه وسلم - فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وُلِدَ لِي غُلامٌ أَسْوَدُ، فَقَالَ: «هَلْ لَكَ مِنْ إِبِلٍ»؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: «مَا أَلْوَانُهَا»؟ قَالَ: حُمْرٌ، قَالَ: «هَلْ فِيهَا مِنْ أَوْرَقَ»؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: «فَأَنَّى ذَلِكَ»؟ قَالَ: لَعَلَّهُ نَزَعَهُ عِرْقٌ، قَالَ: «فَلَعَلَّ ابْنَكَ هَذَا نَزَعَهُ». (بخارى:5305
ترجمه:
ابوهريره - رضي الله عنه - مي گويد: مردي نزد نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - آمد و گفت : اي رسول خدا! صاحب پسر بچه اي سياه رنگ شده ام؟ آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «آيا شتر داري»؟ گفت: بلي. فرمود: «چه رنگي دارند»؟ گفت: قرمز هستند. فرمود: «آيا در ميان آنها، شتر خاكستري هم وجود دارد»؟ گفت: بلي. فرمود: «اين شتر خاكستري از كجا آمده است»؟ گفت: شايد به يكي از اجدادش، شباهت پيدا كرده است. آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - فرمود: شايد اين فرزند هم به يكي از اجدادش، شباهت پيدا كرده است».
قسطلاني مفرمايد: از حدیث فوق ثابت میشود که بمحض ظن و گمان نباید نفی ولد کند و بگوید این بچه از من نیست و یا بمحض مشاهده یک نشانه ضعیف و مشکوک نباید یک حکم یقنی صادر کند و طرف مقابل را به گناه نا کرده متهم کند.
قال أبو العباس القسطلاني – رحمه الله - : " وفائدة الحديث : المنع عن نفي الولد بمجرد الأمارات الضعيفة ، بل لا بد من تحقق ، كأن رآها تزني ، أو ظهور دليل قويّ ، كأن لم يكن وطئها أو أتت بولد قبل ستة أشهر من مبدأ وطئها أو لأكثر من أربع سنين " انتهى من " إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري " 8 / 173 .
دار الإفتاء دار العلوم کابل
9 ربیع الثانی 1437 هـ ق
29 جدی 1394 هــــ شـــ

Address

دار العلوم کابل
کابل
۰۰۹۳

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دار الإفتاء دار العلوم كابل posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to دار الإفتاء دار العلوم كابل:

Share